
بریدههایی از کتاب تصویر دوریان گری
۳٫۱
(۲۵)
من بین مردم فرق میذارم. دوستهام را از بین خوبروها، آشناهام را از بین آدمهای باشخصیت و دشمنهام را از بین آدمهای نخبه انتخاب میکنم. من دشمن احمق ندارم
helen
جایی که خرد آغاز میشه زیبایی یا زیبایی واقعی تمام میشه. خرد تو هر چهره، تناسب زیبایی را در آن از بین میبره.
helen
تقریباً همیشه، همهٔ کسانی که از نظر زیبایی جسمی یا فکری از بقیه بالاتر و متمایزند سرنوشتی شوم دارند. بهتره آدم از دیگران متمایز نباشه. چون زشتها و احمقها آخر و عاقبتشان تو این دنیا بهتره. آنها میتونند راحت بشینند و با دهانی باز، بازی زندگی را تماشا کنند.
helen
زیبایی شکلی از نبوغه. درواقع حتی از نبوغ هم بالاتره چون نیازی به توضیح و ارائه شواهد نداره. زیبایی از جمله بزرگترین بدیهیات عالمه، مانند آفتاب و بهار و جای بحث و تردید نداره. آدم زیبا از حق قدرتی خدایی برخورداره.
helen
زندگی هم شاهکارهای بیبدیل هنری خود را دارد چنانکه شعر، مجسمهسازی و نقاشی دارد.
Arash
جامعه یا دستکم جامعهٔ متمدن اصلاً آماده نیست حرفی را علیه آدمهایی که هم ثروتمند و هم جذاباند باور کند.
Arash
تو که من را میشناسی، من عاشق مرموز بودنم.
Book
وجدان و بزدلی در اصل یکیست. وجدان برچسب و نام تجاری همین بزدلیه.
Book
آدمها دوست دارند به دیگران رهنمودهایی بدهند که خودشان بیشتر از همه به آنها احتیاج دارند.
Book
«شما هرگز دوباره ازدواج نمیکنید بانو ناربارو. چون شما خیلی خوشبخت بودید. زنی دوباره ازدواج میکنه که از شوهر اولش بیزار بوده باشه و شوهری دوباره ازدواج میکنه که عاشق زن اولش بوده باشه. زنها شانسشان را دوباره امتحان میکنند و مردها خطر میکنند.»
Arash
رد هنری رو به آقای ارسکین کرد و گفت: «انسانیت خودش را خیلی جدی گرفته. این همان گناه نخستین دنیاست. اگر مردان غارنشین یاد میگرفتند چطوری بخندند، سیر تاریخ عوض میشد.»
ستاره
جایی که خرد آغاز میشه زیبایی یا زیبایی واقعی تمام میشه.
Book
چای تنها دلخوشی کوچکیه که برای ما مانده.
Book
پسر با عنوان لرد فرمر، جزء نُجَبا شد و به وظیفهٔ جدی این طبقه که عبارت است از بیکاری مطلق پرداخت.
Book
دوست دارم یک رمان بنویسم، یک رمان بسیار زیبا مثل فرشهای ایرانی
Book
ما را در میان وسوسهها هدایت کن.
Arash
اما ما کارهای بزرگی انجام دادهایم.
ــ کارهای بزرگ، خود را به ما تحمیل کردهاند گلادیس.
Arash
بهتر بود هر گناهی را که مرتکب میشد فوری مجازاتش را هم میکشید. مجازات، آدمی را تطهیر میکند.
Arash
اتاق کتابخانهٔ لرد هنری جای خیلی دلنشینی بود. دیوارش با چوب بلوط زیتونیرنگی پوشیده شده بود. در کف آن نیز فرشی آجریرنگ و قالیچههای ابریشمی ایرانی با ریشههایی بلند گسترده شده بود.
Book
من هرگز موقع نواختن موسیقی حرف نمیزنم، دستکم موقع شنیدن موسیقی خوب. چون موقع شنیدن موسیقی بد آدم وظیفه داره با حرف زدن، صدای آن را محو کنه.
Book
تأثیر روی یک شخص مثل اینه که آدم روح خودش را در اختیار دیگری بذاره
Arash
«اگر هرکسی کاملاً طبق امیال باطنیش زندگی میکرد و احساسات واقعیش را ظاهر و همهٔ افکارش را ابراز و همهٔ آرزوهاش را به واقعیت تبدیل میکرد، تمام دنیا پر از شادی شوقبرانگیزی میشد طوریکه همهٔ آن ناراحتیهای قرون وسطایی را فراموش میکردیم. ما مجازات امتناعهامان را پس میدیم.
Arash
از کتاب ترس میگفت که نویسندهاش عقل سلیم بود.
Arash
او از آن دسته از افرادی بود که دانته در توصیف آنها گفته که تلاش کردهاند «با پرستش زیبایی، به کمال برسند.» او نیز مثل گوتیه، یکی از کسانی بود که «تمام دنیای مرئی بهخاطر او» برپا بود.
Arash
خدای من! من چی را میپرستیدم! چهرهای که چشمهایی شیطانی داره.
دوریان با ناامیدی داد زد: «بازیل، در تکتک ما بهشت و دوزخ وجود داره.»
Arash
ما را در میان وسوسهها هدایت کن.
Arash
در شیرهکشخانههای وحشتناک میتوان خاطرهٔ گناههای گذشته را با گناهان جنونآمیز تازه از ذهن زدود.
Arash
هر کس که کاری کارستان میکنه دشمنی هم میتراشه. برای محبوببودن باید میانمایه بود.
Arash
آدم فقط میتونه از دو راه متمدن بشه: اول با فرهنگ بشه و دوم فاسد بشه.
Arash
«هروقت کسی با زندگی، هُنری برخورد کنه، مغزش بدل به قلبش میشه.»
Arash
حجم
۲۳۲٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۲۵۶ صفحه
حجم
۲۳۲٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۲۵۶ صفحه
قیمت:
۱۹۹,۰۰۰
۱۱۹,۴۰۰۴۰%
تومان