جملات زیبای کتاب یادداشت های زیرزمینی | طاقچه
تصویر جلد کتاب یادداشت های زیرزمینی

بریده‌هایی از کتاب یادداشت های زیرزمینی

مترجم:علی مصفا
انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۳.۲از ۱۳۳ رأی
۳٫۲
(۱۳۳)
اما می‌دانی در واقع خواستم چیست؟ که همهٔ شما به درک بروید، همین! دلم آرامش می‌خواهد.
حسن
قسم می‌خورم آقایان، که آگاهیِ بیش‌ازحد نوعی بیماری است؛ بیماری‌ای واقعی و تمام‌عیار.
radical
همهٔ دنیا به درک واصل شود یا من چایم را ننوشم؟ من می‌گویم بگذار دنیا به درک واصل شود اما من باید همیشه چایم را بنوشم.
حسن
موقعیت دیگری هم بود که آزارم می‌داد: این‌که هیچ‌کس مثل من نبود و من مانند هیچ‌کس نبودم. با خودم فکر می‌کردم، «من یکی‌ام و آن‌ها همه.» ــ و اسیر افکارم می‌شدم.
arghavan
نبودِ فهمِ درست زاییدهٔ چیزی نیست جز فقدان رفتار نیک.
خشایار
قلبم بود که داشت همه‌چیز را خراب می‌کرد
m.alavi
شاید انسان فقط عاشق حالِ خوب نباشد. شاید به رنج بردن هم به همین اندازه عشق بورزد. شاید رنج بردن به همان اندازهٔ حالِ خوب برایش سود داشته باشد. چرا که انسان گاهی به رنج کشیدن بی‌اندازه عشق می‌ورزد، تا سرحد شوریدگی، و این خود حقیقتی است.
خشایار
تصمیم گرفتم خودم را وادار به عاشقی کنم. و واقعاً رنج کشیدم آقایان، خاطرتان راحت
nosratyhassan
در نومیدی است که آتشی‌ترین لذت‌ها شکل می‌گیرند،
خشایار
اگر کسر شأن‌تان است که به من توجه کنید، من هم مقابل‌تان به تملق و تضرع سر فرود نمی‌آورم. زیرزمینم را دارم.
حسن
عشق رازِ خداست و باید از چشمِ دیگران پنهان بماند، به هر صورتی. این‌طوری مقدس‌تر و بهتر است.
کاربر ۹۵۵۹۳۶۸
آدم انتقام می‌گیرد چون در آن عدالت می‌جوید
m.alavi
و این فرزانگان از کجا آورده‌اند این حرف را که بشر محتاج خواستنی طبیعی و پرهیزگارانه است؟ چه چیز باعث شد چنین تصور کنند که احتیاج بشر بنا بر ضرورت خواستنی منطقی و سودمند است؟ بشر تنها به خواستنی مستقل احتیاج دارد، قیمت این استقلال هر چه می‌خواهد باشد و مقصدش هر کجا. خب، و این خواستن، فقط شیطان می‌داند…
خشایار
آدم باید اول یاد بگیرد چه‌طور زندگی کند و بعد دیگران را متهم کند
کاربر ۹۵۵۹۳۶۸
آه، آقایان گرامی، چگونه ارادهٔ آدمی می‌تواند از آنِ او باشد وقتی جدول و حساب ریاضی در کار است و حساب دو دوتا چهارتا حاکم؟ دو دوتا حتی بدون ارادهٔ من هم می‌شود چهارتا. گویی ارادهٔ آدمی همین بوده است.
خشایار
پدرها همیشه بیش‌تر از مادرها دخترشان را دوست دارند.
skippy
… این پایان یادِ تو روی زمین است؛ بر گورِ دیگران، فرزندان، پدرها، همسرها، گاهی گذری می‌کنند اما برای تو نه اشکی، نه آهی، نه دعایی و هیچ‌کسی، هیچ‌کس در تمام دنیا هرگز سراغت نخواهد آمد؛ نامت از صفحهٔ زمین پاک می‌شود، گویی که هرگز وجود نداشته‌ای، انگار هیچ‌وقت به دنیا نیامده‌ای!
خشایار
«نوشتن سرگذشت خویش به شکلی صادقانه کمابیش محال است، و بی‌شک هر کس دربارهٔ خودش مشتی دروغ خواهد نوشت.»
حسن
نه، بهتر است تا آخرش صبور باشم
Elena
آگاهیِ بیش‌ازحد نوعی بیماری است؛ بیماری‌ای واقعی و تمام‌عیار. برای احتیاجات روزمره، آگاهی معمولی انسانی هم بیش از حدِ کفایت است؛
کاربر ۹۵۵۹۳۶۸
اعتقاد دارم نه‌تنها آگاهی بیش‌ازحد بلکه هر نوع آگاهی‌ای بیماری است.
Y
جز کتاب خواندن پناهی نداشتم
mahsa
چه‌قدر در آن لحظه از او تنفر داشتم و چه‌قدر مجذوبش بودم!
Mahdis
آگاهیِ بیش‌ازحد نوعی بیماری است؛ بیماری‌ای واقعی و تمام‌عیار.
sedimor
بازوانش را به سویم گشود… این‌جا، قلب من نیز از جا کنده شد.
حسن
و در واقع حالا خودم هم سؤالِ بیهوده‌ای دارم: کدام‌یک بهتر است ــ خوشبختی مبتذل، یا رنجی بلندپایه؟ خب، کدام بهتر است؟
m.alavi
چرا که سکون ثمرهٔ مستقیم، قانونمند و بلافصلِ آگاهی است ــ همان نشستن آگاهانه و دست‌به‌سینه.
fatemeh:)b
«همین بد است، این‌که فکر نمی‌کنی.
muwbina
«اما حالا وقت فکر کردن نیست، وقت مواجهه با واقعیت است.»
Mahdis
اصل قضیه این نیست که کجا می‌رود بلکه این است که فقط باید برود
mahsa

حجم

۳۰۶٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۶۷ صفحه

حجم

۳۰۶٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۶۷ صفحه

قیمت:
۱۴۳,۰۰۰
تومان