ادامه میدهد: «وقتی احساس دلتنگی میکنیم بهخاطر غیبت نیست، بهخاطر حضورست، کسی آمده دیدنت، آدمها یا سرزمینها از دور آمدهند و یک کمی کنارت میمانند که تنها نباشی.» میگویم پس دُن رافانیه، گاهی که حس میکنم دلم تنگ شده چون از کسی دورم باید اسم این حس را بگذارم حضور آن کس؟ بله، این طوری از دلتنگی استقبال میکنی، بهاش خوش آمدید میگویی. میگویم: «یعنی که بعدِ اینکه شما پر زدید و رفتید نباید غیبت شما را حس کنم و دلم تنگ بشود؟» میگوید «نه، وقتی به فکر من میافتی من حاضرم.» حرفهای رافانیلو را که معنی دلتنگی را زیرورو کرده روی کاغذ مینویسم و حالم بهتر میشود.