جملات زیبای کتاب مردی به نام اوه | طاقچه
تصویر جلد کتاب مردی به نام اوه
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب مردی به نام اوه

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۱۹۷۶ رأی)
انتشارات: 
نشر نون

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کتاب ناب
۶۲۴
«آدم‌ها را از روی کارهایی که انجام می‌دن می‌شه شناخت، نه از روی حرف‌هایی که می‌زنن.»
کاربر ۱۸۲۶۷۶۸
۵۸۳
«آدمی که زیاد حرف نمی‌زنه چرت‌وپرت هم نمی‌گه.»
kamrang
۴۸۰
«دوست داشتن یه نفر مثه این می‌مونه که آدم به یه خونه اسباب‌کشی کنه. اولش آدم عاشق همۀ چیزهای جدید می‌شه، هر روز صبح از چیزهای جدیدی شگفت‌زده می‌شه که یکهو مال خودش شده‌اند و مدام می‌ترسه یکی بیاد توی خونه و بهش بگه که یه اشتباه بزرگ کرده و اصلاً نمی‌تونسته پیش‌بینی کنه که یه روز خونه به این قشنگی داشته باشه، ولی بعد از چند سال نمای خونه خراب می‌شه، چوب‌هاش در هر گوشه‌وکناری ترک می‌خورن و آدم کم‌کم عاشق خرابی‌های خونه می‌شه. آدم از همه سوراخ‌سنبه‌ها و چم‌وخم‌هایش خبر داره. آدم می‌دونه وقتی هوا سرد می‌شه، باید چی‌کار کنه که کلید توی قفل گیر نکنه، کدوم قطعه‌های کف‌پوش تاب می‌خوره وقتی آدم پا رویشان می‌گذاره و چه‌جوری باید در کمدهای لباس را باز کنه که صدا نده و همۀ اینا رازهای کوچکی هستن که دقیقاً باعث می‌شن حس کنی توی خونۀ خودت هستی
Parisa.s
۳۹۷
خیلی فرق است بین کسی که بدجنس است و کسی که می‌تواند بدجنس باشد اما نیست.
رضا
۳۱۷
در زندگی هر کس لحظه‌ای وجود دارد که در آن لحظه تصمیم می‌گیرد می‌خواهد چه کسی باشد. کسی باشد که بگذارد دیگران بهش بدی کنند یا نگذارد.
sss
۲۵۲
«همهٔ آدم‌ها دلشان می‌خواهد زندگی شرافتمندانه‌ای داشته باشند؛ مسئله این است که شرافت برای آدم‌های مختلف معانی متفاوتی دارد.»
شیدا
۲۲۷
ما از مرگ می‌ترسیم ولی ترس واقعی بیشترمان از این است که این شتر درِ خانۀ شخص دیگری بخوابد. همیشه بزرگ‌ترین ترسمان از این است که مرگ سراغمان نیاید و در این دنیا تک‌وتنها بمانیم.
Gisoo
۲۱۹
اُوه از آن مردهایی است که صحت و سلامت همه چیز را با یک لگد بررسی می‌کنند.
سیویل
۲۰۸
یک بار که از زنش پرسید چرا همیشه این‌قدر شاد است، زنش پاسخ داد: «یک پرتو آفتاب کافی است برای تابناکی ظلمت.
محمد مباشر امینی
۲۰۲
فقط یه آدم بی‌مغز فکر می‌کنه که زور بازو به هیکل گنده ربط داره
سنبل
۱۳۴
«می‌گن بهترین مردها از نقص‌هایشان زاده می‌شوند و اگر اشتباه نمی‌کردند، بهترین نمی‌شدند.»
سیویل
۹۶
«آدم‌ها را از روی کارهایی که انجام می‌دن می‌شه شناخت، نه از روی حرف‌هایی که می‌زنن.»
Majid
۹۲
لازم نیست نگران مشکلات بقیه باشی. خودت به قدر کافی مشکل داری!
Lavin D
۸۶
«می‌گن بهترین آدم‌ها از اشتباهاتشون زاده می‌شن، و اگه اشتباه نمی‌کردن، بهترین نمی‌شدن.»
Seyamak Rahimi
۸۳
وقتی یه نفر به یکی دیگه چیزی می‌ده، اون کسی که می‌گیره آمرزیده نمی‌شه، اون کسی که می‌بخشه آمرزیده می‌شه.»
حوریا
۸۲
اعتراف به اشتباه کار سختی است. به‌ویژه وقتی برای مدتی طولانی در اشتباه بوده باشی.
کتاب ناب
۷۸
کسی که زیاد وراجی نکنه به‌ندرت حرف مفت می‌زنه.»
Nima.k
۷۷
«هر آدمی باید بداند برای چی می‌جنگد.»
آسمان :)
۶۹
یکی از دردناک‌ترین لحظه‌ها در زندگی احتمالاً لحظه‌ای است که آدم می‌بیند سال‌های پیش رویش کمتر از سال‌های پشت سرش هستند و وقتی زمان زیادی برایش نمانده باشد دنبال چیزهایی می‌گردد که به زندگی کردن بیرزد.
سیویل
۶۲
وقتی آدم‌ها در غم یکدیگر شریک نشوند، غم در آدم‌ها شریک می‌شود
Mohadese
۶۲
«آدم‌ها رو باید از روی عملشون شناخت، نه از روی حرف‌هایی که می‌زنن.»
Majid
۶۲
«وقتی خونه نیستی، هیچی سر جاش نیست.»
akbar74
۵۸
مرگ مسئلۀ عجیبی است. آدم‌ها در کل عمرشان جوری زندگی می‌کنند که انگار مرگ اصلاً وجود ندارد، در صورتی که بیشتر وقت‌ها مهم‌ترین دلیل زندگی است. بعضی‌ها آن‌قدر زود متوجه حضور مرگ می‌شوند که با شور و هیجان بیشتر، با لج‌بازی یا با دیوانه‌بازی بیشتر زندگی می‌کنند. بعضی‌ها باید حضور مداوم مرگ را حس کنند تا بفهمند نقطۀ مقابلش چیست. بعضی‌ها آن‌قدر درگیرش هستند که حتی قبل از این‌که اجلشان سربرسد، توی اتاق انتظار نشسته‌اند. ما از مرگ می‌ترسیم ولی ترس واقعی بیشترمان از این است که این شتر درِ خانۀ شخص دیگری بخوابد.
Raya
۵۸
اُوِه سیاه‌وسفید بود. و زنش رنگی بود. تنها رنگِ زندگی اُوِه.
mahzooni
۵۸
مدتی طولانی به زنش نگاه می‌کند. بعد دستش را با احتیاط روی سنگ می‌گذارد و آن را نوازش می‌کند، انگار دارد گونهٔ زنش را نوازش می‌کند. نجوا می‌کند: «دلم برات تنگ شده.» شش ماه از مرگ زنش می‌گذرد. اما اوه هنوز روزی دو بار تمام رادیاتورهای خانه را چک می‌کند مبادا زنش یواشکی درجه‌شان را بالا برده باشد.
مُحَمَّدْعَلْیٓ
۴۹
وقتی کسی را از دست می‌دهید، دلتان برای خاطرات عجیبش تنگ می‌شود. دلتان برای چیزهای کوچکش تنگ می‌شود، برای لبخندش، رفتارش، آن‌طور که توی تخت از این پهلو به آن پهلو می‌شد یا این‌که به‌خاطرش رنگ دیوارها را عوض می‌کردید.
Mohadese
۴۷
خیلی فرق است بین کسی که بدجنس است و کسی که می‌تواند بدجنس باشد اما نیست.
سیویل
۴۲
همیشه معتقدیم برای انجام کاری برای دیگران هنوز وقت داریم. معتقدیم برای گفتن حرفی به دیگران هنوز وقت داریم و سپس اتفاقی می‌افتد که ناگهان سر جایمان می‌ایستیم و با خود فکر می‌کنیم «کِی»
مُحَمَّدْعَلْیٓ
۴۱
این روزها آدم باید با هر آدم کندذهنی که بغل‌دستش ایستاده از این در و آن در حرف بزند تا بگویند طرف «خونگرم» است. اُوه اصلاً نمی‌دانست چطور این کار را بکند. شاید این‌جوری تربیتش کرده بودند، شاید آدم‌های هم‌نسلش برای دنیایی آماده نشده بودند که آدم‌ها در آن فقط حرف می‌زنند، ولی عمل کردن دیگر مهم نیست.
مُحَمَّدْعَلْیٓ
۴۰
مردم جلوی خانه‌های تازه بازسازی‌شده‌شان می‌ایستادند و پز می‌دادند، انگار خودشان آن‌ها را ساخته‌اند. یک بار هم سعی نکرده‌اند چیزی را خودشان به دست بیاورند و با این حال هی فخر می‌فروشند! ظاهراً دیگر مهم نبود که آدم بتواند خودش کف اتاقش را با کف‌پوش بپوشاند یا توالت و حمام را بازسازی کند، یا لاستیک‌های زمستانی اتومبیلش را خودش عوض کند. توانایی انجام کارها دیگر معنا نداشت. وقتی آدم می‌توانست همه چیز را یکهو بخرد، دیگر چه چیزی ارزش داشت؟ دیگر یک آدم چه ارزشی داشت؟