
بریدههایی از کتاب تصویر دوریان گری
۲٫۹
(۳۲)
من بین مردم فرق میذارم. دوستهام را از بین خوبروها، آشناهام را از بین آدمهای باشخصیت و دشمنهام را از بین آدمهای نخبه انتخاب میکنم. من دشمن احمق ندارم
helen
طوری صحبت میکنی که انگار قلب و احساس نداری.
السا
جامعه یا دستکم جامعهٔ متمدن اصلاً آماده نیست حرفی را علیه آدمهایی که هم ثروتمند و هم جذاباند باور کند.
Arash
زندگی هم شاهکارهای بیبدیل هنری خود را دارد چنانکه شعر، مجسمهسازی و نقاشی دارد.
Arash
جایی که خرد آغاز میشه زیبایی یا زیبایی واقعی تمام میشه. خرد تو هر چهره، تناسب زیبایی را در آن از بین میبره.
helen
«اگر هرکسی کاملاً طبق امیال باطنیش زندگی میکرد و احساسات واقعیش را ظاهر و همهٔ افکارش را ابراز و همهٔ آرزوهاش را به واقعیت تبدیل میکرد، تمام دنیا پر از شادی شوقبرانگیزی میشد طوریکه همهٔ آن ناراحتیهای قرون وسطایی را فراموش میکردیم.
السا
تقریباً همیشه، همهٔ کسانی که از نظر زیبایی جسمی یا فکری از بقیه بالاتر و متمایزند سرنوشتی شوم دارند. بهتره آدم از دیگران متمایز نباشه. چون زشتها و احمقها آخر و عاقبتشان تو این دنیا بهتره. آنها میتونند راحت بشینند و با دهانی باز، بازی زندگی را تماشا کنند.
helen
زیبایی شکلی از نبوغه. درواقع حتی از نبوغ هم بالاتره چون نیازی به توضیح و ارائه شواهد نداره. زیبایی از جمله بزرگترین بدیهیات عالمه، مانند آفتاب و بهار و جای بحث و تردید نداره. آدم زیبا از حق قدرتی خدایی برخورداره.
helen
من تحملش را ندارم که روحم را در مقابل چشمهای سطحیبین و فضول قرار بدم... نه نمیتونم قلبم را زیر ذرهبین آنها بذارم.
السا
از فکرکردن دربارهٔ نابودیای که زمان بر چیزهای زیبا و شگفتانگیز تحمیل میکرد غمگین شد.
السا
تو که من را میشناسی، من عاشق مرموز بودنم.
Book
وجدان و بزدلی در اصل یکیست. وجدان برچسب و نام تجاری همین بزدلیه.
Book
آدمها دوست دارند به دیگران رهنمودهایی بدهند که خودشان بیشتر از همه به آنها احتیاج دارند.
Book
هر هوس و غریزهای که در وجودمان خفه میکنیم مسموم و تباهمان میکنه.
السا
دوست دارم یک رمان بنویسم، یک رمان بسیار زیبا مثل فرشهای ایرانی
Book
«شما هرگز دوباره ازدواج نمیکنید بانو ناربارو. چون شما خیلی خوشبخت بودید. زنی دوباره ازدواج میکنه که از شوهر اولش بیزار بوده باشه و شوهری دوباره ازدواج میکنه که عاشق زن اولش بوده باشه. زنها شانسشان را دوباره امتحان میکنند و مردها خطر میکنند.»
Arash
اما ما کارهای بزرگی انجام دادهایم.
ــ کارهای بزرگ، خود را به ما تحمیل کردهاند گلادیس.
Arash
هر کس که کاری کارستان میکنه دشمنی هم میتراشه. برای محبوببودن باید میانمایه بود.
Arash
بهتر بود هر گناهی را که مرتکب میشد فوری مجازاتش را هم میکشید. مجازات، آدمی را تطهیر میکند.
Arash
هنر بیش از آنچه ما تصور میکنیم تجریدیه، فقط شکل و رنگ را به ما نشان میده، همین. برای همین بهنظرم هنر بیش از آنکه هنرمند را افشا کنه او را پنهان میکنه.
السا
گاهی چنان فاصلههای تند و آهنگهای ناهمخوان و گوشخراش موسیقی بدوی او را به هیجان میآورد که آهنگهای دلنشین شوبر و حزنهای زیبای شوپن وهارمونیهای قوی بتهوون گوشش را آنقدر به خود جذب نمیکرد.
السا
رد هنری رو به آقای ارسکین کرد و گفت: «انسانیت خودش را خیلی جدی گرفته. این همان گناه نخستین دنیاست. اگر مردان غارنشین یاد میگرفتند چطوری بخندند، سیر تاریخ عوض میشد.»
ستاره
جایی که خرد آغاز میشه زیبایی یا زیبایی واقعی تمام میشه.
Book
چای تنها دلخوشی کوچکیه که برای ما مانده.
Book
پسر با عنوان لرد فرمر، جزء نُجَبا شد و به وظیفهٔ جدی این طبقه که عبارت است از بیکاری مطلق پرداخت.
Book
از کتاب ترس میگفت که نویسندهاش عقل سلیم بود.
Arash
خدای من! من چی را میپرستیدم! چهرهای که چشمهایی شیطانی داره.
دوریان با ناامیدی داد زد: «بازیل، در تکتک ما بهشت و دوزخ وجود داره.»
Arash
ما را در میان وسوسهها هدایت کن.
Arash
آدم فقط میتونه از دو راه متمدن بشه: اول با فرهنگ بشه و دوم فاسد بشه.
Arash
این حرف را نزن هنری. روح واقعیتی وحشتناکه. میتوان آن را خرید، فروخت، معاوضه کرد.
Arash
حجم
۲۳۲٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۲۵۶ صفحه
حجم
۲۳۲٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۲۵۶ صفحه
قیمت:
۱۹۹,۰۰۰
تومان