عماد گفت «مادرها موجوداتِ بیآزاری هستن.»
خانمِ صباحی گفت «چه تعبیری!»
عماد گفت «آدم این مطلبو بعد از یک عمر دستگیرش میشه. قسمتِ دردناک قضیه میدونین چییه؟»
«چییه؟»
«وقتی آدم به سن و سالی که من هستم برسه، تازه میفهمه بیشترین آزاری که مادرش تو زندگیش نصیب برده، از دست اون بوده.»
خانم صباحی گفت «راست میگین، ولی فهم این مطلب توی این سن و سالی که شما هستین مالِ آقایونه نه خانمها. یک زن وقتی خودش مادر میشه اینو میفهمه. تا امروز بزرگترین دردی که توی دلِ منه، دردِ رفتن بچهمه.»
Tandis.A