
بریدههایی از کتاب راه های ابریشم
۴٫۵
(۱۶)
. ثروت اسارت میآورد.
محسن
«اگر میخواهیم فقط رهگذر آسیا نباشیم بلکه خداوندگار آسیا شویم، باید با مردم مهربانی کنیم؛ وفاداری آنهاست که امپراتوری ما را ثبات و دوام میبخشد.»
محسن
بریتانیا و فرانسه هر دو ادعا میکردند که اهداف شرافتمندانه دارند و ــ به گزارش روزنامهٔ تایمز ــ تلاش میکنند که «مردمان تحت ستم خونبار ترکان» را آزاد کنند. (۵۶) ادوارد هاوس، مشاور سیاست خارجی ویلسون رئیسجمهور آمریکا، هنگامی که شرح توافق محرمانه را از زبان وزیر خارجهٔ بریتانیا شنید، نوشت «بدتر از این نمیشد»؛ فرانسویها و انگلیسیها در خاور میانه «برای آینده بذر جنگ میپاشند.»(۵۷) درست میگفت.
محسن
در تابستان ۱۹۵۳/ ۱۳۳۲ سیل ارز آمریکایی که به تهران سرازیر شد به حدی بود که ارزش دلار نسبت به ریال در حدود چهل درصد سقوط کرد. مقداری از پولها به جماعتهایی پرداخت شد که دو مأمور محلی سازمان سیا آنها را سازمان دادند و در خیابانهای پایتخت به راه انداختند. دیگر از دریافتکنندگان پولها روحانیانی از جمله آیتالله کاشانی بودند که با توطئهگرها اشتراک منافع داشتند.
محسن
شاه هم با طرحهای جاهطلبانهاش به وخامت وضعش دامن میزد. مبالغ هنگفتی در ارتش سرمایهگذاری کرد و بودجهٔ ارتش ایران از ۲۹۳ میلیون دلار در ۱۹۶۳ به ۷/۳ میلیارد دلار در کمتر از پانزده سال بعد افزایش یافت. نیروی هوایی و نیروی زمینی ایران از بزرگترین نیروهای نظامی در جهان شد. (۶۲) مقداری از پول این افزایش سرسامآور از محل کمکهای نظامی و وامهای کمبهرهٔ آمریکاییها تأمین میشد (که خود آنها هم سود میبردند زیرا بسیاری از جنگافزارها از صنایع نظامی آنها خریداری میشد).
محسن
اما تبدیل شدن روم به یک امپراتوری چندان ارتباطی با اروپا و تصرف اروپا نداشت، قارهای که فاقد منابع و شهرهای وسوسهانگیز از نظر جمعیت مصرفکننده و مالیاتدهنده بود. آنچه امپراتوری روم را به عصر جدیدی پرتاب کرد سمتگیری آن به شرق مدیترانه و ورای آن بود. روم هنگامی عظمت و افتخار به دست آورد که مصر را گرفت و سپس سکان را به سمت شرق، آسیا، گرداند.
محسن
سرکوب جهانشناسیهای دیگر با افزایش تعصب زرتشتی همراه بود که یک ویژگی نوزایی ایرانی شد. دین رسمی پدید آمد و ارزشهای زرتشتی با ارزشهای ایرانی مترادف شد و آنچه را که «یک ستون خیمهٔ شاهنشاهی ساسانی» نامیدهاند شکل داد.
محسن
پژوهشهای تازه جای تردید باقی نمیگذارد که تسخیر ایران سالها زودتر از آن که پیشتر گمان میرفت روی داده است ــ بین سالهای ۶۲۸ و ۶۳۲ که جامعهٔ ساسانی از درون در حال فروپاشی بود، نه پس از آن که فروپاشیده بود.
محسن
اگرچه اکنون کسانی مانند گالیلئو گالیلئی، آیزاک نیوتون، و لئونارد اُیلر دانشمندان نامآشنایی برای نسلهایی از دانشآموزاناند، نباید از یاد برد که پارهای از مهمترین دستاوردهای ایشان محاسبهٔ مسیر پرتابهها و فهم علل انحراف آنها برای افزایش دقت توپها بود. (۶۹) این دانشمندان نامدار در ساخت جنگافزارهای قویتر و مطمئنتر نقش داشتند. پیشرفتهای فناوری نظامی با عصر روشنگری همبستر بود.
محسن
پیام محمد (ص) پیام آشتی بود. قرآن در بیش از یک جا یادآوری میکرد که هر یهودی یا مسیحی که «نیکوکاری پیشه کند ... نباید بیمناک یا اندوهگین باشد.»(۱۸) کسانی که خدای یکتا را میپرستیدند آبرومند و گرامی داشته میشدند.
Sotude
در پایان سال ۱۹۵۲ خود انگلیسیها نیز باور نداشتند تحریمشان نتیجه دهد. از این رو دست به دامان «آژانس اطلاعات مرکزی» آمریکا [سازمان سیا] شدند که تازه تأسیس شده بود و خواستار حمایت آمریکاییها از نقشهٔ «اقدام سیاسی مشترک برای ساقط کردن نخستوزیر مصدق» ــ یعنی کودتا علیه او ــ شدند. این آخرین بار نبود که تغییر حکومت در این نقطه از جهان تنها راه حل مسئله به نظر میرسید.
محسن
اروپاییان دربارهٔ آسیا رفته رفته عوض شد: مشرقزمینی که زمانی سرزمین عجایب با گیاهان ناشناخته و گنجهای پنهان بود کمکم، از دیدگاه آنان، زیستگاه آدمهای مفتخور بیخاصیت شد ــ درست مثل آمریکا. این نظر رابرت اُرم را دیگران نیز در قرن هجدهم داشتند. این نخستین نویسندهٔ تاریخ شرکت هند شرقی بریتانیا در مقالهای تحت عنوان «در زنسانی مردم ایندوستان» نشان میدهد که معاصرانش چه بدبین شده بودند. احساس حقانیت کاذبی به سرعت در حال شکلگیری بود. (۴۷) نظرها دربارهٔ آسیا تغییر کرد و هیجان آغازین، به خاطر منافع، جای خود را به فکر استثمار وحشیانه داد.
shahram238
داستایفسکی با حرارت مطرح کرد که روسیه نه تنها باید با شرق گفتوگو کند بلکه باید آن را در آغوش بکشد. او در مقالهای زیر عنوان «نسبت ما با آسیا» در اواخر قرن نوزدهم مدعی شد که روسیه باید خود را از قید امپریالیسم اروپایی برهاند. او نوشت در اروپا ما انگل و بَردهایم؛ در آسیا «با کسوت اربابی وارد میشویم.»(۲۴)
shahram238
باری، کودتا از نظر روانشناختی نقطهٔ عطفی شد. شاه از آن نتایج نادرستی گرفت و به خود باوراند که ایرانیان او را میپرستند. اما در مورد او، که پدر نظامیاش تنها سی سال پیشتر به پادشاهی رسیده بود، دست بالا احساس دوگانهای وجود داشت. فرار او به رم نشان داده بود که استقامت لازم را برای روزهای سخت ندارد. اعتقاد او به این که آمده است تا ایران را نوسازی کند به توانایی او در تفسیر بادهای سیاسی و حفظ استقلالش از غرب به ویژه آمریکا بستگی داشت. اما این توقع از مرد مغروری که چشم هوسران و سلیقهٔ مشکلپسندش مهمات برای منتقدانش فراهم میآورد و مجالی برای قضاوت درست باقی نمیگذاشت توقع زیادی بود.
shahram238
شاه نه تنها هشدارها را نشنیده میگرفت بلکه منتقدانش را بیشتر عصبانی میکرد. با بیتدبیری حیرتانگیزی در سفری به شهر قم [در بهمن ۱۳۴۱] دربارهٔ روحانیان ایران گفته بود «افراد قشری و نادانی بودهاند که هیچ وقت مغز آنان تکان نخورده ...»(۵۷)
shahram238
در ایران نیز همین وسوسهها وجود داشت و شاه به هر کس که گوشاش بدهکار بود میگفت من منجی ایرانم. در مصاحبهای گفته بود «رؤیاهای من معجزههایی بودند که کشور را نجات دادند. دولت من به داد کشور رسید و این خواست خدا بود.» چون از او پرسیده بودند چرا هیچ کس در خیابانهای تهران جرئت نمیکند نام او را به زبان بیاورد، ظاهراً به فکرش خطور نکرده بود که علت آن شاید پلیس مخفی ترسناکی باشد که او را در قدرت نگاه میداشت. پاسخ داده بود «گمان میکنم از شدت احترام باشد» که از شاه نام نمیبرند.
shahram238
هنگامی که اتحاد شوروی نیرویی در آسیا و خلیج فارس شد که دیگر نمیتوانستند نادیدهاش بگیرند، آمریکا شدیداً احساس کرد که لازم است حمایت خود را از پادشاه ایران دوچندان کند، چه تنها رهبر قابل اتکا در منطقه به نظر میرسید ــ اگرچه همه این نظر را نداشتند: یک رجل سعودی به سفیر آمریکا در ریاض گفت شاه ایران «جنون خودبزرگبینی و شخصیت بیثباتی دارد.» وی افزوده بود اگر واشینگتون این را نمیبیند «باید قوهٔ مشاهدهاش نقصی داشته باشد.»(۴۸)
shahram238
همکاری ایران و اسرائیل تنها در زمینهٔ تسلیحاتی نبود؛ در عملیات نظامی نیز همسویی بین آنها پدید آمد. هر دو آنها رآکتور هستهای اُزیراک را خطری بالقوه میدیدند. به نوشتهٔ یک مأمور اطلاعاتی، نمایندگان ایران و اسرائیل در گفتوگوهای پنهانیشان در پاریس، حتی پیش از حملهٔ صدام، دربارهٔ حمله به تأسیسات عراق با هم صحبت کرده بودند. (۸۶) تازه یک هفته از آغاز جنگ گذشته بود که رآکتور مورد حملهٔ جسورانهٔ چهار جت فانتوم اف ـ ۴ ایران قرار گرفت و آزمایشگاه و اتاق فرمان آن آسیب دید. هشت ماه بعد در ژوئن ۱۳۶۰/۱۹۸۱ هنگامی که حدس زده میشد رآکتور به آستانهٔ نقطهٔ بحرانیاش رسیده است، هواپیماهای اسرائیلی کاملاً آن را منهدم کردند.
shahram238
ابریشم علاوه بر این که محصولی تجملی بود، حکم یک ارز بینالمللی را هم پیدا کرده بود.
محسن
هرچه ایران بزرگتر میشد، ارزشها و باورهایی را که سنتهای ضروری برای توفیق سیاسی و نظامی جلوه میدادند با سختگیری بیشتری تحمیل میکردند. کسانی که توضیحات متفاوت یا ارزشهای متعارضی ارائه میدادند دستگیر میشدند و در موارد بسیاری به قتل میرسیدند.
محسن
مسیحیت در اوایل از هر جهت آسیایی بود: کانون جغرافیایی آن بیتالمقدس بود با مکانهای دیگری که به ولادت و حیات و ممات پیامبر مربوط میشدند؛ زبان نخستین آن آرامی بود از زبانهای خانوادهٔ سامی که بومی خاور نزدیک بودند؛ بستر مذهبی و زمینهٔ معنوی آن یهودیت بود که نزد بنیاسرائیل و در دوران تبعید ایشان در مصر و بابل شکل گرفت؛ و قصههای آن در بیابانها و سیلابها و قحطیها و خشکسالیهایی رخ میدهند که در اروپا سابقه نداشتند.
محسن
امپراتور کنستانتین برای ختم غائله در کلیسای مسیحی غرب در سال ۳۲۵ شورایی در نیکایا/نیقیه تشکیل داده و اسقفهای سراسر امپراتوری را بدان فراخوانده بود. باید دربارهٔ نظریات مختلف تصمیمگیری میکردند و از جمله تکلیف تفسیرهای مختلف از رابطهٔ خدای پدر (اَب) با خدای پسر (ابن) را که مایهٔ بیشترین اصطکاک بود روشن میکردند. شورا با توافق در مورد ساختاری برای کلیسا و حل مسئلهٔ محاسبهٔ تاریخ عید پاک و با تدوین اعتقادنامهای که تا امروز اعتبارش را حفظ کرده است و «اعتقادنامهٔ نیقیه» نام گرفت کار بزرگی انجام داد. کنستانتین مصمم بود تفرقه در کلیسا را پایان دهد و اهمیت وحدت را نشان دهد.
محسن
یوحنای زریندهان سراسقف کنستانتینوپل در آغاز سدهٔ چهارم میگفت آیینهای کلیسا باید هیجانانگیزتر شود تا بتواند با شکل نمایشی آیینهای کنیسه رقابت کند. در کنیسهها برای سرگرمی نمازگزاران، طبل و بربط و چنگ و آلات دیگر میزدند. آنگاه در کلیسا نیز برای افزایش جذابیت آیینها از بازیگر و رقصنده استفاده شد.
محسن
کمتر کسی بهتر از بوداییان به اهمیت تبلیغ با نمایش اشیایی که عقاید دینی را تحکیم میکردند آگاه بود. زائر چینی دیگری که در جستوجوی متون سانسکریت برای مطالعه به آسیای میانه رفته بود، با شگفتی متوجه یادگارهای مقدسی شد که مورد احترام مردم بلخ بودند. از جملهٔ آنها دندان بودا بود، و لگنی که او برای شستوشو به کار میبرد، و جارویی که استفاده میکرد و از ساقهٔ گندم بود و با جواهراتی تزئیناش کرده بودند.
محسن
مدارا یک اصل ثابت در جامعهای بود که اعتماد به نفس داشت و از هویت خود مطمئن بود.
محسن
پرخاشگری در جوامع دیگر نیز وجود داشت. نمونههای فراوان در قارههای دیگر نیز نشان میداد که کشورگشایی همواره با مرگ و ویرانی در مقیاس وسیع همراه بود. اما دورههای الحاقطلبی انفجاری در آسیا و شمال آفریقا، چنان که در نخستین دهههای گسترش اسلام یا در دوران فتوحات مغولان رخ داد، دورههای طولانی صلح و ثبات و رفاه در پی داشت. در اروپا بسامد و ضرباهنگ جنگها با نقاط دیگر جهان متفاوت بود: هنوز جنگی ادامه داشت که جنگ دیگری آغاز میشد.
محسن
پس تصادفی نبود که قرآن بیش از شصت بار از واژهٔ «امت» استفاده میکرد که برچسبی قومی نبود و همهٔ جامعهٔ مؤمنان را در بر میگرفت. بارها گفته میشد که بشر زمانی یک امت واحد بود و افسوس که اختلافات بینشان تفرقه انداخت. (۲۷) معنای تلویحی آن این بود که ارادهٔ خداوند بر رفع اختلافات است. در قرآن و حدیث که مجموعهٔ بیانات و نقل اعمال پیامبر (ص) است، پیوسته بر مشترکات ادیان توحیدی تأکید میشود و تفاوتهای آنها ناچیز وانمود میشود. تأکید بر احترام و بردباری در رفتار با یهودیان و مسیحیان محرز است.
Sotude
از آن جا که بریتانیا در محل نیرو داشت از دیگران جلوتر بود و میتوانست منطقه را مطابق نیازهایش شکل بدهد. در میانرودان با تأسیس کشور جدیدی به نام عراق به مقصود رسید. عراق ملغمهای شد از سه ایالت پیشین عثمانی که از نظر تاریخ و مذهب و جغرافیا بسیار با هم تفاوت میکردند: بصره در جنوب رو به هندوستان و خلیج فارس داشت؛ بغداد دارای پیوند نزدیکی با ایران بود؛ و موصل ارتباطی طبیعی با ترکیه و سوریه داشت. (۲۱) این ملغمه تنها طرفی را که راضی میکرد لندن بود.
محسن
سال ۱۹۲۲ سر پرسی لورن، وزیر مختار بریتانیا در تهران، رضا خان را مردی «تنومند، ستبرسینه، قویبنیه، و بالابلندتر از حد متوسط» توصیف کرد. نوشت او حاشیه نمیرود «و با تعارفات دهانپرکن و بیخاصیت، که خوی ایرانیان شده است، وقت انسان را نمیگیرد.» لورن تأکید کرد که هرچند پیداست او «مدرسه نرفته و بیسواد است، در صحبت با او به نظرم آمد که مغزش خالی نمانده ولی بیکار مانده.»
محسن
از آن جا که بریتانیا در محل نیرو داشت از دیگران جلوتر بود و میتوانست منطقه را مطابق نیازهایش شکل بدهد. در میانرودان با تأسیس کشور جدیدی به نام عراق به مقصود رسید. عراق ملغمهای شد از سه ایالت پیشین عثمانی که از نظر تاریخ و مذهب و جغرافیا بسیار با هم تفاوت میکردند: بصره در جنوب رو به هندوستان و خلیج فارس داشت؛ بغداد دارای پیوند نزدیکی با ایران بود؛ و موصل ارتباطی طبیعی با ترکیه و سوریه داشت. (۲۱) این ملغمه تنها طرفی را که راضی میکرد لندن بود.
محسن
حجم
۳٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۶۰۸ صفحه
حجم
۳٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۶۰۸ صفحه
قیمت:
۱۳۲,۰۰۰
تومان