
بریدههایی از کتاب کورالین
۳٫۶
(۴۲)
کورالین نمیدانست چرا فقط تعداد انگشتشماری از بزرگترهایی که میشناخت، عقل درست و حسابی داشتند.
🤓
«وقتی با وجود ترس از چیزی، باز به طرفش میروی، یعنی شجاعت داری.»
فرفری موی غزلساز
خودش را بغل کرد و به خود گفت که دختر شجاعی است. دیگر داشت خودش را باور میکرد.
Fatemeh
کورالین میدانست که وقتی بزرگترها میگویند چیزی درد ندارد، معنیاش این است که بیبرو برگرد درد دارد.
Fatemeh
مثل تکهای از نیمه شب زیر تابش خورشید نیمروز.
Fatemeh
افسانههای پریان برتر از حقیقتاند: نه از آن جهت که به ما میگویند اژدها وجود دارد، بلکه از آن جهت که به ما میگویند اژدها نیز از پا در میآید.
FARHADI
من نمیخواهم همهٔ چیزهایی را که میخواهم، داشته باشم؛ هیچ کس نمیخواهد. واقعاً میگویم. این اصلاً چه فایدهای دارد که هر چه را که میخواهم، همان لحظه به دست بیاورم؟ نه، این هیچ ارزشی ندارد.
فرفری موی غزلساز
. مواظب باش که از این به بعد هم راهت را گم نکنی.»
Fatemeh
کورالین هیچ وقت سر درنمیآورد که چرا همه دوست داشتند ظرف میوه نقاشی کنند.
Fatemeh
آه کشید: «انگار تو اصلاً هیچ چیز نمیفهمی. هان؟ من نمیخواهم همهٔ چیزهایی را که میخواهم، داشته باشم؛ هیچ کس نمیخواهد. واقعاً میگویم. این اصلاً چه فایدهای دارد که هر چه را که میخواهم، همان لحظه به دست بیاورم؟ نه، این هیچ ارزشی ندارد.
Fatemeh
«وقتی با وجود ترس از چیزی، باز به طرفش میروی، یعنی شجاعت داری
مهدیس
بعضی وقتها کورالین فراموش میکرد کیست:
Fatemeh
کورالین به این نتیجه رسید که او هرگز نمیتواند چیزی حقیقی بسازد. او تنها میتوانست چیزهایی را که وجود داشتند، به گونهای کج و کوله و غیرعادی کپی کند.
Fatemeh
کورالین نمیدانست چرا فقط تعداد انگشتشماری از بزرگترهایی که میشناخت، عقل درست و حسابی داشتند.
میم ___ لام
کورالین از چشمهای دکمهای آن یکی مادر، میخواند که او برایش در حکم یک دارایی بود، نه بیشتر؛ یک حیوان خانگی قابل تحمل که دیگر کارهایش سرگرمکننده نبود.
فرفری موی غزلساز
حجم
۳٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۱۶۸ صفحه
حجم
۳٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۱۶۸ صفحه
قیمت:
۱۳۱,۰۰۰
تومان