جملات زیبای کتاب ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب | طاقچه
تصویر جلد کتاب ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب

بریده‌هایی از کتاب ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب

نویسنده:لوییس کارول
انتشارات:نشر مرکز
امتیاز
۳.۴از ۱۷ رأی
۳٫۴
(۱۷)
طفلک پاهای نازنینم. حالا کی به شماها کفش و جوراب می‌پوشاند؟ ببخشید، ولی من یکی معذورم. آن‌قدر از هم دور شدیم که کاری از دست من ساخته نیست. خودتان فکری به حال خودتان بکنید.» بعد با خودش گفت «ولی باید با پاهام مهربان باشم وگرنه شاید اگر بخواهم جایی بروم مرا نبرند. فهمیدم! هر سال نو یک جفت چکمه برای پاهام عیدی می‌خرم.» و شروع کرد به نقشه کشیدن که چطور ترتیب کار را بدهد. «باید با پیک بفرستم. چه خنده‌دار! آدم برای پاهای خودش هدیه بفرستد. تازه، نشانی روی بسته را بگو!»
kia
کرم نیِ قلیان را از دهان درآورد و بی‌حال و خواب‌آلود رو کرد به آلیس. «تو کی هستی؟» شروع دلگرم کننده‌ای برای گفتگو نبود. آلیس مِن و مِن کرد که «راستش ـــــ درست نمی‌دانم قربان. یعنی نمی‌دانم الان کی هستم. یعنی ـــــ فقط می‌دانم صبح که بیدار شدم کی بودم. ولی از صبح تا حالا چند بار عوض شده‌ام.» کرم‌ابریشم عبوس گفت «منظور خودت را توضیح بده.» «متأسفم قربان، ولی نمی‌توانم منظور خودم را توضیح بدهم چون ـــــ چون من خودم نیستم. می‌فهمید؟»
kia
«لطف می‌کنی بگویی کدام طرفی بروم؟» گربه گفت «کاملاً بستگی دارد به این‌که کجا بخواهی بروی.» آلیس گفت «کجایش خیلی مهم نیست.» گربه گفت «پس کدام طرفش هم مهم نیست.» آلیس توضیح داد «فقط این که به یک جایی برسم.» گربه گفت «از هر طرف بروی حتماً به یک جایی می‌رسی.»
kia

حجم

۱٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۵۲ صفحه

حجم

۱٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۵۲ صفحه

قیمت:
۷۶,۰۰۰
۳۸,۰۰۰
۵۰%
تومان