جملات زیبای کتاب تصویر دوریان گری | طاقچه
تصویر جلد کتاب تصویر دوریان گری

کتاب تصویر دوریان گری

نوع کتاب
۲.۹ امتیاز(از ۳۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
اسکار وایلد، محسن سلیمانی
انتشارات: 
نشر افق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
helen
۱۵
من بین مردم فرق می‌ذارم. دوست‌هام را از بین خوب‌روها، آشناهام را از بین آدم‌های باشخصیت و دشمن‌هام را از بین آدم‌های نخبه انتخاب می‌کنم. من دشمن احمق ندارم
السا
۸
طوری صحبت می‌کنی که انگار قلب و احساس نداری.
Arash
۷
جامعه یا دست‌کم جامعهٔ متمدن اصلاً آماده نیست حرفی را علیه آدم‌هایی که هم ثروتمند و هم جذاب‌اند باور کند.
Arash
۶
زندگی هم شاهکارهای بی‌بدیل هنری خود را دارد چنان‌که شعر، مجسمه‌سازی و نقاشی دارد.
helen
۵
جایی که خرد آغاز می‌شه زیبایی یا زیبایی واقعی تمام می‌شه. خرد تو هر چهره، تناسب زیبایی را در آن از بین می‌بره.
السا
۵
«اگر هرکسی کاملاً طبق امیال باطنیش زندگی می‌کرد و احساسات واقعیش را ظاهر و همهٔ افکارش را ابراز و همهٔ آرزوهاش را به واقعیت تبدیل می‌کرد، تمام دنیا پر از شادی شوق‌برانگیزی می‌شد طوری‌که همهٔ آن ناراحتی‌های قرون وسطایی را فراموش می‌کردیم.
helen
۴
تقریباً همیشه، همهٔ کسانی که از نظر زیبایی جسمی یا فکری از بقیه بالاتر و متمایزند سرنوشتی شوم دارند. بهتره آدم از دیگران متمایز نباشه. چون زشت‌ها و احمق‌ها آخر و عاقبت‌شان تو این دنیا بهتره. آن‌ها می‌تونند راحت بشینند و با دهانی باز، بازی زندگی را تماشا کنند.
helen
۴
زیبایی شکلی از نبوغه. درواقع حتی از نبوغ هم بالاتره چون نیازی به توضیح و ارائه شواهد نداره. زیبایی از جمله بزرگ‌ترین بدیهیات عالمه، مانند آفتاب و بهار و جای بحث و تردید نداره. آدم زیبا از حق قدرتی خدایی برخورداره.
السا
۴
من تحملش را ندارم که روحم را در مقابل چشم‌های سطحی‌بین و فضول قرار بدم... نه نمی‌تونم قلبم را زیر ذره‌بین آن‌ها بذارم.
السا
۴
از فکرکردن دربارهٔ نابودی‌ای که زمان بر چیزهای زیبا و شگفت‌انگیز تحمیل می‌کرد غمگین شد.
Book
۳
تو که من را می‌شناسی، من عاشق مرموز بودنم.
Book
۳
وجدان و بزدلی در اصل یکی‌ست. وجدان برچسب و نام تجاری همین بزدلیه.
Book
۳
آدم‌ها دوست دارند به دیگران رهنمودهایی بدهند که خودشان بیشتر از همه به آن‌ها احتیاج دارند.
السا
۳
هر هوس و غریزه‌ای که در وجودمان خفه می‌کنیم مسموم و تباه‌مان می‌کنه.
السا
۳
گاهی چنان فاصله‌های تند و آهنگ‌های ناهمخوان و گوش‌خراش موسیقی بدوی او را به هیجان می‌آورد که آهنگ‌های دل‌نشین شوبر و حزن‌های زیبای شوپن وهارمونی‌های قوی بتهوون گوشش را آن‌قدر به خود جذب نمی‌کرد.
Book
۲
دوست دارم یک رمان بنویسم، یک رمان بسیار زیبا مثل فرش‌های ایرانی
Arash
۲
خدای من! من چی را می‌پرستیدم! چهره‌ای که چشم‌هایی شیطانی داره. دوریان با ناامیدی داد زد: «بازیل، در تک‌تک ما بهشت و دوزخ وجود داره.»
Arash
۲
«شما هرگز دوباره ازدواج نمی‌کنید بانو ناربارو. چون شما خیلی خوشبخت بودید. زنی دوباره ازدواج می‌کنه که از شوهر اولش بیزار بوده باشه و شوهری دوباره ازدواج می‌کنه که عاشق زن اولش بوده باشه. زن‌ها شانس‌شان را دوباره امتحان می‌کنند و مردها خطر می‌کنند.»
Arash
۲
اما ما کارهای بزرگی انجام داده‌ایم. ــ کارهای بزرگ، خود را به ما تحمیل کرده‌اند گلادیس.
Arash
۲
هر کس که کاری کارستان می‌کنه دشمنی هم می‌تراشه. برای محبوب‌بودن باید میان‌مایه بود.
Arash
۲
بهتر بود هر گناهی را که مرتکب می‌شد فوری مجازاتش را هم می‌کشید. مجازات، آدمی را تطهیر می‌کند.
السا
۲
هنر بیش از آنچه ما تصور می‌کنیم تجریدیه، فقط شکل و رنگ را به ما نشان می‌ده، همین. برای همین به‌نظرم هنر بیش از آنکه هنرمند را افشا کنه او را پنهان می‌کنه.
السا
۲
اشباح لابه‌لای غشای مغزمان، وحشتناک‌تر از دنیای واقعی می‌لغزند و مغزمان سرشار از تصاویر جاندار زندگی است که به اشکال عجیب‌وغریب و مضحک در گوشه‌وکنار آن لانه کرده‌اند، همان اشکالی که هنر گوتیک تمام سرزندگی و حیات ماندگارش را مدیون آن است، هنری که به‌نظر می‌رسد ناشی از ذهن آشفته و بیمار آدمی است که عذاب می‌کشد.
ستاره
۱
رد هنری رو به آقای ارسکین کرد و گفت: «انسانیت خودش را خیلی جدی گرفته. این همان گناه نخستین دنیاست. اگر مردان غارنشین یاد می‌گرفتند چطوری بخندند، سیر تاریخ عوض می‌شد.»
Book
۱
جایی که خرد آغاز می‌شه زیبایی یا زیبایی واقعی تمام می‌شه.
Book
۱
چای تنها دل‌خوشی کوچکیه که برای ما مانده.
Book
۱
پسر با عنوان لرد فرمر، جزء نُجَبا شد و به وظیفهٔ جدی این طبقه که عبارت است از بیکاری مطلق پرداخت.
Arash
۱
از کتاب ترس می‌گفت که نویسنده‌اش عقل سلیم بود.
Arash
۱
ما را در میان وسوسه‌ها هدایت کن.
Arash
۱
آدم فقط می‌تونه از دو راه متمدن بشه: اول با فرهنگ بشه و دوم فاسد بشه.