جملات زیبای کتاب راه های ابریشم | طاقچه
تصویر جلد کتاب راه های ابریشم

بریده‌هایی از کتاب راه های ابریشم

انتشارات:نشر مرکز
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۳از ۲۱ رأی
۴٫۳
(۲۱)
«اگر می‌خواهیم فقط رهگذر آسیا نباشیم بلکه خداوندگار آسیا شویم، باید با مردم مهربانی کنیم؛ وفاداری آنهاست که امپراتوری ما را ثبات و دوام می‌بخشد.»
محسن
. ثروت اسارت می‌آورد.
محسن
بریتانیا و فرانسه هر دو ادعا می‌کردند که اهداف شرافتمندانه دارند و ــ به گزارش روزنامهٔ تایمز ــ تلاش می‌کنند که «مردمان تحت ستم خونبار ترکان» را آزاد کنند. (۵۶) ادوارد هاوس، مشاور سیاست خارجی ویلسون رئیس‌جمهور آمریکا، هنگامی که شرح توافق محرمانه را از زبان وزیر خارجهٔ بریتانیا شنید، نوشت «بدتر از این نمی‌شد»؛ فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها در خاور میانه «برای آینده بذر جنگ می‌پاشند.»(۵۷) درست می‌گفت.
محسن
در تابستان ۱۹۵۳/ ۱۳۳۲ سیل ارز آمریکایی که به تهران سرازیر شد به حدی بود که ارزش دلار نسبت به ریال در حدود چهل درصد سقوط کرد. مقداری از پول‌ها به جماعت‌هایی پرداخت شد که دو مأمور محلی سازمان سیا آنها را سازمان دادند و در خیابان‌های پایتخت به راه انداختند. دیگر از دریافت‌کنندگان پول‌ها روحانیانی از جمله آیت‌الله کاشانی بودند که با توطئه‌گرها اشتراک منافع داشتند.
محسن
شاه هم با طرح‌های جاه‌طلبانه‌اش به وخامت وضعش دامن می‌زد. مبالغ هنگفتی در ارتش سرمایه‌گذاری کرد و بودجهٔ ارتش ایران از ۲۹۳ میلیون دلار در ۱۹۶۳ به ۷/۳ میلیارد دلار در کمتر از پانزده سال بعد افزایش یافت. نیروی هوایی و نیروی زمینی ایران از بزرگ‌ترین نیروهای نظامی در جهان شد. (۶۲) مقداری از پول این افزایش سرسام‌آور از محل کمک‌های نظامی و وام‌های کم‌بهرهٔ آمریکایی‌ها تأمین می‌شد (که خود آنها هم سود می‌بردند زیرا بسیاری از جنگ‌افزارها از صنایع نظامی آنها خریداری می‌شد).
محسن
ایرانیان در لذت‌جویی شهرهٔ آفاق بودند و، به گفتهٔ هرودوت، کافی بود بشنوند تحفهٔ جدیدی پیدا شده، تا بکوشند از آن بهره‌مند شوند. (۸)
shahram238
داستایفسکی با حرارت مطرح کرد که روسیه نه تنها باید با شرق گفت‌وگو کند بلکه باید آن را در آغوش بکشد. او در مقاله‌ای زیر عنوان «نسبت ما با آسیا» در اواخر قرن نوزدهم مدعی شد که روسیه باید خود را از قید امپریالیسم اروپایی برهاند. او نوشت در اروپا ما انگل و بَرده‌ایم؛ در آسیا «با کسوت اربابی وارد می‌شویم.»(۲۴)
shahram238
همکاری ایران و اسرائیل تنها در زمینهٔ تسلیحاتی نبود؛ در عملیات نظامی نیز همسویی بین آنها پدید آمد. هر دو آنها رآکتور هسته‌ای اُزیراک را خطری بالقوه می‌دیدند. به نوشتهٔ یک مأمور اطلاعاتی، نمایندگان ایران و اسرائیل در گفت‌وگوهای پنهانی‌شان در پاریس، حتی پیش از حملهٔ صدام، دربارهٔ حمله به تأسیسات عراق با هم صحبت کرده بودند. (۸۶) تازه یک هفته از آغاز جنگ گذشته بود که رآکتور مورد حملهٔ جسورانهٔ چهار جت فانتوم اف ـ ۴ ایران قرار گرفت و آزمایشگاه و اتاق فرمان آن آسیب دید. هشت ماه بعد در ژوئن ۱۳۶۰/۱۹۸۱ هنگامی که حدس زده می‌شد رآکتور به آستانهٔ نقطهٔ بحرانی‌اش رسیده است، هواپیماهای اسرائیلی کاملاً آن را منهدم کردند.
shahram238
قرآن جای تردید باقی نمی‌گذاشت که مسلمان‌ها پیروان دو دین دیگر را رقیب خود نمی‌دیدند و بلکه خود را وارثان یک ارثیهٔ واحد می‌شمردند
الهه:)
اما تبدیل شدن روم به یک امپراتوری چندان ارتباطی با اروپا و تصرف اروپا نداشت، قاره‌ای که فاقد منابع و شهرهای وسوسه‌انگیز از نظر جمعیت مصرف‌کننده و مالیات‌دهنده بود. آنچه امپراتوری روم را به عصر جدیدی پرتاب کرد سمت‌گیری آن به شرق مدیترانه و ورای آن بود. روم هنگامی عظمت و افتخار به دست آورد که مصر را گرفت و سپس سکان را به سمت شرق، آسیا، گرداند.
محسن
سرکوب جهان‌شناسی‌های دیگر با افزایش تعصب زرتشتی همراه بود که یک ویژگی نوزایی ایرانی شد. دین رسمی پدید آمد و ارزش‌های زرتشتی با ارزش‌های ایرانی مترادف شد و آنچه را که «یک ستون خیمهٔ شاهنشاهی ساسانی» نامیده‌اند شکل داد.
محسن
پژوهش‌های تازه جای تردید باقی نمی‌گذارد که تسخیر ایران سال‌ها زودتر از آن که پیش‌تر گمان می‌رفت روی داده است ــ بین سال‌های ۶۲۸ و ۶۳۲ که جامعهٔ ساسانی از درون در حال فروپاشی بود، نه پس از آن که فروپاشیده بود.
محسن
اگرچه اکنون کسانی مانند گالیلئو گالیلئی، آیزاک نیوتون، و لئونارد اُیلر دانشمندان نام‌آشنایی برای نسل‌هایی از دانش‌آموزان‌اند، نباید از یاد برد که پاره‌ای از مهم‌ترین دستاوردهای ایشان محاسبهٔ مسیر پرتابه‌ها و فهم علل انحراف آنها برای افزایش دقت توپ‌ها بود. (۶۹) این دانشمندان نامدار در ساخت جنگ‌افزارهای قوی‌تر و مطمئن‌تر نقش داشتند. پیشرفت‌های فناوری نظامی با عصر روشنگری همبستر بود.
محسن
پیام محمد (ص) پیام آشتی بود. قرآن در بیش از یک جا یادآوری می‌کرد که هر یهودی یا مسیحی که «نیکوکاری پیشه کند ... نباید بیمناک یا اندوهگین باشد.»(۱۸) کسانی که خدای یکتا را می‌پرستیدند آبرومند و گرامی داشته می‌شدند.
Sotude
از آن جا که بریتانیا در محل نیرو داشت از دیگران جلوتر بود و می‌توانست منطقه را مطابق نیازهایش شکل بدهد. در میان‌رودان با تأسیس کشور جدیدی به نام عراق به مقصود رسید. عراق ملغمه‌ای شد از سه ایالت پیشین عثمانی که از نظر تاریخ و مذهب و جغرافیا بسیار با هم تفاوت می‌کردند: بصره در جنوب رو به هندوستان و خلیج فارس داشت؛ بغداد دارای پیوند نزدیکی با ایران بود؛ و موصل ارتباطی طبیعی با ترکیه و سوریه داشت. (۲۱) این ملغمه تنها طرفی را که راضی می‌کرد لندن بود.
محسن
در پایان سال ۱۹۵۲ خود انگلیسی‌ها نیز باور نداشتند تحریمشان نتیجه دهد. از این رو دست به دامان «آژانس اطلاعات مرکزی» آمریکا [سازمان سیا] شدند که تازه تأسیس شده بود و خواستار حمایت آمریکایی‌ها از نقشهٔ «اقدام سیاسی مشترک برای ساقط کردن نخست‌وزیر مصدق» ــ یعنی کودتا علیه او ــ شدند. این آخرین بار نبود که تغییر حکومت در این نقطه از جهان تنها راه حل مسئله به نظر می‌رسید.
محسن
در این بین با این که بهای نفت از ۱۹۵۴ تا ۱۹۶۰ بیش از هفت برابر شده بود، چندان ثمری در جامعه به چشم نمی‌خورد. بستگان شاه و گروهی که در افواه به «هزار فامیل» مشهور بودند واردات را در چنگ خود داشتند و سودهای کلان از آن می‌بردند. وام‌های کم‌بهره‌ای که واشینگتون به ایران می‌داد تنها به جیب کسان معدودی می‌رفت و سهمی از آنها به تهی‌دستان نمی‌رسید.
محسن
همچون در اروپای تشنهٔ ابریشم و ادویه و نفایس شرق در اوایل سده‌های میانه، اکنون در غرب پرسش این بود که آیا راه‌های دیگری برای پرداخت بهای نیازمندی‌های گران‌بها وجود نداشت. هزار سال پیش‌تر برای تأمین پول خریدهای دیگر، کشتی کشتی بَرده به کشورهای اسلامی برده بودند. حالا برای تأمین پول خرید طلای سیاه، یک راه نابکارانهٔ دیگر نیز وجود داشت: فروش تجهیزات نظامی و فناوری هسته‌ای.
محسن
تصورات امروزی از ایران بر شکوه تاریخ دور آن سایه افکنده است، زمانی که نام ایران مترادف با خوش‌ذوقی در هر چیزی بود، از میوهٔ سر میز غذا گرفته تا مینیاتورهای خیره‌کنندهٔ نقاشان افسانه‌ای ایران و تا کاغذی که نویسندگان روی آن می‌نوشتند.
shahram238
در واقع بعضی علمای مسیحی به قدری تعالیم اسلام را به عقاید خود نزدیک می‌دیدند که این دین جدید را انشعابی از مسیحیت می‌پنداشتند. یوحنای دمشقی، که از بزرگ‌ترین شارحان زمانه بود، اسلام را نه دینی متفاوت بلکه بدعتی در مسیحیت می‌دانست. او نوشت محمد (ص) عقایدش را از مطالعهٔ عهدین قدیم و جدید و از صحبت با یک راهب مسیحی گمراه گرفته است.
shahram238
برده‌داری در حوزهٔ مدیترانه و جهان اسلام چنان شایع بود که حتی امروزه در خوش‌وبش‌های خودمانی بدان ارجاع می‌شود. در ایتالیا دو نفری که به هم می‌رسند به گویش ونیزی می‌گویند اسکیاوو (schiavo) که تلفظ رایج‌ترش چائو (ciao) است؛ اما این واژه نه به معنی سلام بلکه به این معنی است که «من برده/ غلام توام.»(۳۲)
shahram238
اروپاییان دربارهٔ آسیا رفته رفته عوض شد: مشرق‌زمینی که زمانی سرزمین عجایب با گیاهان ناشناخته و گنج‌های پنهان بود کم‌کم، از دیدگاه آنان، زیستگاه آدم‌های مفت‌خور بی‌خاصیت شد ــ درست مثل آمریکا. این نظر رابرت اُرم را دیگران نیز در قرن هجدهم داشتند. این نخستین نویسندهٔ تاریخ شرکت هند شرقی بریتانیا در مقاله‌ای تحت عنوان «در زن‌سانی مردم ایندوستان» نشان می‌دهد که معاصرانش چه بدبین شده بودند. احساس حقانیت کاذبی به سرعت در حال شکل‌گیری بود. (۴۷) نظرها دربارهٔ آسیا تغییر کرد و هیجان آغازین، به خاطر منافع، جای خود را به فکر استثمار وحشیانه داد.
shahram238
باری، کودتا از نظر روان‌شناختی نقطهٔ عطفی شد. شاه از آن نتایج نادرستی گرفت و به خود باوراند که ایرانیان او را می‌پرستند. اما در مورد او، که پدر نظامی‌اش تنها سی سال پیش‌تر به پادشاهی رسیده بود، دست بالا احساس دوگانه‌ای وجود داشت. فرار او به رم نشان داده بود که استقامت لازم را برای روزهای سخت ندارد. اعتقاد او به این که آمده است تا ایران را نوسازی کند به توانایی او در تفسیر بادهای سیاسی و حفظ استقلالش از غرب به ویژه آمریکا بستگی داشت. اما این توقع از مرد مغروری که چشم هوسران و سلیقهٔ مشکل‌پسندش مهمات برای منتقدانش فراهم می‌آورد و مجالی برای قضاوت درست باقی نمی‌گذاشت توقع زیادی بود.
shahram238
شاه نه تنها هشدارها را نشنیده می‌گرفت بلکه منتقدانش را بیشتر عصبانی می‌کرد. با بی‌تدبیری حیرت‌انگیزی در سفری به شهر قم [در بهمن ۱۳۴۱] دربارهٔ روحانیان ایران گفته بود «افراد قشری و نادانی بوده‌اند که هیچ وقت مغز آنان تکان نخورده ...»(۵۷)
shahram238
در ایران نیز همین وسوسه‌ها وجود داشت و شاه به هر کس که گوش‌اش بدهکار بود می‌گفت من منجی ایرانم. در مصاحبه‌ای گفته بود «رؤیاهای من معجزه‌هایی بودند که کشور را نجات دادند. دولت من به داد کشور رسید و این خواست خدا بود.» چون از او پرسیده بودند چرا هیچ کس در خیابان‌های تهران جرئت نمی‌کند نام او را به زبان بیاورد، ظاهراً به فکرش خطور نکرده بود که علت آن شاید پلیس مخفی ترسناکی باشد که او را در قدرت نگاه می‌داشت. پاسخ داده بود «گمان می‌کنم از شدت احترام باشد» که از شاه نام نمی‌برند.
shahram238
هنگامی که اتحاد شوروی نیرویی در آسیا و خلیج فارس شد که دیگر نمی‌توانستند نادیده‌اش بگیرند، آمریکا شدیداً احساس کرد که لازم است حمایت خود را از پادشاه ایران دوچندان کند، چه تنها رهبر قابل اتکا در منطقه به نظر می‌رسید ــ اگرچه همه این نظر را نداشتند: یک رجل سعودی به سفیر آمریکا در ریاض گفت شاه ایران «جنون خودبزرگ‌بینی و شخصیت بی‌ثباتی دارد.» وی افزوده بود اگر واشینگتون این را نمی‌بیند «باید قوهٔ مشاهده‌اش نقصی داشته باشد.»(۴۸)
shahram238
آیت‌الله خمینی (ره) برای کاهش بیم از حکومت دینی اعلام کرد که روحانیان و منبریان و متعصبان کشور را در دست نخواهند گرفت و بلکه فقط ارشاد خواهند کرد. او چهار اصل برای آینده اعلام کرد: حاکمیت شرع اسلام، حذف فساد، الغای قوانین ناعادلانه، و پایان دادن به دخالت بیگانگان در امور کشور. مانیفست پرطمطراقی نبود، اما این اثر را داشت که اقشار مختلف مردم را مخاطب قرار می‌داد و روی دشواری‌ها و گرفتاری‌های نه تنها ایران که کل جهان اسلام انگشت می‌گذاشت.
shahram238
ایران مقدار زیادی تجهیزات هم از اسرائیل گرفت، که معتقد بود صدام حسین را باید به هر قیمت متوقف کرد. تمایل ایرانیان و اسرائیلی‌ها به معامله با یکدیگر از بسیاری جنبه‌ها شگفت‌آور بود، خصوصاً با توجه به لحن تندی که آیت‌الله خمینی (ره) همواره در صحبت از اسرائیل داشت. سال ۱۹۷۰/ ۱۳۴۹ نوشته بود «نهضت اسلام در آغاز گرفتار یهود شد؛ و تبلیغات ضداسلامی و دسایس فکری را نخست آنها شروع کردند و ... دامنهٔ آن تا به حال کشیده شده است.»‌(۸۴) پس از حملهٔ صدام حسین به ایران، همسویی دور از انتظاری بین ایران و اسرائیل پیدا شده بود.
shahram238
نخستین محمولهٔ صدتایی موشک‌های تاو در تابستان ۱۹۸۵/ ۱۳۶۴ تحویل ایران شد. آن را از طریق دولتی فرستادند که کمتر از آمریکا مشتاق برقراری رابطه با تهران نبود: اسرائیل. (۱۲۸) تمایل اسرائیل به همکاری در برنامهٔ ارسال اسلحه به ایران کمابیش ناشی از علاقه‌مندی به حفظ عراق در موقعیتی بود که همهٔ توجهش به همسایهٔ شرقی‌اش باشد ــ و به فکر اقدام در جای دیگری نیفتد.
shahram238
ابریشم علاوه بر این که محصولی تجملی بود، حکم یک ارز بین‌المللی را هم پیدا کرده بود.
محسن