
٪۷۰
کتاب مرده ای به کشتن ما می آید
گزیده شعرهای رسول یونان
انتشارات:
نشر افکار٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
minoo
۹
کاش میشد
از خاطرهها جدا شد
آنوقت دیگر
چیزی آزارت نمیدهد
مثلاً ماه
او را به یادت نمیآورد
و گل سرخ
هدیهای عاشقانه نیست
و ساحل هم
جاییست صرفاً برای قدم زدن
نه گریستن...
کاش میشد از خاطرهها جدا شد.
amirkarimifar
۶
تو
مثل سرزمینهای دور زیبایی
دوری، زیباییست
نزدیک نیا محبوب من!
minoo
۶
از یاد رفتهام
چون تپانچهای که
پس از جنایت
به دریا پرت شده است
م.
۵
گفت: «رفتم.»
تا به خود بیایم و بگویم نرو
مثل ترانهای نسروده
در میان دود سیگار گم شد
داستان عشق من چنین پایان گرفت.
minoo
۵
دیگر نمیتوانم
کلاغ را
به عقاب تشبیه کنم
میوه بِه را
به چراغی افسانهای
چمدانت را بستهای
و شاعری دیگر کار من نیست
پشت سرت
مثل آپارتمانی فرسوده
در خود فرو میریزم
وکوچه را زشت میکنم.
ایران
۵
این دنیا
آن نیست که ما میخواستیم
سراسر خون است و آتش
یک جهنم واقعی است
و این آوازها و آهنگها
یعنی زندگی ما
چیزی نیست
جز یک کنسرت غمانگیز در جهنم.
مهرنوش
۵
یک نفر
مرا چون سیگاری
بر لب گذاشته
تا آخرین ذره دود کرده است...
minoo
۴
قطاری که
از بین من و تو میگذرد
کش آمده است
انگار
تمام واگنهای جهان را
به آن بستهاند
چه سرنوشت شومی!
حرفهایی که قرار بود
به هم بزنیم
از یاد بردهایم
و گلها در دستهایمان خشکیدهاند.
نسترن
۴
عشق
شکلهای بسیار دلانگیزی دارد
مثل گل سرخ
در دست دختری زیبا
مثل ماه
بالای کلبهای برفی
اما من
گوش بریده ونسان ونگوگم
شکل تلخی از عشق.
مهرنوش
۴
این دنیا
مثل فیلمی است
که از نیمه شروع شده...
کسی میکشد
کسی کشته میشود
کسی میفروشد
کسی میخرد
کسی میرود
کسی میآید
...
من که از هیچ چیز سر در نیاوردم.
مهرنوش
۴
عشق یا اعتماد
نمیدانم
چیزی میان ما گم شد
که هرگز
آن را نیافتیم
پس مرا فراموش کن
مهرنوش
۴
تقصیر من نیست
با این همه شرمندهٔ توأم
خانهام
در مرز خواب و بیداریست
زیر پلک کابوسها
مرا ببخش اگر دوستت دارم
و کاری از دستم برنمیآید.
مهرنوش
۴
عشقهای از دست رفته
آوازهایی غمانگیزند
دهانها را تلخ میکنند
و تلخ میکنند جهان را
و جهان
به باغ لیمو میماند
بعد از این خوابهای پاره شده.
محمدرضا
۴
دلتنگ رهاییام
دلتنگ نوشیدن خورشید
بوسیدن خاک
لمس آب
در من یک محکوم به حبس ابد
پیر و خمیده
با ذرهبینی در دست
نقشههای فرار را مرور میکند!
م.
۳
دلم بگیرد شعر مینویسم
minoo
۳
تو ماه را
بیشتر از همه دوست میداشتی
و حالا
ماه هر شب
تو را به یاد من میآورد
میخواهم فراموشت کنم
اما این ماه
با هیچ دستمالی
از پنجرهها پاک نمیشود.
MK
۳
کسی که میگریزد
از گم شدن نمیترسد.
پاییز بانو
۳
یک عینک
یک چمدان
یک روسری قرمز
در اتاقم
اینجا دختری آمده است
اما خود را نیاورده است.
مهرنوش
۳
بازوانش را گشوده بود
برای در آغوش گرفتن من
زمان یکباره ایستاد
در این دادگاه ناگهانی
مرا به دار آویختند
بیگناه.
مهرنوش
۳
راه که میروم
مدام برمیگردم
پشت سرم را نگاه میکنم
مدام...!
دیوانه نیستم
محبوبم را در پشت سر گم کردهام!
مهرنوش
۳
در کازینوها
خیلی چیزها باختم
پول
امید
احساس
اما باختن همه یک طرف
باختن تو یک طرف
چون بارانی از خیابان میگذرم.
مهرنوش
۳
در ادامهٔ
تمام سیگارهایی که خاکستر شدند
شعرهایی که
ناتمام ماندند
تو زاده شدی
زیبا و اندوهگین
و من
دوستت داشتم
اما افسوس
تو تلخی پایان تمام قصهها بودی.
مهرنوش
۳
به خاطر یک لقمه نان
کلاه از سر برداشتیم
به احترام دوست و دشمن
دشمن نیشخند زد
و دوست
بیتفاوت از کنارمان گذشت
سرانجام
دستها و کلاههایمان
در هوا معلق ماندند.
مهرنوش
۳
مرا تنها گذاشتهای
سهم من از تو
فقط سوختن است
انگار باید بسوزم و
تمام شوم
مهرنوش
۳
آنچه را که باید میفهمیدم
فهمیدم
مهرنوش
۳
عشق ما به پایان میرسد
مثل یک بازی غمانگیز
و غروب
ما را به خانههایمان برمیگرداند
با زخمهایی بر تن و
قطره اشکی در چشم.
مهرنوش
۳
حماقت
نام دیگر سادگی نیست
شکل غم انگیز نیاندیشیدن است
محمدرضا
۳
تو نیستی
اما من برایت چای میریزم
دیروز هم
نبودی که برایت بلیت سینما گرفتم
دوست داری بخند
دوست داری گریه کن
و یا دوست داری
مثل آینه مبهوت باش
مبهوتِ من و دنیای کوچکم
دیگر چه فرقی میکند
باشی یا نباشی
من با تو زندگی میکنم.
محمدرضا
۳
ما چه ساده بودیم
میخواستیم
جهان را با کلمه فتح کنیم
حال آنکه نمیتوانیم
از پس کابوسهایمان برآییم.
محمدرضا
۳
هیچ کاری در این دنیا ندارم
جز دوست داشتن تو.
