جملات زیبای کتاب ماه نیمروز | طاقچه
تصویر جلد کتاب ماه نیمروز
off
٪۶۰

کتاب ماه نیمروز

هشت داستان

نوع کتاب
۳.۱(از ۱۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
شهریار مندنی پور
انتشارات: 
نشر مرکز
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
فرح
۴
آب هزار و یک صدا دارد. هزار و یک خنده، هزار و یک گریه...
zoya
۱
قرص ِ مرد دلش است، می‌جَوَدش آرام می‌شود.
رسول شعبانی
۱
نمی‌دانم. من چیزهایی را که برایم واضح و سرراست نیستند می‌گویم تاریکی. خوشم نمی‌آید ازشان.
رسول شعبانی
۱
نهرها با انعکاس نرگس‌ها رفتنی‌اند؛ بادها و خسوف‌ها. ولی دل من خونِ رفتن نیست دلم ماندگار آن روز آفتابی است سارا.
Xerxes
۰
به سروان گفتم بهتر است برای استراحت و فراموشی به شمال برود. ‫ طبیعت آنجا ملایم و بخشنده است، مثل پرواز یک چلچله دریایی بالای مرزِ آب و ساحل، یا سکونِ مه، بالا بلندی‌های جنگل.
hastijahan
۰
دهانش را کنار گوشم می‌آورد. - همیشه، دروازه قلعه‌های ما از تو باز شده‌اند.
hastijahan
۰
- چطور ما می‌توانیم آب بخوریم بعد از این. چطور دلمان می‌آید از بعد از اینها جگرمان خنک باشد. چرا آب‌های دنیا خشک نشدند وقتی اینها کشته شدند.