چه نیک میدانست که برای روح متواضع روس سادهدلِ فرسوده از اندوه و کار سخت و، مهمتر از همه، فرسوده از جور بیپایان و گناه بیپایان خودش و روزگار، هیچ نیاز و تسلایی نیرومندتر از یافتن چیز یا شخصی مقدس نیست که به پایش بیفتند و تکریمش کنند: «گرچه ما غرق گناه و نابکاری و وسوسهایم، باز با همهٔ این احوال جایی بر روی زمین، در فلان و بهمان مکان، شخصی مقدس و والامقام هست؛ حقیقت نزد اوست؛ حقیقتشناس است، از این رو حقیقت بر روی زمین نمیمیرد و بنابراین روزی نزد ما خواهد آمد و بر سراسر زمین فرمانروایی خواهد کرد، همانگونه که وعده داده شده است.»