جملات زیبا از متن کتاب بر استخوان های مردگان | طاقچه
تصویر جلد کتاب بر استخوان های مردگان
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب بر استخوان های مردگان

۳.۴(از ۳۹ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
نشر چشمه

۲۳۶,۰۰۰

۶۰٪

قیمت:

۹۴,۴۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

خشم بر سایر عواطف غلبه می‌کند و جسم را به اختیار خویش درمی‌آورد. بی‌هیچ تردید، خرد از خشم سرچشمه می‌گیرد، زیرا فقط خشم قادر است از هر حدومرزی بگذرد.
maede
۱۱
بعضی وقت‌ها که انسان دستخوش خشم می‌شود، همه‌چیز به نظرش بدیهی و ساده می‌آید. خشم آن‌چه را آشفته است نظم‌وسامان می‌دهد، دنیا را جوری خلاصه می‌کند که واضح به نظر می‌رسد؛ به برکت خشم، نعمت روشن‌بینی را هم بازمی‌یابیم، که در حالت‌های دیگر دست‌یابی به آن بی‌نهایت دشوار است.
کاربر ۵۷۷۹۳۱۲
۷
«ما به شیوهٔ خودمون دنیا رو درک می‌کنیم ولی حیوون‌ها حسش می‌کنند؛ متوجه منظورم می‌شی؟»
نینا خانوم
۵
درختی تناور، علی‌رغم این‌که کج‌ومعوج و سوراخ‌سوراخ است، قرن‌ها در امان می‌ماند زیرا نمی‌شود با چوبش چیزی ساخت. این مثال باید به ما روحیه ببخشد. همه از محاسنِ «مفید» آگاه‌اند، ولی هیچ‌کس قبول ندارد که «بی‌فایده» هم خیلی وقت‌ها به درد می‌خورد.
مهسا نوری
۵
اگر فرشته‌ها وجود داشته باشند، حتماً با مشاهده حال‌ووضع‌مان از خنده روده‌بُر می‌شوند: بدنی نصیب‌شان شده که راجع‌به‌اش چیزی نمی‌دانند. بدون دفترچهٔ راهنما تحویلش گرفته‌اند.
Zohreh
۴
زندان آن بیرون نیست، بلکه درون هر کدام از ماست. چه‌بسا، بلد نباشیم بدونِ آن زندگی کنیم.
نینا خانوم
۴
مرگ سگ از گرسنگی بر در سرای صاحبش، پیش‌گویی تباهی مملکت است.
Call_Me_Mahi
۴
«البته، مرگ همیشه از جلو خونه‌هامون رد می‌شه، فرق هم نمی‌کنه چه وقت روز یا شب باشه.» راستش، بهترین کسی که آدم می‌تواند باهاش اختلاط کند خودش است ــ لااقل سوءتفاهم پیش نمی‌آید.
LiLi
۴
بهترین کسی که آدم می‌تواند باهاش اختلاط کند خودش است ــ لااقل سوءتفاهم پیش نمی‌آید.
downfalloftheheart@
۴
همواره خشم از پس خویش فضای خالی عظیمی باقی می‌گذارد که بلافاصله سیلابِ اندوه بسان رودی بی‌ابتدا و بی‌انتها بر آن جاری می‌شود. به گریه افتادم.
مهسا نوری
۴
همین که از منزل بیرون آمدیم سوز یخ‌زده و مرطوبی به‌مان هجوم برد که هر زمستان، به ما گوشزد می‌کند دنیا برای آسودگی بنی‌بشر خلق نشده و حداقل نصف سال در عمل نشان می‌دهد چه‌قدر با ما خصومت دارد.
paria1370
۳
برایم معما شده که چه‌طور چالش‌ها نیروی نهفتهٔ درون‌مان را بیدار می‌کنند.
paria1370
۳
بر اثر خشم، ذهن بازتر و نافذتر می‌شود، به روشن‌بینی می‌رسد. خشم بر سایر عواطف غلبه می‌کند و جسم را به اختیار خویش درمی‌آورد. بی‌هیچ تردید، خرد از خشم سرچشمه می‌گیرد، زیرا فقط خشم قادر است از هر حدومرزی بگذرد.
yasklv
۳
«اوضاع کشور رو از وضعیت حیوون‌هاش می‌شناسند، از طرز رفتار مردم با اون‌ها. اگه مردم نسبت به حیوون‌ها خشونت نشون بدن نه دموکراسی، نه هیچ‌چیز دیگه، مشکل‌شون رو چاره نمی‌کنه.
vaa_yu
۲
از نظر من، بارها مستحق مجازات بود و حتی باید به زندان می‌افتاد. متحیرم چرا هرگز تقاص اعمالش را پس نداد. چه‌بسا، فرشته‌هایی مراقبش بودند؛ گاهی پیش می‌آید که آن‌ها هم طرفِ باطل را بگیرند.
atoosa
۲
وقتی نصفه‌شب با تقه‌هایی به در ــ محکم و یک‌بند و بی‌هیچ ملاحظه‌ای، یعنی قطعاً بدخبر ــ بیدار شدم، نتوانستم فوراً هوش‌وحواسم را جمع کنم. از جا پریدم و به تخت‌خواب تکیه دادم و به‌زحمت توانستم تعادلم را سرپا حفظ کنم، زیرا بدنِ کرخت و لرزانم قادر نبود از معصومیتِ خواب به عرصهٔ بیداری خیز بردارد.
heathens
۱
سال‌های دراز تیره‌روزی بیش‌تر از مرضی مهلک منزلت انسان را پایین می‌آورند.
nazi_sfy
۱
ما هم فقط برای زمستان هارت‌وپورت می‌کنیم، و او به‌مان محل نمی‌گذارد، درست مثل بقیهٔ دنیا.
کاربر ۵۷۷۹۳۱۲
۱
به‌هرحال، از زمان مرگم باخبرم، و همین به‌ام آزادی می‌بخشد.
کاربر ۵۷۷۹۳۱۲
۱
بچه‌ها ملایم و انعطاف‌پذیرند، ساده و بی‌ادعا هستند. خودشان را هم درگیر موضوع‌های پیش‌پاافتاده‌ای نمی‌کنند که بزرگ‌سال‌ها حاضرند عمرشان را به خاطرشان هدر بدهند. متأسفانه، هر چه بیش‌تر رشد می‌کنند، بیش‌تر تابع عقل و منطق می‌شوند
نینا خانوم
۱
خیلی دلخور نشدم، عادت دارم کارهای سخت را تنهایی انجام بدهم.
نینا خانوم
۱
برخلاف سرحالی ظاهری‌ام، که مردم ساده‌لوحانه آن را به حساب آرامش روحی‌ام می‌گذارند، از ورای دل‌شوره‌ها و هراس‌هایم آن‌ها را مشاهده می‌کنم. انگار همه‌چیز در آینه‌ای کدر منعکس شده باشد یا این‌که از پشت شیشه‌ای تیره ببینم‌شان.
downfalloftheheart@
۱
حضور «بوروس» یادم انداخت که زندگی کنار کسی دیگر چگونه است و چه‌طور می‌تواند اسباب دردسر باشد. چه‌قدر آدم را از حال‌وهوای خودش بیرون می‌آورد و تا چه اندازه باعث سردرگمی می‌شود. چه‌قدر یک نفرِ دیگر می‌تواند کفرت را بالا بیاورد و کلافه‌ات کند بی‌آن‌که کار خطا و خلافی ازش سر زده باشد.
downfalloftheheart@
۱
همواره خشم از پس خویش فضای خالی عظیمی باقی می‌گذارد که بلافاصله سیلابِ اندوه بسان رودی بی‌ابتدا و بی‌انتها بر آن جاری می‌شود.
maede
۱
سرم زیادی سنگینه. مُهره‌ها تاب تحمل وزنش رو ندارند و ترق‌ترق فرسوده می‌شن.
LiLi
۱
«خیلی چیزها رو توی زندگی من، یا شما، با مدرک نمی‌شه ثابت کرد. حتی با کلمه همه‌چیز رو نمی‌شه بیان کرد، تا چه برسه به این‌که بخوان براش مدرک رسمی جور کنند.»
LiLi
۱
گاهی به نظرم می‌آید درون مقبره‌ای بزرگ و درندشت زندگی می‌کنیم که برای یک عالم آدم جا دارد. دنیای فرورفته در ظلمات خاکسترفام، سرد و ناخوشایند را نظاره کردم: زندان آن بیرون نیست، بلکه درون هر کدام از ماست. چه‌بسا، بلد نباشیم بدونِ آن زندگی کنیم.
paria1370
۱
زندان‌ها از سنگ‌های قانون ساخته شده‌اند
paria1370
۱
این‌قدر استعداد و قابلیت در دنیا فراوان است که همهٔ مردم حسابی ازشان سهم برده‌اند: هر کس در زمینهٔ ذوقیِ خودش.
paria1370
۱
غم چه واژهٔ مهمی است برای توصیف این عالم. اساس همه‌چیز بود، عنصر پنجم، جوهرهٔ هستی.
مهسا نوری
۱