
کتاب شعر هیئت
پدیدآورندگان:
محمدرضا سنگریانتشارات:
انتشارات خیمه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
سیّد جواد
۲۳
ای قوم در این عزا بگریید
بر کشتۀ کربلا بگریید
از خون جگر سرشک سازید
بهر دل مصطفی بگریید...
در ماتم او خمش مباشید
یا نغره زنید یا بگریید
سیّد جواد
۱۹
فیاض لاهیجی حدود چهل سال پس از محتشم این سروده را عرضه میکند که در محافل خوانده میشود:
عالم تمام نوحهکنان از برای کیست؟
دوران سیاهپوش چنین در عزای کیست؟
نیلی چراست خیمۀ نُهتوی آسمان؟
جیب افق دریده ز دست جفای کیست؟
سرتاسر سپهر پر از دود و ماتم است
آخر خبر کنید که اینها برای کیست؟
گویا مصیبت همه دلهای مبتلاست
یعنی عزای شاه شهیدان کربلاست؟
سیّد جواد
۱۵
بنا بر قرائن تاریخی نخستین گروهی که در ایران برای حادثۀ کربلا، تجمع و اعتراض و سوگواری برپا کردند، مردم سیستان بودند. در تاریخ سیستان آمده است: «چون این خبر[ حادثۀ کربلا ]به سیستان آمد مردمان سیستان گفتند نه نیکو طریقتی برگرفت یزید که با فرزندان رسول چنین کردند. پارهای شورش اندر گرفتند». اندکی پس از این در ری اعتراضها و سوگواریها آغاز شد که طبری در تاریخ خود و ابن اثیر در «کامل» بدان اشاره کردهاند.
sadeghi
۱۰
ای لشکر حق را سر و سردار اباالفضل
وی دست علی در صف پیکار اباالفضل
هم خون حسین بن علی در تن پاکت
هم روح تو در پیکر ایثار اباالفضل
ریحانۀ دو فاطمه و ماه سه خورشید
آرام دل حیدر کرار اباالفضل
مانند تو در ارتش اسلام که دیده
فرمانده و سقا و علمدار اباالفضل
تو ماه بنیهاشمی و ما شب تاریک
تو لالۀ عباسی و ما خار، اباالفضل
هم کاشف کرب پسر فاطمه هستی
هم خیل بنیفاطمه را یار اباالفضل
بر حاجت خود کرده صد و سی و سه نوبت
هر خستهدلی نام تو تکرار اباالفضل
sadeghi
۵
منظور از اینگونه شعر، توصیف صوری شخصیتهای دینی با تکیه بر ظواهر آنان است؛ ستایش چشم و ابرو و ویژگیهای جسمانی ممدوح، با لعابی رقیق از عرفان، شعری را رقم زد که بعدها با مخالفت و اعتراض رهبران دینی جامعه مواجه شد و سبب کمرنگ شدن آن در هیئت شد. اوج اینگونه سرودهها را در اوایل دهۀ هشتاد باید دید.
مصطفی جعفری
۱
گزارش ساموئل گرین نخستین سفیر آمریکا در ایران این است که زنان در ایام محرم در تهران در هیئتی با جمعیت چهار هزار نفر حرکت میکردند. این گزارش مربوط به سالهای ۱۸۸۲-۱۸۸۵ است، یعنی حدود ۱۳۰ سال قبل. وی مینویسد: «خیلی تماشا داشت که چهار هزار سر سفید و چادر دیده میشد، بدون اینکه صورت یک نفر زن دیده شود... در هیچ مملکتی زنها آنقدر نفوذ و اعتبار ندارند که در ایران؛ ولی از طفولیت آموختهاند که اقتضای دینداری این است که زن صورت خود را از مرد پوشیده دارد و تا در زن حس عصمت باقی است، این اعتقاد هم باقی میماند.»
