در زبان یونانی، رجعت را nostos میگویند. واژهٔ Algos نیز بهمعنای رنج است. ازاینرو نوستالژی یعنی رنجی که بهدنبالِ آرزوی ناکامماندهٔ رجعت میآید.
mohamad mirmohamadi
اگرچه پیشبینیها همواره به خطا میروند؛ همگی حقیقتی را دربارهٔ پیشبینیکنندگانْ آشکار میسازند، حقیقتی که نه از آیندهٔ آنان که از اکنونشان میگوید.
مریم
چِکیها برای این مفهوم، افزون بر واژهٔ یونانیِ nostalgie، اسم stesk و حتی فعل خود را نیز دارند؛ styskase mi po tobe: من نوستالژی تو را دارم؛ نمیتوانم در رنجِ فراقِ تو تاب آورم.
Khorshid
ـ تازه بیستساله شده بودم. و در آن زمان در سرنوشت من، همهچیز برای همیشه رقم خورد. در آن زمان بود که من خطای اصلی را مرتکب شدم. همان خطای تعریفناشدنی و گریزناپذیر را که نقطهٔ شروع تمام زندگیام شد و من هرگز نتوانستم جبرانش کنم.
ـ خطایی جبرانناپذیر که در سن بیخبری مرتکب شدی؟
ـ بله، درست است.
ـ در این سن است که انسانها ازدواج میکنند، نخستین فرزندشان را به دنیا میآورند و شغلشان را برمیگزینند. بالاخره روزی بسیاری از حقایق را درخواهند یافت اما آن روز دیگر خیلی دیر است، زیرا برای همهٔ عمرشان در دورانی تصمیم گرفتند که هیچ نمیدانستند.
عادل تنها 📙📖
واژهٔ تنهایی معنایی انتزاعیتر و اصیلتر را در خود نهفته دارد: زندگیات میگذرد بیآنکه آتشی در دل کسی بیفروزی؛ سخن میگویی بیآنکه شنیدهشوی؛ رنج میبری بیآنکه ترحم دیگران را برانگیزی
عادل تنها 📙📖