جملات زیبای کتاب نامه هایی به شاعر جوان | طاقچه
تصویر جلد کتاب نامه هایی به شاعر جوان

کتاب نامه هایی به شاعر جوان

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۲۳ رأی)
انتشارات: 
نشر سیزده
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ریحانه
۱۵
چیزی که ضروری است خلوتی درونی و ژرف است؛ به درون خود فرورفتن و ساعت‌ها همان‌جا ماندن
ریحانه
۱۳
ستاره‌ای که حالا بر من نور می‌تابد هزاران سال است که مرده
soroush vazzani
۱۱
آثار هنری یک تنهایی بی‌نهایت هستند
مرضیه سادات هاشمي
۹
چشمانم را از حدقه بیرون بیاور، هنوز می‌بینمت گوش‌هایم را جدا کن، باز هم می‌شنومت بدون پا به‌سویت می‌دوم بدون زبان وصفت می‌کنم دست‌هایم را جدا کن، در آغوش می‌کشمت قلبم چون دست‌هایم تو را می‌گیرد قلبم را که بگیری، مغزم ضربان می‌گیرد و مغزم را که به آتش بکشی تو را در رگ‌هایم جاری خواهم کرد
ریحانه
۷
درنهایت، در عمیق‌ترین و مهم‌ترین مسائل، ما به‌طور کامل تنها هستیم
ریحانه
۴
چوبی که مدت‌ها درمقابل شراره‌های آتش ایستادگی می‌کرد؛ شراره‌هایی که تو شعله‌ور کردی، حال بی‌تفاوت ایستاده تا سوختنم را نظاره‌گر باشد
amirkarimifar
۴
هرچه در زمانی که غمگین هستیم صبورتر و خاموش‌تر رفتار کنیم، اندوه بیشتر در ما نفوذ می‌کند، اندوه از آنِ ما می‌شود و به چنگ‌مان درمی‌آید، سپس زیربنای سرنوشت خواهد شد و حتی زمانی که از ما کنده شود، بازهم در ارتباط با آن خواهیم ماند. تکامل وجود ما وابسته به همین ارتباط تنگاتنگ با اندوه است.
ریحانه
۳
باید تنهایی را آموخت، به‌سان کودکان که تنهایند و بزرگ‌ترانشان را از نظر می‌گذرانند، که می‌آیند و می‌روند درحالی‌که به کار خودشان مشغولند، کارهایی که در نظر یک کودک بزرگ می‌نمایند زیرا بزرگ‌ترها با آنها سروکار دارند و کودک از آن سر در نمی‌آورد.
soroush vazzani
۳
درنهایت، در عمیق‌ترین و مهم‌ترین مسائل، ما به‌طور کامل تنها هستیم و برای اینکه یک نفر بتواند به دیگری نصیحت کند، یا حتی به دیگری کمک کند، باید خیلی اتفاق‌ها بیفتد، خیلی چیزها باید خوب پیش بروند، مجموعه‌ای از چیزها باید درست عمل کنند تا یک‌بار موفق شوی.
ریحانه
۲
اجازه دهید هر تأثیر و هر احساس مانند یک جوانه به طور کامل در ضمیر ناخودآگاه، در تاریکی، در عالم بیان‌ناپذیر و هر عالمی که راهش بر عقل بسته است، تکامل یابد و به بار بنشیند. با فروتنی و شکیبایی عمیق منتظر متولدشدن هنرتان باشید، این همهٔ زندگی هنرمند است: درک و خلق.
ریحانه
۲
سؤالات خود را دوست داشته باشید؛ آنها درست مثل کتاب‌هایی که به زبان خارجی نوشته شده‌اند یا اتاقی که دربسته است هستند. به دنبال پاسخ برای پرسش‌هایی که هنوز وقت آن نرسیده نباشید زیرا به کارتان نمی‌آید. باید بتوانید در آنها زیست کنید. نکتهٔ اصلی همین است، اینکه بتوانید همه‌چیز را زندگی کنید...
ali73
۲
در آرام‌ترین حالت خود مثلاً در نیمه‌شب از خود بپرسید: «آیا باید بنویسم؟» به عمق خود رجوع کرده و پاسخ سؤال را بیابید. اگر پاسخ شما «بله باید» بود، پس زندگی‌تان را وقف این کار کنید. زندگی شما حتی در بیهوده‌ترین و بی‌تفاوت‌ترین ساعتش، باید نشانه و میلی از این کار در شما بیدار کند. سپس به طبیعت نزدیک‌تر شوید. سعی کنید مانند یک انسان اولیه، آنچه که می‌بینید، تجربه می‌کنید و دوست دارید و صدالبته از دست می‌دهید را بازگویی کنید.
ali73
۲
گویی اندوه زیادی در مسیر زندگی‌تان قرار داشته است و رویارویی با آن‌ها شما را از روال عادی یک زندگی خارج کرده است. اما لطفاً به این فکر کنید که آیا این اندوه فراوان، چنان از مرکز وجودتان نگذشته است که شما را به‌کلی دگرگون سازد؟ اندوه اگر درمان نشود، به‌سان یک بیماری که درست مداوا نشده، دوباره قدرتمندتر از قبل بازخواهد گشت. چنانچه روزی ادراک ما از سطح خود فراتر رود، شاید اندوه را با روی گشاده‌تری بپذیریم تا شادمانی! زیراکه در آن لحظات اندوه، چیز جدیدی به وجودمان وارد شده است؛ چیزی ناشناخته. لحظه‌ای که هرآنچه احساسات در وجودمان است، از حرکت می‌ایستد. عقل، لحظاتی از ما دور می‌شود و سپس آن خاموشی محض اتفاق می‌افتد.
ali73
۲
به‌شخصه معتقدم، تمام اندوه ما ناشی از لحظات پرتنشی است که چون دیگر زندگانی را درست درک و لمس نمی‌کنیم، احساس فلج‌شدن داریم. سپس با این عنصر ناشناس که درون‌مان جای گرفته است تنها می‌مانیم و از هرآنچه بدان عادت داشته‌ایم و برای خود تکیه‌گاهی ساخته بودیم، دور می‌مانیم. گویی در مسیر سیل قرار گرفته و ناچاریم لطمات آن را پذیرا باشیم. اندوه نیز به‌سان همان سیل است. حالا به ما ورود کرده و در زوایای پنهانی وجودمان، لایه‌لایه در قلب و پوست و خون‌مان خانه کرده و حالا حتی نمی‌دانیم چه بر ما گذشته است؟
Saeedeh Razavi
۲
یک روز خواهد آمد که زنان از تمام قیود ناروا به خود، آزاد خواهند بود. مردان نیز در ادامه مبهوت خواهند ماند. روزگاری بعد، دوشیزه و زن مفهوم در ضدیتی نخواهند داشت و بلکه هرکدام مفاهیم ارزشمندی خواهند بود. زن تکمیل‌کنندهٔ جنس مرد نخواهد بود و خود به تنهایی نماد کاملی در هستی خواهد شد. آن‌روز، حقیقت زن از جنبهٔ انسانی خودش نگریسته می‌شود.
وارث فروید
۲
آرزو دارم از این قلب پریشان درآیم ‫و زیر وسعت آسمان بایستم ‫دعا کنم ‫حتماً هنوز یکی از این ستاره‌ها زنده است
سحر
۲
ایمان داشته باشید. در خلوت خود باشید و درمیان دیگران. اجازه دهید زندگی برایتان اتفاق بیفتد، باور کنید هرچیز در جای درست خودش قرار دارد و زندگی در هر صورت درست پیش خواهد رفت.
ali73
۱
لذت جسمانی یک تجربه است مانند دیدن یا مزه‌کردن میوه‌ای پاک. این یک فرصت و امر بدیهی است که به انسان داده شده است و البته شناخت جهان، کمال و شکوه را در پی دارد. بدانید که عیب در این تجربه نیست، بلکه در آن است که بیشتر انسان‌ها از این تجربه سوء استفاده می‌کنند، آن را هدر می‌دهند و یا آن را به‌عنوان ابزاری برای آسایش در زمان خستگی یا تفریحی بی‌حد و شاید به‌عنوان حواس‌پرتی و نه برای هدف اصلی که تعالی و رسیدن به معنویت واقعی است به‌کار می‌برند.
Abolfazl Ostadi
۱
هیچ حساب و کتابی با زمان وجود ندارد، یک‌سال و ده‌سال فرقی ندارد. هنرمند اندازه نمی‌گیرد، بلکه مانند درخت که در روئیدن شتاب نمی‌کند و در طوفان‌های زمستانه مطمئن می‌ایستد، بی‌ترس که پس از آن بهاری نیاید و می‌آید... شکیباست.
Amir Hossein Rezaei
۱
اینکه هنر چطور پیدا می‌شود است که اهمیت دارد، بنابراین دوست عزیزم، جز اینکه بگویم باید به درون خودتان فرو بروید، پند دیگری ندارم. به درون بروید و ژرفای خود را بسنجید، پاسخ این سؤالتان را که می‌باید شعر بگویید یا نه هم همان‌جا خواهید گرفت و سپس باید درست تعبیر و تفسیرش کنید. شاید معلوم شد که شما یک هنرمند هستید و هنر طالب شماست و پس آن سرنوشت را بپذیرید و بار و عظمتش را بر دوش بگیرید، بدون اینکه هرگز بپرسید چه پاداشی ممکن است در انتظارتان باشد. زیرا خالق هنر باید برای خود یک جهان باشد و هرچیزی را در خود و طبیعتی که به آن دلبسته است بیابد.
کاربر ۹۷۷۵۰۳۵
۱
انسان‌ها حتی غذا خوردن را به چیز دیگری تبدیل کرده‌اند؛ افراط و تفریط، لذت این نیاز را کمرنگ کرده است و درکل همهٔ نیازهای عمیق و ساده‌ای که زندگی به واسطهٔ آنها خود را تازه می‌کند، به همین شکل آلوده شده‌اند.
کاربر ۹۷۷۵۰۳۵
۱
شاید هرچیز وحشتناکی در عمیق‌ترین حالت خود از ما کمک بخواهد تا طلسمش را باطل کنیم.
hadi fatemi
۱
شاید به پیروزی خیلی بها می‌دهید و برای همین تلاش‌هایتان بی‌اثر می‌نماید. راهی که در پیش گرفته‌اید چه به پیروزی ختم شود یا خیر، مهم نیست. تنها چیزی که اهمیت دارد، نشاندن آنچه درست است به‌جای آنچه نادرست است می‌باشد. اگر چیزی غیر از این باشد، حتی در کمال پیروزی، خوشنود نخواهید بود.
Yasna
۱
اما مهم‌تر از همه‌چیز، فراگیری عشق است، این عشق هزاران و هزاران‌بار برایتان جبران خواهد شد. به هر حال زندگی شما در گذر است، من به این اطمینان دارم که در تار و پود زندگی و مراحل رشد خود به عنوان مهم‌ترین چیز در میان تمام تجربیات، ناامیدی‌ها و شادی‌هایتان، عشق قرار خواهد گرفت. و اگر بخواهم بگویم از چه کسی چیزی در مورد ماهیت کار خلاقانه و در مورد عمق و ماندگاری آثار آموخته‌ام، فقط دو نام وجود دارد که می توانم ذکر کنم: یاکوبسن نویسنده و آگوست رودن مجسمه‌ساز.
رزا
۱
زیرا درنهایت، در عمیق‌ترین و مهم‌ترین مسائل، ما به‌طور کامل تنها هستیم
ali73
۰
هنر وجود مرموز زندگی است
ali73
۰
هنر وجود مرموز زندگی است
Amir Hossein Rezaei
۰
معتقدم اگر به چیزهایی که اکنون چشمان مرا پر کرده و به طراوت کشیده نگاه کنید، راه حل را خواهید یافت. باید به طبیعت بچسبید! به طبیعت دست بیاویزید و سپس هرآنچه در دید اولیه بی‌مقدار می‌نماید و کمتر کسی متوجه آن است، به‌طور غیرمنتظره‌ای بسیار بزرگ و بی‌نهایت خواهد شد. اگر این هنر عشق ورزیدن به چیزهای ناچیز را
Amir Hossein Rezaei
۰
یادتان باشد، اجازه ندهید شما تحت کنترل کار هنری‌تان باشید، به خصوص در لحظات غیرخلاق‌تان. در لحظات خلق اثر هم سعی کنید از آن به عنوان ابزاری دیگر برای درک زندگی استفاده کنید. و ژرفای هرچیز را جستجو کنید، زیرا در آنجاست که حس طنازی که لازمهٔ ادامه است، هرگز به سر نمی‌آید و هنگامی که به عظمت هر چیز نزدیک می‌شوید، در همان زمان با خودتان بیندیشید که آیا این نگرش کنایه‌آمیز از یک نیاز طبیعی شما سرچشمه گرفته است یا خیر. زیرا تحت تأثیر چیزهای جدی، یا سررشته از دست شما خارج خواهد شد یا در غیر این صورت (اگر واقعاً به شما تعلق داشته باشد) به یک ابزار سختگیرانه تبدیل می‌شود و جای زیادی را در مجموعه ابزارهایی می‌گیرد که باید با کمک آنها اثر خود را خلق کنید.
Hrezapour.ir
۰
چرا فکر نمی‌کنید که او خواهد آمد؟ او آینده است، آخرین میوه رسیدهٔ درختی که ما برگ‌هایش هستیم، نمی‌دانید؟