
@a.h.shokri98
۲۶
ژان ژاک روسو گفته است: «زنها به طور عام دوستدار هیچ هنری نیستند، از هیچ هنری سردرنمیآورند و هیچ نبوغی در آن ندارند.»
@a.h.shokri98
۲۳
زن، در نتیجهٔ عقل ضعیفتری که دارد، از سودها و همینطور از زیانهای ناشی از عقل سهم کمتری میبرد
@a.h.shokri98
۱۹
زنان کودکوار، مضحک، ساده و کوتهبیناند و، در یک کلام، در تمام دوران زندگی خود کودکان بزرگی هستند: [بازمانده] در مرحلهای بین کودک و مرد، در حکم کسی که انسان خاصی است.
نرجس و یاسمن وAtiye
۱۸
فیلسوفان بنا بر وظیفهٔ اصلی که بر دوش دارند پاسداران حکمتاند، اما در حقیقت ورشکستگان عالم عشق به شمار میروند
شراره
۱۵
«من هنوز واپسین حرفم در مورد زنان را بر زبان نیاوردهام. بر این گمانم که اگر زنی موفق شود خودش را از میان تودهٔ زنان بیرون بکشد یا حتی خود را به فراز آن برساند، چنین زنی به گونهای توقفناپذیر پیشرفت میکند و از مرد هم فراتر میرود، و درحالیکه کهنسالی برای مرد محدودیت بهوجود میآورد، زن کماکان [در سنین بالا] پیشرفت میکند و ارتقا مییابد.»
احسان رضاپور
۹
افلاتون، که سقراط را برای هرگونه پرسش فلسفی الگو و سرمشق خود قرار داده بود، در این یک نکته از پیروی از سرمشق خود پرهیز کرد. او در کتاب جمهوری خود، خواهانِ حقوقی مساوی برای زنان است و، حتی فراتر از آن، زنها را به فلسفهآموزی فرا میخواند: ولی در حقیقت وی در همین اثر نیز صرفاً طرح یک آرمانشهر را ترسیم میکند نه یک جامعهٔ واقعی و زنده. همین فیلسوف عهد کهن، در رسالهٔ گفتوگو، در پیوند با آموزهٔ کوچ ارواح، به این باور میرسد که ارواح از بنیاد خاستگاهی مردانه دارند. آن دسته از کسانی که در زمان حیات زندگی بیمقدار و پستی در پیش گرفته باشند در روز رستاخیز به کالبدی زنانه درمیآیند و اگر باز هم کجرفتاری خود را وانگذارند، سرانجام در کالبد حیوان ظاهر میشوند.
کاربر ۸۷۶۰۵۸۴
۹
زنها در دل فکر میکنند مشخصهٔ مردان همانا پول درآوردن است و بس، و بهعکس، مشخصهٔ خودشان به چنگ آوردن و خرج کردن بیمحابای آن پول
احسان رضاپور
۶
به نظر میرسد که فیلسوفان بزرگ عموماً نمیتوانند با زنان و با عشق رفتار و مراودهای درست و سنجیده داشته باشند.
کاربر ۸۷۶۰۵۸۴
۶
زنانی که دوشیزگان فقیری بودهاند، خیلی وقتها، از زنانی که جهیزیهای پروپیمان و ارزشمند به خانه آوردهاند پرمدعاتر و اسرافکارتر هستند
شراره
۵
«بدون زنان کسی در آغاز زندگی یاریمان نمیکرد، در میانهٔ زندگی شادِمان نمیساخت و، در پایان، تسلایخاطر نمیدادمان.»
شراره
۴
«ازدواج یعنی با چشمهای بسته دست فروبردن در کیسهای پر از مار، با این امید که از میان انبوه مارها یک مارماهی گیرت بیاید.» بهعلاوه، ازدواج، اگر در همهٔ مراحل قرین موفقیت باشد، منجر میشود به «نصف شدن حقوق و دو برابر شدن وظایف.»
احسان رضاپور
۳
این حقیقت دارد که شوپنهاور، با وجود زنستیزی آشکار و ستایشهای فلسفی پرآبوتاب از زندگی گوشهگیرانه، به «سرخوشی و لذت متوازن» نیز گرایش داشت و در این میان از خوشیهای تن هم چشم نمیپوشید. کوتاه سخن اینکه فیلسوف ما اندرزِ آب میداد و دل در گرو شراب داشت.
فرشاد فروزش
۲
که زنها بسیار بیشتر از ما در زمان حال زندگی میکنند، و ازاینرو، اگر زنها تاب تحمل آن را داشته باشند، بیگمان بهتر از ما لذت میبرند
کاربر ۸۷۶۰۵۸۴
۲
اگر قرار بود به زنها حقوق مساوی با مردان داده شود پس بایستی به آنها عقل مردان عطا میشد.
شراره
۲
«اگر تکوین عالم را حاصل یکی از احوالات خداوند بدانیم، در آن صورت زن موجودی است که آفریدگار توانا قصد داشته با خلقت وی، به وضوح هر چه تمامتر، سویهٔ درکناپذیر طبیعت خودش را نشان دهد.»
کاربر ۶۴۷۰۶۲۸
۱
گفتههای مشهور نشان میدهد که پر بیراه نیست اگر کانت را، که در نگاه اول فیلسوفی است صریح و عاری از بدگمانی، در داوری در باب زنان در حکم سرمشق و الگویی برای بدجنسیهای بعدی آرتور شوپنهاور و فریدریش نیچه در حق زنان بدانیم.
همچنین، از خلال تمام این داوریها به نظر میرسد که فیلسوفان بزرگ عموماً نمیتوانند با زنان و با عشق رفتار و مراودهای درست و سنجیده داشته باشند. حتی زمانی که میکوشند چنین نباشند، بداقبالی دامنشان را میگیرد
Lanthan
۱
از دوران باستان تا همین امروز، رابطهٔ میان فیلسوفان و زنان از جهات مختلف آشفته و خراب بوده است. اگر تاریخ فلسفه را از این منظر بنگریم، بیگمان به این باور میرسیم که فلسفه همیشه ترجیحاً مسئله و مشغلهٔ مردان بوده است.
Lanthan
۱
خودپسندی یا غرور زنان، حتی اگر قاعدتاً از خودپسندی مردان بیشتر نباشد، باز هم این بدی را در خود نهفته دارد که کاملاً متوجه امور مادی میشود، یعنی معطوف میشود به زیبایی فردی و، در مرتبهٔ بعد، به دنگوفنگهای ظاهری، به دولت و شکوه و طمطراق. ازاینروست که جامعه و گروه چنین نیک با خمیرهاش جور در میآید. همین، اساساً به سبب کمخردیاش، وی را به زیادهروی متمایل میکند. بیجهت نیست که پیری فرزانه میگوید: «زن طبیعتاً موجودی افراطکار و ولخرج است.»
احسان رضاپور
۱
زنان به گونهای آشکار از ما واقعبینترند؛ چون آنها هرگز به امور، آنچنانکه بهراستی هستند، نگاه نمیکنند. درحالیکه ما، هنگام برانگیختگی هیجاناتمان، وضع موجود را بزرگ میکنیم یا توهمی به آن میافزاییم.
علیرضا
۰
شما باید حسرت مشرقزمین را بخورید! آنجا مرد در صورت فراهم کردن سرپناه و خرجی برای زنانش لازم نیست غم دیگری داشته باشد. او میتواند بستیزد، با جنگافزارها تمرین کند و به فرزانگان گوش بسپارد؛ او در برابر این ذلت و پستی که مردی دلیر دربست به انقیاد یک غاز احمق دربیاید قد علم کرده است؛ از آنجا که زنان متعدد او را از عشق یگانه و منحصر به یکی محافظت میکنند، او عاقبت مردی آزاد میشود.
کاربر ۶۴۷۰۶۲۸
۰
مارگاریته و ... البته سیاههای دردناک از مواردی دیگر از این دست نیز وجود دارد که دربردارندهٔ چند نمونهٔ ناچیز است از مواردی خلاف آنچه
احسان رضاپور
۰
«ازدواج یعنی با چشمهای بسته دست فروبردن در کیسهای پر از مار، با این امید که از میان انبوه مارها یک مارماهی گیرت بیاید.» بهعلاوه، ازدواج، اگر در همهٔ مراحل قرین موفقیت باشد، منجر میشود به «نصف شدن حقوق و دو برابر شدن وظایف.»
شراره
۰
حضور یک فکر، مانند حضور یک دلبر است: ما برآنیم که اندیشهها را هرگز فراموش نخواهیم کرد، دلداده هم هرگز برای ما علیالسویه نخواهد شد: اما، از دل برود هر آنکه از دیده برفت! زیباترین اندیشهها اگر نوشته نشوند بازگشتناپذیرند؛ و دلبران را نیز زمانی در گریز از خود خواهیم یافت، اگر با آنها ازدواج نکنیم.
زمستان سبز
۰
همانا خرد است که به انسان توانایی آن را میدهد تا به گونهای متمایز از حیوانات فقط در اکنون زندگی نکند، بلکه نظری اجمالی به گذشته و آینده بیندازد و به آنها نیز فکر کند. سپس، به واسطهٔ همین عقل، انسان دچار احتیاط، دوراندیشی، نگرانی، کابوسهای ترسناک و خوفهای خود میشود.
زمستان سبز
۰
هر چیزی که اصیلتر و کاملتر باشد، به همان میزان، دیرتر و آهستهتر به بلوغ و پختگی دست پیدا میکند. مرد بهندرت پیش از بیستوهشتسالگی به بلوغ عقلی و کمال نیروهای فکری ـ روحی میرسد، درحالی که س بلوغ در زن هجدهسالگی است. ولی همین نکته هم بر مبنای عقل است: خردی سخت سنجیده و دقیق.
کتابها مرا صدا میزنند...
۰
وقتی مارتین هایدگر در فلسفهٔ خود استدلال میکند که مشخصهٔ فلسفهٔ غربی «فراموشی هستی» است، پس ما نیز، با توسل به همین استدلال، میتوانیم بهراحتی بپذیریم که فلسفهٔ غرب مهر فراموشی بیاندازه عظیم و قدرتمندی بر پیشانی خود دارد که همانا «فراموشی زنان» است.
mehdi
۰
حتی وقتی غرق هیجانات عشق هستید، دست به انتخاب همسر نزنید؛ شور عشق همیشه آدم را کور میکند. چنین ازدواجهایی را دیدهام که همیشه بیشترشان با ناکامی پایان یافتهاند. بگذارید تا آن دیگری، یعنی نیکخواهی و سلامت نفس، برایتان کسی را انتخاب کند. نگاه عینی درستترین انتخاب را میکند، و خرد خواستگاری به مراتب بهتر از میل شدید جنسی و مردانگی است.