جملات زیبای کتاب در کلمات هم می شود سفر کرد | طاقچه
تصویر جلد کتاب در کلمات هم می شود سفر کرد
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب در کلمات هم می شود سفر کرد

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۱۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
اصغر عبداللهی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
شعبده‌باز واژگان
۷
عمر عکس از عمر آدمی بیش‌تر است
شعبده‌باز واژگان
۶
سفر از همین جا شروع می‌شود، از باز شدن درِ خانه به کوچه
شعبده‌باز واژگان
۴
ستاره‌ها نمی‌گذارند انسان احساس تنهایی کند
شعبده‌باز واژگان
۳
از شیشه‌ای که شکسته، می‌شود حدس زد که کسی ساکن این خانهٔ قدیمی نیست.
کاربر ۳۹۶۲۲۳۷
۳
«سفر بهانه و انگیزه نمی‌خواهد، اما انگار همیشه چیزی آدمیزاد را باید از زمان و مکان عادت‌شده‌اش دور کند؛ از سقف اتاقش، از بوی همیشگی آشپزخانه‌اش، از معماری خانه و شهرش و البته از حوضچهٔ پُر از ماهیِ روزمرگی‌هایش.»
شعبده‌باز واژگان
۲
روح آدمیزاد گاهی محتاج است بادی بخورد.
jamegrak
۱
یاد جمله‌ای از پیرمرد و دریای همینگوی می‌افتم: «سکوت در دریا فضیلت است.»
بهاران بانو65☫
۰
اگر قدری باد بوزد چه خواهد شد؟ شهروندی که به صرافت می‌افتد از خانه بیرون بزند، بلکه بادی به کله‌اش بخورد و رفع ملال بشود، پرسه‌گردی می‌کند، پرسه می‌زند. پرسه‌گرد قصد ورزش و جابه‌جا شدن ندارد، همچنان که هدفی از گردش ندارد. پرسه‌گرد در این لحظهٔ خاص روحی به مکان خاصی در شهر نظر ندارد. اگر شهر به این شهروند فضای مفرح و متنوع ندهد خیلی زود به خانه برمی‌گردد و درعین‌حال رفع ملال او نمی‌شود. پرسه‌گرد پیاده‌رو، پیاده‌راه، دارودرخت و ویترین مغازه می‌خواهد.
jamegrak
۰
برمی‌آید که مردم این نواحی حوصله‌ای در بافتن انواع صنایع‌دستی از سَعَف نخل داشته‌اند که نشان از مدارای زیاد با زندگی است
jamegrak
۰
بندر است و دروازه‌اش بسته نیست. دلت می‌خواهد عکس بگیری و شهر و ساکنان بومی را در خاطره‌هایت باقی بگذاری، مثل دوستی است که به‌ناگهان در خیابان دیده‌ای و آدرس می‌گیری تا…