
٪۵۰
کتاب دختری که از زندان داعش گریخت
این داستان من است...؛ گاهی آنچه انسان بر سر انسان میآورد باورکردنی نیست
انتشارات:
بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
ایران آزاد
۲
ما ایزدیها از نظر دیگران هویت فوقالعاده مشکوکی داشتیم و ما هم این را میدانستیم، زیرا تلاش چندانی برای پنهان کردن نظرشان دربارهٔ ما نمیکردند. وقتی به روستای ما میآمدند، از خوردن غذای ما خودداری میکردند و میترسیدند «نجس» باشد. ما بسیار مهماننواز بودیم، برای همین، این کارشان را توهین میدانستیم. وقتی بچه بودم، نمیتوانستم درک کنم چرا چنین فکری دربارهٔ ما دارند.
Rogayyeh
۱
سرگشته از او پرسیدم: «یعنی مردم موصل، داعشیها رو ترجیح میدن؟»
او شانه بالا انداخت: «این خصومتها منطقی نداره. برخی مردم باید مصیبت بزرگتری سرشان بیاد تا قدر شرایط موجود را بدونن.»
کتاب خان
۱
پدربزرگ با صدای بَماش شروع به خواندن کرد و من با صدای جوانم او را همراهی کردم: «ای پروردگارم، تو فرشتهای، تو حاکم جهانی؛ ای پروردگارم، تو فرشتهای، بخشندهترین حاکمی، تو فرشتهٔ سریر بزرگ خداوندی؛ ای پروردگارم، از ابتدای خلقت همیشه فقط تو بودی.»
