عمر عکس از عمر آدمی بیشتر است
شعبدهباز واژگان
سفر از همین جا شروع میشود، از باز شدن درِ خانه به کوچه
شعبدهباز واژگان
ستارهها نمیگذارند انسان احساس تنهایی کند
شعبدهباز واژگان
از شیشهای که شکسته، میشود حدس زد که کسی ساکن این خانهٔ قدیمی نیست.
شعبدهباز واژگان
«سفر بهانه و انگیزه نمیخواهد، اما انگار همیشه چیزی آدمیزاد را باید از زمان و مکان عادتشدهاش دور کند؛ از سقف اتاقش، از بوی همیشگی آشپزخانهاش، از معماری خانه و شهرش و البته از حوضچهٔ پُر از ماهیِ روزمرگیهایش.»
کاربر ۳۹۶۲۲۳۷
روح آدمیزاد گاهی محتاج است بادی بخورد.
شعبدهباز واژگان
یاد جملهای از پیرمرد و دریای همینگوی میافتم: «سکوت در دریا فضیلت است.»
jamegrak
اگر قدری باد بوزد چه خواهد شد؟
شهروندی که به صرافت میافتد از خانه بیرون بزند، بلکه بادی به کلهاش بخورد و رفع ملال بشود، پرسهگردی میکند، پرسه میزند. پرسهگرد قصد ورزش و جابهجا شدن ندارد، همچنان که هدفی از گردش ندارد. پرسهگرد در این لحظهٔ خاص روحی به مکان خاصی در شهر نظر ندارد. اگر شهر به این شهروند فضای مفرح و متنوع ندهد خیلی زود به خانه برمیگردد و درعینحال رفع ملال او نمیشود. پرسهگرد پیادهرو، پیادهراه، دارودرخت و ویترین مغازه میخواهد.
بهاران بانو65☫
برمیآید که مردم این نواحی حوصلهای در بافتن انواع صنایعدستی از سَعَف نخل داشتهاند که نشان از مدارای زیاد با زندگی است
jamegrak
بندر است و دروازهاش بسته نیست. دلت میخواهد عکس بگیری و شهر و ساکنان بومی را در خاطرههایت باقی بگذاری، مثل دوستی است که بهناگهان در خیابان دیدهای و آدرس میگیری تا…
jamegrak