جملات زیبای کتاب الفبای یاسمن | طاقچه
تصویر جلد کتاب الفبای یاسمنsubscriptionAvailable

کتاب الفبای یاسمن

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
نزار قبانی، یاسمن مجتبایی
انتشارات: 
انتشارات نظری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
فاطمه
۴
از گل هامان عطر و بویی نمی‌رسد اشکی در چشمانمان حلقه نمی‌زند ریشه هامان از دست رفته اند چقدر در احساساتمان سقوط کرده ایم
Nargess Ansarivand
۴
بر خوشه های گندم می نویسمت تا گنجشک ها صبح از راه برسند و تورا برای جوجه هاشان ببرند
فاطمه
۲
حرف دروغی از من نخواهی شنید برایم سخت است بخواهم به وجدانم خیانت کنم
فاطمه
۲
من اشک هایی هستم شبحی از سرزمین شعر که هیچ کس نمی داند در کجای سواحل چشمانم می ریزند
فاطمه
۰
من در برابر هیچ حکومتی جز حکومت خداوند سر خم نکردم.
یاسمن مرادی
۰
از من نپرس که کیستم؟ من همان سرخپوستی هستم که مزارعش را غارت کردند فرهنگش را به تاراج بردند تمدنش را به یغما بردند لذا نه استخوان هایی از او بجا ماند و نه گوشت و پوستی
یاسمن مرادی
۰
من از سرزمینی هستم که تکه تکه شد و مانند پودر پخش شد نه به پروردگاری معتقدیم و نه به توحیدی قبایل با کمال میل به یکدیگر یورش می‌برند و مرزها، مرزها را می درند
یاسمن مرادی
۰
من از ملتی هستم که مانند یک نی همیشه آبستن یک ملیون شاعر است تمام کودکانمان شعر می گویند گنجشکان و تپه ها و خرمن ها نیز ما به یک ملیون خروس نیاز نداریم ما نیازمند یک ملیون انقلابی هستیم زمین در هر قرن تنها یک شاعر بیرون می دهد شعر ها مثل سیگار داد و ستد نمی شوند آیا با شعرهایمان خوشبخت شدیم یا که بدبخت گشتیم یا اینکه با آهنگ گیتارها به خواب رفتیم؟ روزی با بحر طویل پیروز شدیم و روزی هم با بحر وافر شکست خوردیم
Nargess Ansarivand
۰
هنوز هم به دنبال سخن دیگری هستم که آن را نشنیده باشی و گل سرخی که تاریخ تمام عطرها را در خود خلاصه کرده باشد ***** هنوز هم در میان زبان های جهان به دنبال زبانی می‌گردم که در حد و اندازه عشق بزرگم باشد
Nargess Ansarivand
۰
تمام تمدن ها حاصل ابتکار زنان هستند فرهنگ ها زاییده صدای جیرینگ النگوها هستند زن گل و سنبل را می کارد و مردان همگی فقط همسر و خویشاوند باقی می مانند
Nargess Ansarivand
۰
میان گیس های تو وقتی که شیهه بکشند اسب ها آنگاه که زین هایشان را بیافکنند شباهتی شگفت آور است ***** میان صدای تو و بلبلان عشرتی ازلی است که به سوی آسمان با پرندگان به پرواز در می آید
Nargess Ansarivand
۰
برای دوست داشتنت لحظه هارا سپری می‌کنم همان‌طور که کودک برای آبنباتی زنبور برای تولید عسل کبوتری در به آغوش کشیدن جوجه هایش و سینه در دفاع از کبریا و غرورش
Nargess Ansarivand
۰
لحظه ها را برای نوشتن از تو سپری می کنم همانطور که پیامبری برای نگاشتن وحی و خانه های دمشقی برای پرورش یاسمن ها و زنان دمشقی برای خلق زنانگی شان
Nargess Ansarivand
۰
بی هیچ رخصتی یا شور و مشورتی تنها به عشق تو لحظه ها سپری می کنم زیرا عشق ذات من است جزیی از سرشت من است
Nargess Ansarivand
۰
از شعری که مرا کشت، گله ای ندارم بر من مقدر شده که روی دفترها بمیرم چیزی از عزت و بزرگی متنبی درون من است و بقایایی از آتش عشق مجنون بنی عامر بالینم همیشه از جنس ابریشم نبوده بارها بر تیغ خنجر ها به خواب رفته ام
Mina.
۰
کلمات چه ارزشی دارند وقتی آن‌ها را بی هیچ احساسی بیان کنیم بی هیچ ذوق و شوقی یکدیگر را ببوسیم و قلبمان از جنس قلع باشد و چوب نوازش‌هایمان گرمایی ندارند از گل هامان عطر و بویی نمی‌رسد اشکی در چشمانمان حلقه نمی‌زند ریشه هامان از دست رفته اند چقدر در احساساتمان سقوط کرده ایم تنها صحبت تخت خواب، مارا به هم پیوند می‌دهد