جملات زیبای کتاب آسید کاظم و تیغ و ترنا | طاقچه
تصویر جلد کتاب آسید کاظم و تیغ و ترناsubscriptionAvailable

کتاب آسید کاظم و تیغ و ترنا

مجموعه نمایش‌نامه‌های محمود استاد محمد

نوع کتاب
۳.۰ امتیاز(از ۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
محمود استاد محمد
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mostafa F
۰
ولی از امروز به کدام آینده موکول کنم؟ تمام شد، دیگر فرصتی نیست.
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
۰
شاه‌رجب: [به‌محض اتمام نمازش] آدم بدبخت از روزی که تو خشت می‌افته تا روزی که رو خشت بیفته بدبخته. بدبختی‌ام که شاخ‌ودُم نداره. بابام، خدا رحمتش کنه، می‌گفت آدم بدبخت امروز بمیره بهتر از فرداست.
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
۰
[سیدجواد گریه می‌کند] دِ... باز اشکش دراومد. میتْ‌سگ! تازگیا اشکش اومده در مشکش! پاشو، پاشو برو بیرون. برو سرْچراغی سفره‌تو جای دیگه پهن کن.
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
۰
ممدریزه: [با آهنگ] خشتک و تنبونت کو؟ محسن‌هاپی: سیدجواد. ممدریزه: کلفت و دربونت کو؟ محسن‌هاپی: سیدجواد. ممدریزه: منقل و وافورت کو؟ محسن‌هاپی: سیدجواد. ممدریزه: محمود و منصورت کو؟ محسن‌هاپی: سیدجواد.
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
۰
ممدریزه: جلوِ اهل محلم سکهٔ یه پولش می‌کنیم. شاه‌رجب: اونم می‌بینیم. ممدریزه: تو گوششم می‌خوابونیم. شاه‌رجب: می‌بینیم آممدآقا، شب درازه و قلندر بیدار. ممدریزه:
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
۰
ممدریزه: شایدم گفته فعلاً می‌شکونیمش تا بعد بدیم چینی‌بندزن جمعش کنه و عین اولش تحویل‌مون بده.