جملات زیبای کتاب تصویر دوریان گری | طاقچه
تصویر جلد کتاب تصویر دوریان گری

بریده‌هایی از کتاب تصویر دوریان گری

نویسنده:اسکار وایلد
انتشارات:نشر افق
امتیاز
۳.۱از ۲۵ رأی
۳٫۱
(۲۵)
من بین مردم فرق می‌ذارم. دوست‌هام را از بین خوب‌روها، آشناهام را از بین آدم‌های باشخصیت و دشمن‌هام را از بین آدم‌های نخبه انتخاب می‌کنم. من دشمن احمق ندارم
helen
جایی که خرد آغاز می‌شه زیبایی یا زیبایی واقعی تمام می‌شه. خرد تو هر چهره، تناسب زیبایی را در آن از بین می‌بره.
helen
تقریباً همیشه، همهٔ کسانی که از نظر زیبایی جسمی یا فکری از بقیه بالاتر و متمایزند سرنوشتی شوم دارند. بهتره آدم از دیگران متمایز نباشه. چون زشت‌ها و احمق‌ها آخر و عاقبت‌شان تو این دنیا بهتره. آن‌ها می‌تونند راحت بشینند و با دهانی باز، بازی زندگی را تماشا کنند.
helen
زیبایی شکلی از نبوغه. درواقع حتی از نبوغ هم بالاتره چون نیازی به توضیح و ارائه شواهد نداره. زیبایی از جمله بزرگ‌ترین بدیهیات عالمه، مانند آفتاب و بهار و جای بحث و تردید نداره. آدم زیبا از حق قدرتی خدایی برخورداره.
helen
زندگی هم شاهکارهای بی‌بدیل هنری خود را دارد چنان‌که شعر، مجسمه‌سازی و نقاشی دارد.
آرش نقیبی
جامعه یا دست‌کم جامعهٔ متمدن اصلاً آماده نیست حرفی را علیه آدم‌هایی که هم ثروتمند و هم جذاب‌اند باور کند.
آرش نقیبی
تو که من را می‌شناسی، من عاشق مرموز بودنم.
Book
وجدان و بزدلی در اصل یکی‌ست. وجدان برچسب و نام تجاری همین بزدلیه.
Book
آدم‌ها دوست دارند به دیگران رهنمودهایی بدهند که خودشان بیشتر از همه به آن‌ها احتیاج دارند.
Book
رد هنری رو به آقای ارسکین کرد و گفت: «انسانیت خودش را خیلی جدی گرفته. این همان گناه نخستین دنیاست. اگر مردان غارنشین یاد می‌گرفتند چطوری بخندند، سیر تاریخ عوض می‌شد.»
ستاره
جایی که خرد آغاز می‌شه زیبایی یا زیبایی واقعی تمام می‌شه.
Book
چای تنها دل‌خوشی کوچکیه که برای ما مانده.
Book
پسر با عنوان لرد فرمر، جزء نُجَبا شد و به وظیفهٔ جدی این طبقه که عبارت است از بیکاری مطلق پرداخت.
Book
دوست دارم یک رمان بنویسم، یک رمان بسیار زیبا مثل فرش‌های ایرانی
Book
ما را در میان وسوسه‌ها هدایت کن.
آرش نقیبی
اتاق کتابخانهٔ لرد هنری جای خیلی دل‌نشینی بود. دیوارش با چوب بلوط زیتونی‌رنگی پوشیده شده بود. در کف آن نیز فرشی آجری‌رنگ و قالیچه‌های ابریشمی ایرانی با ریشه‌هایی بلند گسترده شده بود.
Book
من هرگز موقع نواختن موسیقی حرف نمی‌زنم، دست‌کم موقع شنیدن موسیقی خوب. چون موقع شنیدن موسیقی بد آدم وظیفه داره با حرف زدن، صدای آن را محو کنه.
Book
تأثیر روی یک شخص مثل اینه که آدم روح خودش را در اختیار دیگری بذاره
آرش نقیبی
«اگر هرکسی کاملاً طبق امیال باطنیش زندگی می‌کرد و احساسات واقعیش را ظاهر و همهٔ افکارش را ابراز و همهٔ آرزوهاش را به واقعیت تبدیل می‌کرد، تمام دنیا پر از شادی شوق‌برانگیزی می‌شد طوری‌که همهٔ آن ناراحتی‌های قرون وسطایی را فراموش می‌کردیم. ما مجازات امتناع‌هامان را پس می‌دیم.
آرش نقیبی
از کتاب ترس می‌گفت که نویسنده‌اش عقل سلیم بود.
آرش نقیبی
او از آن دسته از افرادی بود که دانته در توصیف آن‌ها گفته که تلاش کرده‌اند «با پرستش زیبایی، به کمال برسند.» او نیز مثل گوتیه، یکی از کسانی بود که «تمام دنیای مرئی به‌خاطر او» برپا بود.
آرش نقیبی
خدای من! من چی را می‌پرستیدم! چهره‌ای که چشم‌هایی شیطانی داره. دوریان با ناامیدی داد زد: «بازیل، در تک‌تک ما بهشت و دوزخ وجود داره.»
آرش نقیبی
ما را در میان وسوسه‌ها هدایت کن.
آرش نقیبی

حجم

۲۳۲٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۲۵۶ صفحه

حجم

۲۳۲٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۲۵۶ صفحه

قیمت:
۱۹۹,۰۰۰
تومان