
بریدههایی از کتاب فقط لحظه های دلپذیر ماندگارند
نویسنده:ویرژینی گریمالدی
مترجم:سحر بهشتی
انتشارات:بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه
دستهبندی:
امتیاز
۳.۶از ۸ رأی
۳٫۶
(۸)
چگونه خود را بسازیم وقتی کسانی که بیش از همه دوستشان داریم، ما را کمتر از همه دوست دارند؟
یك رهگذر
ـ میتوانیم شیرخوار را خودمان انتخاب کنیم؟
به خشکی پاسخ میدهد:
ـ خیر، ما انتخاب نمیکنیم. ما آنجاییم تا نیازهایشان را برآورده کنیم، نه اینکه عروسکبازی کنیم.
دمنوش
من خیلی چیزها برای ارزانیکردن دارم؛ اما کسی نیست آنها را دریافت کند
دمنوش
ما آدمها هرگز پیش از آنکه موضوعی برای خودمان پیش نیاید، به آن اهمیت نمیدهیم.
یك رهگذر
سن یک زندان است. من از اینکه در این زندان خود را حبس کنم، دوری میکنم. بیستسالههایی را میشناسم که سالخوردهاند؛ اما من جوانی شصتسالهام! این تویی که تعیین میکنی چند ساله باشی.
یك رهگذر
هیچوقت نمیتوانید در برابر دیگران بهآناندازه که با خودتان قسیالقب هستید، سنگدل باشید. موفق میشوید برای دیگران عذر و بهانه جور کنید اما با خودتان بیرحم هستید.
یك رهگذر
اغلب به رفتنشان میاندیشیدم. هر بار مرهمی یکسان به کار میبردم و با عبارات کلیشهای فکر رفتنشان را از ذهنم میراندم: «زندگی همین است دیگر»، «اگر زمان رفتنشان رسیده، حتماً به اندازهٔ کافی قوی شدهاند»، «ما برای خودمان بچه به دنیا نمیآوریم». اما تنها جملهای که حقیقتاً از پسِ تسلیدادن من برمیآمد این بود: «هنوز وقت دارم. هنوز وقت جدایی نرسیده.»
اکنون وقت جدایی است.
پس از بیستوسه سال کار تماموقت، از این پس من بازنشستهٔ مادرانگی هستم.
دمنوش
ـ سن یک زندان است. من از اینکه در این زندان خود را حبس کنم، دوری میکنم. بیستسالههایی را میشناسم که سالخوردهاند؛ اما من جوانی شصتسالهام! این تویی که تعیین میکنی چند ساله باشی.
دمنوش
به اشکهایم دستور دادم سرازیر نشوند؛ اما آنها نافرمانی کردند.
دمنوش
پدرت روی تابلوی سفید حرف «دابیلو» از واندر وومن را کشید و نوشت «واندر بِیْبی». این نام خیلی به تو میآید.
دمنوش
زینپس کسی هست که من او را بیش از هر کس دیگری در این دنیا دوست دارم، بیش از خود من. زینپس من شکنندهام، آسیبپذیرم.
دمنوش
گونهات را نوازش کردم، گرم بود، در ذهنم از این صحنه عکس گرفتم تا هرگز فراموشاش نکنم
دمنوش
زندگی من سیاه و سفید است و من بیحرکت روی کاناپه انتظار بازگشت رنگها را میکشم.
دمنوش
زینپس کسی هست که من او را بیش از هر کس دیگری در این دنیا دوست دارم، بیش از خود من.
یك رهگذر
از مادرم پرسیده بودم که چرا بزرگترها دیگر بازی نمیکنند. پاسخش آسان است: در دوران نوجوانی تغییرات ایجاد میشود. نگاه دیگران مهم میشود. آنچه مرسوم است از علایق انسان پیشی میگیرد. و سپس یأس، خیانت، دیوارهایی که برای محافظت از خود بنا میکنیم، خندقهایی که برای مأیوسکردن مهاجمان حفر میکنیم، از راه میرسند.
یك رهگذر
پدیدهٔ عجیبوغریبی است؛ انسان هیچگاه در زندگیاش به اندازهٔ آن وقتهایی که مصیبتی را تجربه میکند، دیگران را پیرامون خود ندارد؛ بااینحال، هرگز خود را به تنهاییِ آن دوران حس نمیکند.
یك رهگذر
به خوشبختی بدگمانم، زیادی گران است. به خانهات میآید؛ چمدانهایش را میگذارد؛ فضار را، گوشهگوشهٔ خانه را از حضورش عطرآگین میکند؛ دلپذیر است؛ همدم خوبی است و ما به بودنش خو میگیریم؛ به آن وابسته میشویم و درست وقتی که حضورش گریزناپذیر میشود، بهناگاه بخار میشود و به هوا میرود؛ به خانه میآییم و دیگر خبری از او نیست؛ ترکمان کرده، در را پشت سرش چهارطاق باز گذاشته و شوربختی آمده و سر میزمان نشسته است.
یك رهگذر
واقعاً ما آنهایی را که اطرافمان هستند، نمیبینیم. بعضی آدمها دائماً سروصدا میکنند تا عدم حضورشان به چشم نیاید؛ اما بعضی دیگر، غیرمنتظره و غافلگیرکننده، حلقهٔ نجات به سویمان پرتاب میکنند تا از غرقشدن نجاتمان دهند.
یك رهگذر
سرچشمهٔ احساس گناه، خشونت علیه خویشتن است. همگیمان تمایل داریم بیگذشتترین فرد نسبت به خودمان باشیم در صورتیکه درست برعکس است و ما باید مهربانترین فرد با خودمان باشیم.
یك رهگذر
در جایی خواندم که انسانها از فرط استفاده از سختپوستان ممکن است به آن حساسیت پیدا کنند و برایشان تحملناپذیر بشود. من این قضیه را در زندگی روزمرهام و در برخورد با انسانها دیدهام. رفتار دیگران، در اتومبیل، در فروشگاه، در اداره، در دوستی و در عشق اغلب به من این احساس را میدهد که مورد هتک حرمت قرار گرفتهام. انسانها یکدیگر را تحقیر میکنند، تهدید میکنند، به باد ناسزا میگیرند، یکدیگر را انکار میکنند، در خیابان از هم سبقت میگیرند، در صف به یکدیگر تنه میزنند و آنقدر به این کارها ادامه میدهند تا سرانجام این ددمنشیِ مرسوم همه جا را اشغال میکند و دستانی که بهقصدِ دستگیری دراز شده، لبخندها، تشویقها، شیفتگیها و غافلگیریها را در پس خود پنهان میکند.
یك رهگذر
حجم
۵۴۶٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۳۹۲ صفحه
حجم
۵۴۶٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۳۹۲ صفحه
قیمت:
۱۵۵,۰۰۰
تومان