جملات زیبای کتاب آوای کوهستان | طاقچه
تصویر جلد کتاب آوای کوهستانsubscriptionAvailable

کتاب آوای کوهستان

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۲۴ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
آفتاب
۱۳
«آن‌چه را دیدنش مشکل بود، دیده‌ام، آن‌چه را شنیدنش مشکل بود، شنیده‌ام.»
توفنده متیو
۸
«تو زن‌ها را درک نمی‌کنی. وقتی زن‌ها غمگین هستند فرق می‌کند.»
بهنوش
۴
«این روزها، چه‌قدر از مسئولیت ازدواج بچه‌ها بر عهدهٔ پدر و مادرشان است؟»
الی^_^
۳
«دربارهٔ امریکاست. جایی به اسم بوفالو در نیویورک. در بوفالو گوش مردی در یک تصادف رانندگی کنده می‌شود و آن مرد پیش دکتر می‌رود. دکتر با عجله به محل حادثه می‌رود و گوش بُریده را درحالی‌که خون از آن می‌چکید می‌یابد دوباره پیوندش می‌زند، تا حالا هم خوب و سالم سرجایش مانده است.» «می‌گویند اگر انگشتی هم بُریده و کنده بشود و به‌موقع پیوندش بزنند درست می‌شود.» «راستی؟» یاسوکو مدتی به خواندن ادامه داد، بعد انگار چیزی یادش آمده باشد، گفت «فکر می‌کنم دربارهٔ زن‌وشوهر هم صدق بکند. اگر آن‌ها را هم به‌موقع بچسبانند، به هم جوش می‌خورند. ولی حالا خیلی دیر شده است.»
آفتاب
۳
«حتی وقتی هم هوا خوش است، حال‌وهوای دلِ آدمیزاد بد است.»
الی^_^
۲
«منظورت از “نیمه‌بیوه” چیست؟» «او عروسی نکرده است، اما مردی که دوستش داشت و قرار بود نامزدش باشد، در جنگ کُشته شد.»
الی^_^
۲
سوزان سانتاگ نویسندگان بزرگ را به دو دسته تقسیم می‌کند: شوهرها و معشوق‌ها. شوهرها تکیه‌گاه‌اند، فهیم، سخی، برازنده و دارای سایر فضایل استوار. در ادبیات ژاپن، که پُر است از نویسندگان معشوق‌صفت، یاسوناری کاواباتا استواریِ یک پدر و یک استاد همیشه قابل‌اتکا را به‌تمامی در خود دارد.
ندا کریمی
۲
«یکی گفت وقتی بمیریم ما را برای سؤال‌وجواب از گناهان‌مان ببرند، باید بگوییم ما که زندگی نکردیم که بخواهیم مرتکب گناهی هم بشویم، ما فقط تماشاگر بودیم، و حالا که زنده‌ایم نباید زندگی کمی هم به ما روی خوش نشان دهد؟»
ندا کریمی
۲
«گفتید غریبه‌ها، ولی من پدر شوئیچی هستم. خیال می‌کنم بچه‌تان هم پدری دارد!» «پدری نخواهد داشت. یک بیوهٔ جنگ تصمیم گرفته است یک حرام‌زاده را به دنیا بیاورد. هیچ‌چیزی هم از شما نخواهم خواست، جز این‌که راحتم بگذارید و اجازه بدهید خودم تکلیف خودم را با این بچه روشن کنم. فقط فراموشش کنید، خیال کنید کار خیر کرده‌اید. بچه در شکم من است و مال من خواهد بود.»
ندا کریمی
۲
«بچه‌های زیادی از پدرهایی ماندند که در جنگ کُشته شدند و مادرهای بی‌شماری هم ماندند تا زجر بکشند، فکر کنید که او به جزایر اشغال‌شده رفته باشد و یک دورگه از خودش جا گذاشته باشد. زن‌ها مجبورند بچه‌هایی را بزرگ کنند که پدرهای‌شان مدت‌ها قبل فراموش‌شان کرده‌اند.»
Azadehana
۲
قول معروفی است از نویسندهٔ فقید کشورمان، هوشنگ گلشیری، که «داستان نباید به هدف بزند. باید به کنار هدف بزند تا خواننده خودش هدف را دریابد.»
توفنده متیو
۲
قول معروفی است از نویسندهٔ فقید کشورمان، هوشنگ گلشیری، که «داستان نباید به هدف بزند. باید به کنار هدف بزند تا خواننده خودش هدف را دریابد.»
توفنده متیو
۲
«شاید باورش سخت باشد، اما بدان که عدهٔ آقایان متشخص پنجاه شصت‌ساله‌ای که از ترس زن‌های‌شان شب‌ها در خیابان پرسه می‌زنند کم نیست.»
عروس‌دریایی
۲
ازم پرسید هزار ین بیش‌تر است یا یک‌میلیون ین؟ کدام بیش‌تر است؟ ما هم خندیدیم. به او گفتم، وقتی پدربزرگ آمد خانه از او بپرس. منتظر شما بود که خوابش برد.» «اگر سؤالش دربارهٔ هزار ین قبل از جنگ و یک‌میلیون بعد از جنگ بوده، سؤال خوبی بوده است.»
elnaz.book
۲
قول معروفی است از نویسندهٔ فقید کشورمان، هوشنگ گلشیری، که «داستان نباید به هدف بزند. باید به کنار هدف بزند تا خواننده خودش هدف را دریابد.»
jamegrak
۲
«وقتی جایی می‌خوانی جوانی کُشته شده یا خودکشی کرده است، به خودت می‌گویی باز هم یکی دیگر، این اتفاق قبلاً هم افتاده است، اما وقتی پیرها این کار را می‌کنند از شنیدنش یکه می‌خوری. آدم باید وقتی از دنیا برود که هنوز دوستش دارند.»
jamegrak
۲
ناگهان از پسرش پرسید «زمان جنگ تو کسی را کُشتی؟» «نمی‌دانم. اگر کسی جلوِ گلوله‌های مسلسلم می‌ایستاد لابد کُشته می‌شد، ولی می‌شود گفت، این من نبودم که تیراندازی می‌کردم.»
jamegrak
۲
«چیزهای لذت‌آور و چیزهای خجالت‌آور معمولاً با هم جور هستند
sepid sh
۲
جایی که کودکی شادمانه جست‌وخیز می‌کند، تاریکی جایی ندارد.
الی^_^
۱
معنی عبارت «باتلاق زن ـ شوهر» فقط آن بود که زن‌وشوهر باید به‌تنهایی بار تحمل بدرفتاری‌های یکدیگر را بر دوش بکشند و طی سال‌ها این باتلاق را عمیق‌تر کنند.
Ati
۱
به آن‌چه خواب‌ها برایت تدارک می‌بینند توجهی نکن.
Ati
۱
شوئیچی گفت «ماندن در خانه مثل پنهان شدن در یک برکهٔ عمیق است.»
amirmohammad.sarkhast
۱
وقتی در قطار بودم، به راهی فکر می‌کردم که بتوان ذهن را از گزند هر فکروخیالی مصون نگه داشت. مثلاً بُریدش، البته ممکن است کمی خشونت‌آمیز باشد. یک جوری جدایش می‌کردند و می‌بردند به یک بیمارستان، درست مثل لباسی که به خشک‌شویی بدهند، و بگویند “لطفاً تمیزش کنید.” و بقیهٔ بدن، هنگامی که در بیمارستان مشغول پاک‌سازی و آشغال‌زدایی سر آدم بودند، سه چهار روز یا یک هفته استراحت می‌کرد؛ بی‌دردسر و بی‌فکروخیال.»
توفنده متیو
۱
واقعاً به کی‌کوکو بیش‌ازحد توجه می‌کنی. این نهایت بی‌مهری است. دختر بیچاره حتی نمی‌تواند حسادتش را بروز دهد، چون می‌ترسد تو را ناراحت کند. واقعاً دلم را به درد می‌آورد. ای کاش این توفان همهٔ ما را سربه‌نیست کند.
عروس‌دریایی
۱
«و این هم هیچ مانعی ندارد، مگر نه؟ وقتی زنی گیرت آمد که کمی فرق دارد باید آبستنش کنی و ولش کنی تا خودش بچه‌اش را بزرگ کند؟»
توفنده متیو
۱
تصور می‌کرد در نبود شوئیچی موفق به حل قضیه خواهد شد، اما حالا احساس می‌کرد بهتر است دیگر به تصور کردن ادامه ندهد.
توفنده متیو
۱
سوزوموتو توضیح داد کج کردن صورتک نو را به طرف پایین اصطلاحاً «تار کردن» می‌گویند، چون در این وضعیت صورتک حالت غمگینی به خود می‌گیرد و کج کردنش رو به بالا را «درخشش» می‌خوانند، چون حالت چهره روشن و شاد می‌شود. چرخاندن صورتک را به راست و یا چپ «برش» یا «گردش» یا چیزی از این قبیل می‌خوانند.
jamegrak
۱
از اواسط جنگ تا زمان شکست بد آورده بودند و از آن‌جا که در سال‌های پایانی پنجاه‌سالگی‌شان بودند تأثیر این بدبیاری‌ها در زندگی‌شان عمیق و بعضاً جبران‌ناپذیر بود. سن‌شان جوری بود که اگر پسری داشتند در آن زمان آن‌قدر بزرگ شده بود که در جنگ از دستش بدهند
jamegrak
۱
دیوانه‌ها که پیر نمی‌شوند. اگر من و تو دیوانه بشویم، ممکن است خیلی جوان‌تر به نظر بیاییم
jamegrak
۱
ازم پرسید هزار ین بیش‌تر است یا یک‌میلیون ین؟ کدام بیش‌تر است؟ ما هم خندیدیم. به او گفتم، وقتی پدربزرگ آمد خانه از او بپرس. منتظر شما بود که خوابش برد.» «اگر سؤالش دربارهٔ هزار ین قبل از جنگ و یک‌میلیون بعد از جنگ بوده، سؤال خوبی بوده است.» و خندید.