
zzzmmm
۸
جودی یک موز پوست کند.
استینک پرسید: «به من هم میدهی؟» جودی پوست موز را به او داد.
bahar1392
۳
چهجور چیزهای قدیمی؟
ــ دوچرخهٔ کهنهٔ تو. کتابهای درسی دانشگاهی مادرت. لباسهای بچگی استینک.
ــ ما چیزهای خیلیخیلی قدیمی هم داریم؟
استینک گفت: «بابا را داریم.»
بابا گفت: «دست شما درد نکند.»
bahar1392
۰
جودی درد آشنایی در بدنش حس کرد. کفرش در آمد.
