جملات زیبای کتاب هاویه | طاقچه
تصویر جلد کتاب هاویه
off
٪۶۰

کتاب هاویه

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
ابوتراب خسروی
انتشارات: 
نشر مرکز
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
رسول شعبانی
۱
نمی‌شد ماترکش را تحویل نگرفت یا انکار کرد. هویتش تأیید شده بود. همه تصدیق کرده بودند، خودش است. برای همین به آنجا رفتم که تحویلش بگیرم.
رسول شعبانی
۱
وقتی که چند روز بگذرد، آدم فراموش می‌کند که پری در کجا با یک فوج ماهی شنا می‌کرده یا اینکه می‌خواستم مأیوس شوند که پاپیچم نشوند و سر به جانم نکنند، که می‌خواهند شانه به شانه‌ام همه جا را جست‌وجو کنند
رسول شعبانی
۰
عجیب است. کسی هست که اسم مرا به یاد دارد. خود را فراموش شده حساب می‌کردم.
رسول شعبانی
۰
«بدی پیری این است که توی تن آدم ماندگار می‌شود. باید سالهای سال تا قیامت باهاش سر کرد.»
رسول شعبانی
۰
وقتی اسم کسی گم شده باشد، چطور می‌شود پیدایش کرد.
رسول شعبانی
۰
هرچند که وقتی آدم پیر می‌شود، شبیه به هیچ چیز زیبایی نیست. نمی‌شود گفت، شکل دخترش است. چون پیر شده و آنقدر تغییر کرده و ناتوان شده که نمی‌تواند ساعتی پابه‌پای دخترش بایستد و به چیزی نگاه کند.
رسول شعبانی
۰
مرد گفت: «کسل کننده است. باید هر روز قربانی‌ی آن حادثه بود. باید هر روز یک فوج قربانی شوند تا یک نفر به مقصد برسد. موجی برای هزارمین بار از افق بیاید و من برای هزارمین بار فریاد بکشم.»