ــ تو رقص هم داخل میشوی حتمآ دومیتراکه.
ــ چشم مادر.
ــ سعی میکنی خیلی خوب برقصی دومیتراکه، تا همه بت نگاه کنند و بارکالله بگویند!
ــ چشم مادر، خوب میرقصم.
ــ بعد هم که «هورا» تمام شد با دخترها میروی سر تپه.
ــ به شرطی که آنها هم دلشان بخواهد.
ــ چرا دلشان نخواهد؟
ــ آخر من چنگی به دل دخترها نمیزنم مادر.
ــ باید دلشان را ببری، میفهمی؟ پیش زنها یک خرده بیشتر جربزه به خرج بده دومیتراکه!
ــ سعی میکنم مادر.
ــ سعی کن، آره. چرا نکنی؟ الحمدالله نه کوری نه چلاقی نه قوز داری.