جملات زیبا از متن کتاب یادداشت هایی در باب سینماتوگرافی | طاقچه
تصویر جلد کتاب یادداشت هایی در باب سینماتوگرافیsubscriptionAvailable

کتاب یادداشت هایی در باب سینماتوگرافی

همراه با مقاله‌ای از سوزان سانتاگ

۴.۰(از ۴ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
نشر بیدگل
categoryدسته‌بندی: 
پژوهش و تاریخ هنر

قیمت:

۱۸۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

موفقیت هرچه بزرگ‌تر باشد، به شکست نزدیک‌تر خواهد شد (شبیه نسخه بدلِ رنگی یک شاهکار نقاشی).
آروین
۷
بر سر سینما چه آمده است؟ برسون در یادداشت‌هایی در باب سینماتوگرافی، با لحنی مؤکد که کمتر رنگ و بویی از امیدواری دارد راه آینده را نشان داده است: «آینده سینماتوگرافی به نسل جدیدی از جوانان تنهایی تعلق دارد که آخرین سکه جیبشان را صرف فیلمبرداری از فیلم‌ها می‌کنند و به خود اجازه نمی‌دهند در روزمرگی مادی این حرفه گرفتار شوند».
آروین
۶
غلبه بر قدرت‌های دروغین عکاسی. ایده توخالی «سینمای هنری» و «فیلم‌های هنری». فیلم‌های هنری، فیلم‌هایی که بیش از همه عاری از هنرند.
آروین
۴
فیلم‌هایی هستند که موسیقی رفع و رجوعشان می‌کند! مردم فیلم را در موسیقی غرق می‌کنند. با این‌کار می‌خواهند مانع از این شوند که ببینیم در پس این تصاویر هیچ چیزی وجود ندارد.
آروین
۴
برشت تأکید می‌کند که «بازیگر باید نمایشگر باقی بماند. او باید شخصِ به‌نمایش‌درآمده را همچون یک بیگانه عرضه کند. بازیگر نباید در اجرای خود از "اصل او چنین کرد، او گفت" تخطی کند».
آروین
۲
چشم نقاش را داشته باش. نقاش با نگاه‌کردن می‌آفریند.
Helgurd
۲
ساختن یک فیلم یعنی این‌که آدم‌ها را صرفآ از طریق نگاه به یکدیگر و اشیا پیوند دهیم.
Sepehr Danaiefar
۲
تصاویر و اصوات شبیه آدم‌هایی‌اند که در طی یک سفر با هم آشنا می‌شوند، و بعد از آن دیگر نمی‌توانند از هم جدا شوند.
ali73
۱
کارگردان بازیگرانش را وادار می‌کند نقش آدم‌هایی تخیلی و غیرواقعی را به خود بگیرند، آن هم در میان اشیائی که این‌چنین نیستند. دروغی که دوستش دارد به حقیقت بدل نخواهد شد.
ali73
۱
احساس از مقیدشدن به نظم و ترتیبی مکانیکی، از نوعی ساز و کار زاده می‌شود. برای درک این نکته، به یک پیانیستِ بزرگ فکر کن. یک پیانیستِ بزرگِ مادرزاد، از نوع لیپاتی، نت‌هایی را می‌نوازد که دقیقآ یکسان‌اند: سفیدها، هربار همان مدت، همان شدت؛ لرزش‌ها، نیمه‌لرزش‌ها و از این قبیل. او به‌زور احساس را به کلیدها منتقل نمی‌کند. منتظرش می‌ماند. آن‌گاه احساس سرمی‌رسد و انگشتان او پیانو، خودش و مخاطب را سرشار می‌کند. خلق احساس از طریق مقاومت در برابر احساس ممکن می‌شود.
ali73
۱
اگر یک تصویر، فی‌نفسه، چیزی را با شدتِ تمام بیان کند، اگر این تصویر مستلزم تفسیر خاصی باشد، در آن صورت هنگام تماس با تصاویر دیگر، تغییر و تبدل نخواهد یافت. تصاویر دیگر، هیچ تأثیری روی آن نخواهند گذاشت، و خود آن تصویر هم بر سایر تصاویر تأثیر نخواهد گذاشت. نه کنشی وجود خواهد داشت، نه واکنشی
Sepehr Danaiefar
۱
مهم آن چیزی نیست که آن‌ها نشانم می‌دهند، بل آن چیزی است که از من پنهان می‌کنند، و فراتر از این، آن چیزی که فکر نمی‌کنند در آن‌ها نهفته باشد.
Sepehr Danaiefar
۰
ارزش ریتمیک صدا سروصدای بازوبسته‌شدن در، سروصدای پا و غیره، برای ایجاد ریتم.
Sepehr Danaiefar
۰
چیزی که خوب از آب درنیاید، اگر جایش را تغییر دهید، ممکن است نتیجه‌بخش باشد.
Sepehr Danaiefar
۰
وقتی می‌توان صدا را جانشین تصویری خاص کرد، تصویر را کنار بگذار یا خنثی کن. گوش بیشتر به درون راه می‌برد، چشم به بیرون.
Sepehr Danaiefar
۰
عوض‌کردن دائمی لنزها هنگام فیلمبرداری، به این می‌ماند که آدم دائمآ عینکش را عوض کند.
Sepehr Danaiefar
۰
مدل‌ها. به جای آن‌که آن‌ها را هدایت کنی اجازه بده خودشان هدایت شوند، ولی توسط واژه‌ها و اطوارهایی که خودِ تو از آن‌ها می‌خواهی بگویند و انجام دهند.
Sepehr Danaiefar
۰
به مدل‌هایت: «آدم نباید نقش شخصی دیگر یا خودش را بازی کند. آدم نباید نقش هیچ کسی را بازی کند.»
Sepehr Danaiefar
۰