اعتماد (که از عوامل مهم در رشد اقتصادی است) در حکومت لویی شانزدهم تقریباً به چشم نمیخورد. کسانی که اوراق بهادار دولتی میخریدند، هیچگاه مطمئن نبودند سود اوراق در موعد مقرر به دستشان میرسد یا حتی سرمایهٔ اولیهشان بازمیگردد. قرض دادن پول به حکومت، در واقع، نوعی قمار و کار پرمخاطره محسوب میشد، زیرا بازپرداخت آن منوط بود به اینکه شاه مالیاتها را وصول کند و طلب وامدهندگان را باز پس دهد. اگر اوضاع محصولات کشاورزی خراب میشد، درآمد شاه (و در نتیجه، تواناییاش در بازپرداخت وام) نیز کاهش مییافت.