جملات زیبای کتاب پیش از آن که قهوه سرد شود | طاقچه
تصویر جلد کتاب پیش از آن که قهوه سرد شودsubscriptionAvailable

کتاب پیش از آن که قهوه سرد شود

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۴۴ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
لاوین
۱۲
با فراغ و از دست دادن بالغ و پخته می‌شویم؛ جدایی از دامن امن خانواده، از دست دادن عزیزترین‌ها و داغ عشقی که تا ابد در دل می‌ماند و التیام‌پذیر نیست. به‌جبر می‌آموزیم که هیچ سیل اشکی سد راه هیچ رفتنی نمی‌شود. می‌پذیریم که تماشای رفتن دیگران، نبودن و دگرگون شدن بخشی از مسیر زندگی است و نام رنج‌های‌مان را تجربه می‌گذاریم و بعد از آن مسیر زندگی‌مان عوض می‌شود و دیگر آن آدم قبلی نخواهیم بود
لاوین
۷
هیچ سیل اشکی سد راه هیچ رفتنی نمی‌شود. می‌پذیریم که تماشای رفتن دیگران، نبودن و دگرگون شدن بخشی از مسیر زندگی است و نام رنج‌های‌مان را تجربه می‌گذاریم و بعد از آن مسیر زندگی‌مان عوض می‌شود و دیگر آن آدم قبلی نخواهیم بود.
شرارھ
۳
با فراغ و از دست دادن بالغ و پخته می‌شویم
لاوین
۲
ناخواسته می‌آموزیم که بی‌انتظار معجزتی، نشانه‌ای، تحول یا گشایشی باید به زندگی ادامه بدهیم، و این همان حقیقتی است که گاهی تلاش می‌کنیم به روش‌های گوناگون پنهانش کنیم و در دل آرزو می‌کنیم ای کاش می‌توانستیم به گذشته بازگردیم.
آبی🐋
۲
باید اتفاق‌ها را همان‌طور، که رخ داده‌اند، رها کنیم و بگذاریم دردها، رنج‌ها و از دست دادن‌ها به وقوع بپیوندند. با فراغ و از دست دادن بالغ و پخته می‌شویم؛ جدایی از دامن امن خانواده، از دست دادن عزیزترین‌ها و داغ عشقی که تا ابد در دل می‌ماند و التیام‌پذیر نیست. به‌جبر می‌آموزیم که هیچ سیل اشکی سد راه هیچ رفتنی نمی‌شود. می‌پذیریم که تماشای رفتن دیگران، نبودن و دگرگون شدن بخشی از مسیر زندگی است و نام رنج‌های‌مان را تجربه می‌گذاریم و بعد از آن مسیر زندگی‌مان عوض می‌شود و دیگر آن آدم قبلی نخواهیم بود. ناخواسته می‌آموزیم که بی‌انتظار معجزتی، نشانه‌ای، تحول یا گشایشی باید به زندگی ادامه بدهیم، و این همان حقیقتی است که گاهی تلاش می‌کنیم به روش‌های گوناگون پنهانش کنیم و در دل آرزو می‌کنیم ای کاش می‌توانستیم به گذشته بازگردیم.
minoo
۱
والدین هیرای بسیار به او امید داشتند، چون ذاتاً اجتماعی و دوست‌داشتنی بود. فکر می‌کردند مدیر درجه‌یکی برای مسافرخانه خواهد شد. اما پیچیدگی‌های شخصیت او را دست‌کم گرفته بودند.
minoo
۱
آن مجله دربارهٔ افسانهٔ محلی کافه نوشته بود «در پایان ماجرا، کسی چه به گذشته برگردد چه به آینده سفر کند، حال عوض نمی‌شود. در نتیجه این سؤال پیش می‌آید که فایدهٔ آن صندلی چیست.» اما کازو همچنان معتقد است که آدم‌ها با هر مشکلی مواجه شوند، همیشه قدرت غلبه بر آن را می‌یابند. فقط دل‌وجرئت می‌خواهد. و اگر آن صندلی بتواند دل آدم را عوض کند، کارش را کرده است.
پریسا همانی
۱
اگر می‌توانستی به گذشته برگردی، دوست داشتی چه کسی را ببینی؟
پریسا همانی
۱
می‌آموزیم که هیچ سیل اشکی سد راه هیچ رفتنی نمی‌شود.
شرارھ
۱
باید اتفاق‌ها را همان‌طور، که رخ داده‌اند، رها کنیم و بگذاریم دردها، رنج‌ها و از دست دادن‌ها به وقوع بپیوندند
شرارھ
۱
اگر می‌توانستی به گذشته برگردی، دوست داشتی چه کسی را ببینی؟
شرارھ
۱
‫اما واقعیت این است اگر به گذشته بازگردیم، با همان میزان شعور، احساس و درک خود با موقعیت‌ها روبه‌رو می‌شویم و با آدم‌ها رفتار می‌کنیم. بنابراین اگر فکر کنیم چنان‌چه بتوانیم به گذشته بازگردیم برای سلامتی‌مان وقت بیش‌تری می‌گذاریم، بیش‌تر مطالعه می‌کنیم یا برای عزیزان‌مان زمان بیش‌تری صرف می‌کنیم، سخت در اشتباه‌ایم. چون زندگی و تجربه‌هایش نشان داده استفاده‌ای که از فرصت‌ها می‌کنیم به قدر فهم و دانش‌مان از آن خواهد است، نه بیش‌تر.
Ailin_y
۱
در حضور کسی که با او صمیمیتی داری و احساست را به او می‌گویی، دروغ گفتن و طفره رفتن سخت می‌شود. حقیقت می‌رود که از همه‌جا فوران کند. به‌خصوص وقتی تلاش می‌کنی اندوهت را پنهان کنی.
minoo
۰
گو این‌که نقاب شجاعت به چهره زده بود، شجاعتش حقیقی بود. من می‌تونم کنارش بمونم چون پرستارم. کازو با لیوانش بازی می‌کرد، قیافه‌اش بی‌روح شده بود. چشم‌های کِی دوباره پُر شد و یک قطره اشک از آن چکید. تپ.
رسول شعبانی
۰
از آن‌هایی بود که اگر چشمت را می‌بستی و سعی می‌کردی به یادش بیاوری، چیزی به ذهنت نمی‌رسید. در یک کلام، دلبر نبود. بودونبودش فرقی نمی‌کرد. حتی دوستان زیادی هم نداشت. نگران این مسئله هم نبود، جزء دسته‌ای بود که اصلاً حوصلهٔ آدم‌ها را ندارند.
saghar
۰
ما زن و شوهریم. حتی اگر من حافظه‌ام را از دست دادم، از تو می‌خواهم مثل زن و شوهر با هم باشیم. نباید از سر دلسوزی کنار هم بمانیم.
شراره
۰
آدم‌ها، برخلاف تصورشان، چیزها را آن‌طور که وجود دارد نمی‌بینند و نمی‌شنوند. اطلاعات دیداری و شنیداری ما تحت‌تأثیر تجربه‌ها، افکار، شرایط، خیالاتِ افسارگسیخته، پیش‌داوری‌ها، اولویت‌ها، دانش، آگاهی و بی‌شمار فعالیت ذهنی دیگر تغییر شکل می‌دهد.