هیچ تاریخی همه حقیقت را برای همیشه نمیگوید و نمیتواند نیز بگوید. هر قومی و هر نسلی با رشد و توسعه اجتماعی و سیاسی و جهانبینی اکتسابیاش، میتواند و باید تاریخ گذشتهاش را بنویسد، باز بنویسد و به آیندگان بسپارد.
علی قربانی
( آیتالله )خمینی، مجتهد شصت و چهار سالهای از تبار تجار، خردهمالکان و روحانیون عادی بود. جدّ وی، تاجری خردهپا، از خراسان به کشمیر مهاجرت کرده بود. پدربزرگ ایشان که در هند به دنیا آمده بود، به ایران بازگشته و در روستای خمین نزدیک اراک زمینی خریده بود. پدرش با این املاک کوچک زندگی میکرد تا آن که در سال ۱۲۸۰ مالکیتش سلب و به فرمان حاکم محل کشته شده بود.( آیتالله )خمینی پس از مرگ پدر، نزد خویشاوندان مادری خود که اغلب از روحانیون عادی بودند، بزرگ شده بود. ایشان را نخست به مکتب اصلی در اراک و سپس به مدرسه مشهور فیضیه در قم فرستاده بودند تا در محضر آیتالله عبدالکریم حائری مجتهد بزرگ شیعه در آن زمان،
bookwormnoushin
بنا به یک نوشته اخیر، ایران شبیه «موزائیکی رنگارنگ و شهر فرنگی غریب» است. (۵)
mino
قاجارها که عاری از امنیت نظامی، فاقد ثبات اداری، و دارای اندک مشروعیت اعتقادی بودند، با تأسی قاعدهمند به دو خط مشی متقارن بر سرِ قدرت ماندند: عقبنشینی در هنگام مواجهه با مخالفتِ خطرناک؛ و مهمتر از آن، برانگیختنِ بسیاری درگیریهای قومی در جامعه متشتت خود.
mona
روستاییان که بیش از ۵۵% کلّ جمعیتِ قریب به ۱۰ میلیونی دهه ۱۲۳۰ را تشکیل میدادند، در ۱۰۰۰۰ آبادی میزیستند: حتی یک قرن بعد که ۱۰ میلیون تقریباً دو برابر شده بود، متوسط ساکنان یک روستا هنوز بیش از ۲۵۰ نفر نبود (بنگرید به جدول ۱، توضیح ب). جمعیت شهری که کمتر از ۲۰% جمعیت کشور را تشکیل میداد، تقریباً در هشتاد شهر سکونت داشت. از این تعداد فقط این یازده شهر هر کدام بیش از ۲۵۰۰۰۰ نفر سکنه داشت: تبریز، تهران، اصفهان، مشهد، یزد، کرمان، همدان، اورمیه، کرمانشاه، شیراز و قزوین.
سید امیر
وتاه چمدان را که بیشتر متأثر از فروید بود تا سوسیال رئالیسمِ استالینیستی انتشار دا
کاربر ۵۵۵۱۱۷۹