جملات زیبا از متن کتاب آوای کوهستان | طاقچه
تصویر جلد کتاب آوای کوهستانsubscriptionAvailable

کتاب آوای کوهستان

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۲۵ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
آفتاب
۱۵
«آن‌چه را دیدنش مشکل بود، دیده‌ام، آن‌چه را شنیدنش مشکل بود، شنیده‌ام.»
ت ت
۱۱
وقتی کاری را از روی علاقه بکنی که دیگر بدبختی نیست
توفنده متیو
۸
«تو زن‌ها را درک نمی‌کنی. وقتی زن‌ها غمگین هستند فرق می‌کند.»
بهنوش
۴
«این روزها، چه‌قدر از مسئولیت ازدواج بچه‌ها بر عهدهٔ پدر و مادرشان است؟»
الی^_^
۴
«دربارهٔ امریکاست. جایی به اسم بوفالو در نیویورک. در بوفالو گوش مردی در یک تصادف رانندگی کنده می‌شود و آن مرد پیش دکتر می‌رود. دکتر با عجله به محل حادثه می‌رود و گوش بُریده را درحالی‌که خون از آن می‌چکید می‌یابد دوباره پیوندش می‌زند، تا حالا هم خوب و سالم سرجایش مانده است.» «می‌گویند اگر انگشتی هم بُریده و کنده بشود و به‌موقع پیوندش بزنند درست می‌شود.» «راستی؟» یاسوکو مدتی به خواندن ادامه داد، بعد انگار چیزی یادش آمده باشد، گفت «فکر می‌کنم دربارهٔ زن‌وشوهر هم صدق بکند. اگر آن‌ها را هم به‌موقع بچسبانند، به هم جوش می‌خورند. ولی حالا خیلی دیر شده است.»
آفتاب
۳
«حتی وقتی هم هوا خوش است، حال‌وهوای دلِ آدمیزاد بد است.»
الی^_^
۲
«منظورت از “نیمه‌بیوه” چیست؟» «او عروسی نکرده است، اما مردی که دوستش داشت و قرار بود نامزدش باشد، در جنگ کُشته شد.»
الی^_^
۲
سوزان سانتاگ نویسندگان بزرگ را به دو دسته تقسیم می‌کند: شوهرها و معشوق‌ها. شوهرها تکیه‌گاه‌اند، فهیم، سخی، برازنده و دارای سایر فضایل استوار. در ادبیات ژاپن، که پُر است از نویسندگان معشوق‌صفت، یاسوناری کاواباتا استواریِ یک پدر و یک استاد همیشه قابل‌اتکا را به‌تمامی در خود دارد.
ندا کریمی
۲
«یکی گفت وقتی بمیریم ما را برای سؤال‌وجواب از گناهان‌مان ببرند، باید بگوییم ما که زندگی نکردیم که بخواهیم مرتکب گناهی هم بشویم، ما فقط تماشاگر بودیم، و حالا که زنده‌ایم نباید زندگی کمی هم به ما روی خوش نشان دهد؟»
ندا کریمی
۲
«گفتید غریبه‌ها، ولی من پدر شوئیچی هستم. خیال می‌کنم بچه‌تان هم پدری دارد!» «پدری نخواهد داشت. یک بیوهٔ جنگ تصمیم گرفته است یک حرام‌زاده را به دنیا بیاورد. هیچ‌چیزی هم از شما نخواهم خواست، جز این‌که راحتم بگذارید و اجازه بدهید خودم تکلیف خودم را با این بچه روشن کنم. فقط فراموشش کنید، خیال کنید کار خیر کرده‌اید. بچه در شکم من است و مال من خواهد بود.»
ندا کریمی
۲
«بچه‌های زیادی از پدرهایی ماندند که در جنگ کُشته شدند و مادرهای بی‌شماری هم ماندند تا زجر بکشند، فکر کنید که او به جزایر اشغال‌شده رفته باشد و یک دورگه از خودش جا گذاشته باشد. زن‌ها مجبورند بچه‌هایی را بزرگ کنند که پدرهای‌شان مدت‌ها قبل فراموش‌شان کرده‌اند.»
Azadehana
۲
قول معروفی است از نویسندهٔ فقید کشورمان، هوشنگ گلشیری، که «داستان نباید به هدف بزند. باید به کنار هدف بزند تا خواننده خودش هدف را دریابد.»
توفنده متیو
۲
قول معروفی است از نویسندهٔ فقید کشورمان، هوشنگ گلشیری، که «داستان نباید به هدف بزند. باید به کنار هدف بزند تا خواننده خودش هدف را دریابد.»
توفنده متیو
۲
«شاید باورش سخت باشد، اما بدان که عدهٔ آقایان متشخص پنجاه شصت‌ساله‌ای که از ترس زن‌های‌شان شب‌ها در خیابان پرسه می‌زنند کم نیست.»
عروس‌دریایی
۲
ازم پرسید هزار ین بیش‌تر است یا یک‌میلیون ین؟ کدام بیش‌تر است؟ ما هم خندیدیم. به او گفتم، وقتی پدربزرگ آمد خانه از او بپرس. منتظر شما بود که خوابش برد.» «اگر سؤالش دربارهٔ هزار ین قبل از جنگ و یک‌میلیون بعد از جنگ بوده، سؤال خوبی بوده است.»
elnaz.book
۲
قول معروفی است از نویسندهٔ فقید کشورمان، هوشنگ گلشیری، که «داستان نباید به هدف بزند. باید به کنار هدف بزند تا خواننده خودش هدف را دریابد.»
jamegrak
۲
«وقتی جایی می‌خوانی جوانی کُشته شده یا خودکشی کرده است، به خودت می‌گویی باز هم یکی دیگر، این اتفاق قبلاً هم افتاده است، اما وقتی پیرها این کار را می‌کنند از شنیدنش یکه می‌خوری. آدم باید وقتی از دنیا برود که هنوز دوستش دارند.»
jamegrak
۲
ناگهان از پسرش پرسید «زمان جنگ تو کسی را کُشتی؟» «نمی‌دانم. اگر کسی جلوِ گلوله‌های مسلسلم می‌ایستاد لابد کُشته می‌شد، ولی می‌شود گفت، این من نبودم که تیراندازی می‌کردم.»
jamegrak
۲
«چیزهای لذت‌آور و چیزهای خجالت‌آور معمولاً با هم جور هستند
sepid sh
۲
جایی که کودکی شادمانه جست‌وخیز می‌کند، تاریکی جایی ندارد.
sepid sh
۲
«می‌گویند اگر انگشتی هم بُریده و کنده بشود و به‌موقع پیوندش بزنند درست می‌شود.» «راستی؟» یاسوکو مدتی به خواندن ادامه داد، بعد انگار چیزی یادش آمده باشد، گفت «فکر می‌کنم دربارهٔ زن‌وشوهر هم صدق بکند. اگر آن‌ها را هم به‌موقع بچسبانند، به هم جوش می‌خورند.
ت ت
۲
مردی که رنج عشق زنی را تاب نمی‌آورد و زنی که رنج عشق مردی را به جان نمی‌خرد باید از عشق یکدیگر دست بشویند و در پی معشوق دیگری باشند یا راهی بیابند تا قلب‌های‌شان را در مسیر عشق ثابت‌قدم سازند.
ت ت
۲
ازدواج چون باتلاق خطرناکی بود که کج‌رفتاری‌های زن و مرد را تا ابد درون خود می‌بلعید.
ت ت
۲
‫تا به سن او و یاسوکو برسند، چندبار دیگر کی‌کوکو، که حالا بیست و چندساله بود، باید شوئیچی را ببخشد؟
ت ت
۲
نمی‌دانست فوساکو شوهرش را نابود کرده یا آئی‌هارا او را به درماندگی سوق داده است.
ت ت
۲
دوست دارم پنجاه‌هزار سال در زمین استراحت کنم.
ت ت
۲
تمام تلاشت را بکن و کارهای ناتمام را هم بر عهدهٔ خدایان بگذار.
الی^_^
۱
معنی عبارت «باتلاق زن ـ شوهر» فقط آن بود که زن‌وشوهر باید به‌تنهایی بار تحمل بدرفتاری‌های یکدیگر را بر دوش بکشند و طی سال‌ها این باتلاق را عمیق‌تر کنند.
Ati
۱
به آن‌چه خواب‌ها برایت تدارک می‌بینند توجهی نکن.
Ati
۱
شوئیچی گفت «ماندن در خانه مثل پنهان شدن در یک برکهٔ عمیق است.»