مایا: ببخش که عصبانی شدم.
آدریان: میفهممتو نمیخوای اون ریسک کنه.
مایا: چرا بکنه؟ بهخصوص وقتی همهچی داره روزبهروز بهتر میشه.
آدریان: دیگه کسی رو دستگیر نمیکنن؟
مایا: معلومه که نه. زیگموند مشکلش اینه که نمیتونه به خودش بقبولونه، برای همین هم این کارهای احمقانه رو میکنه. اینجا میشه مثل هر جای دیگهای در صلحوصفا و آرامش زندگی کرد.
آدریان: (کتش را میپوشد.) بااینحال، تو همهٔ کشورها نویسندهها مجبور نیستن دستنویس رمانشون رو پشت شومینهشون قایم کنن.