شمس در جای دیگر میگوید: «آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی را هم او خواندی و هم غیر. یکی را فقط خود خواندی و سومی را نه خطاط خواندی و نه غیر. این خط سوم منم.»
کاربر ۱۰۷۶۴۵۲۴
مردمان، چنانکه رسم است، مغلوبان را خطاکار خواهند شمرد، اما کیفری که این واقعه را به دنبال میآید، گواه بر آن حقیقتی خواهد بود که همیشه کیفربخش است.
تو را باید که آنچه را که در دنیا عزیزتر از همه داری ترک گویی: این نخستین تیری است که از کمان تبعید رها میشود.
تو خود خواهی آزمود که نان دیگری را چه طعم شوری است.
و چه سخت است بالا رفتن و فرود آمدن از پلکان دیگری.
لاجرم با سلاح مالاندیشی مجهز بایدم شد، تا اگر آن اقامتگاهی را که برایم عزیزتر از همه است در من بستانند، اقامتگاههای دگر را با سرودههای خویش از دست ندهم.
mina1374
هر دو شاعر نهتنها تصویری از خود و خودشناسی ارائه میدهند، بلکه آنچه در این دو کتاب میگذرد گویای رویدادهایی است که ایشان در تعامل با آنها بودهاند. از هرسو که به این دو کتاب نگاه کنیم، رنگ و روی تازه و گاه متفاوتی در آنها خواهیم یافت؛ جلوهای از هستی انسان: نگاهی از درون و بیرون به انسان.
مهمترین انگیزهٔ خلق مثنوی و کمدی الهی عشق است؛ اگرچه عشق دانته به بئاتریس عشقی زمینی است، درنهایت به معرفت از انسان تبدیل میشود و سیر انسان را به سوی کمال منظور دارد.
کتاب مثنوی نیز محبتی عام دارد به انسان و انسانیت.
mina1374
تو را باید که آنچه را که در دنیا عزیزتر از همه داری ترک گویی: این نخستین تیری است که از کمان تبعید رها میشود.
تو خود خواهی آزمود که نان دیگری را چه طعم شوری است.
و چه سخت است بالا رفتن و فرود آمدن از پلکان دیگری.
لاجرم با سلاح مالاندیشی مجهز بایدم شد، تا اگر آن اقامتگاهی را که برایم عزیزتر از همه است در من بستانند، اقامتگاههای دگر را با سرودههای خویش از دست ندهم.
کاربر ۱۰۷۶۴۵۲۴
بر بدیهای بدان رحمت کنید
بر منی و خویشبین لعنت کنید
کاربر ۱۰۷۶۴۵۲۴