جملات زیبا از متن کتاب گناه دریا | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب گناه دریاsubscriptionAvailable

کتاب گناه دریا

۴.۳(از ۲۶ رأی)
نوع کتاب
پدیدآورندگان:
فریدون مشیری
publisherانتشارات:
نشر چشمه
categoryدسته‌بندی:
شعر معاصر

قیمت:

۵۸,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

بیمی به دل ز مرگ ندارم که زندگی جز زهر غم نریخت شرابی به جام من گر من به تنگنای ملال‌آورِ حیات آسوده یک نفس زده باشم حرام من!
mehran rajabi
۲۰
هنوزم به جان آتش عشق اوست
شعبده‌باز واژگان
۱۲
کز عالمی بریده و تنها نشسته‌ایم
شعبده‌باز واژگان
۹
دلم از نام خزان می‌لرزد زان که من زاده تابستانم
فائزه کایدی
۹
وفادار تو بودم تا نفس بود. دریغا همنشینت خار و خس بود.
I.F
۷
او گلی را به سینه من کاشت که بهارش خزان نخواهد داشت!
Niyaz.h
۷
همه زندگی نغمه ماتم است
شعبده‌باز واژگان
۶
با او بگو که مهر تو از دل نمی‌رود
شعبده‌باز واژگان
۶
دل از سنگ باید که از درد عشق ننالد، خدایا، دلم سنگ نیست
fati
۶
ما را غم خزان و نشاط بهار نیست
شعبده‌باز واژگان
۵
شهر، آرام. خانه‌ها خاموش جلوه‌گاه سکوت و زیبایی نیمه‌شب زیر این سپهر کبود من و آغوشِ بازِ تنهایی
amirkarimifar
۵
ربودی دفتر دل را و افسوس که سطری هم از این دفتر نخواندی
sepideh
۵
آخر اگر پرستش او شد گناه من؛ عذر گناه من، همه، چشمان مست اوست تنها نه عشق و زندگی و آرزوی من؛ او هستی من است که آینده دست اوست.
atena
۵
مرا عمری به دنبالت کشاندی سرانجامم به خاکستر نشاندی ربودی دفتر دل را و افسوس که سطری هم از این دفتر نخواندی
نایریکا
۵
بیمی به دل ز مرگ ندارم که زندگی جز زهر غم نریخت شرابی به جام من
Elahe
۴
با من تلاش کن که بدانم نمرده‌ام!
Elahe
۴
ای سرنوشت، مرد نبردت منم بیا ‫زخمی دگر بزن که نیفتاده‌ام هنوز
MEHRNOOSH CH
۴
دلم از نام خزان می‌لرزد زان که من زاده تابستانم شعر من آتش پنهان من است روز و شب شعله کشد در جانم می‌رسد سردی پاییزِ حیات تاب این باد بلاخیزم نیست غنچه‌ام غنچه نشکفته به‌کام طاقت سیلی پاییزم نیست!
Niyaz.h
۳
من روزی اگر به مرگ رو کردم «از کرده خویشتن پشیمانم.» من تشنه این هوای جان‌بخشم دیوانه این بهار و پاییزم تا مرگ نیامده‌ست برخیزم در دامن زندگی بیاویزم!
atena
۳
دورتر از چشمه خورشیدها؛ برتر از این عالم بی‌انتها؛ باز هم بالاتر از عرش خدا عرصه پرواز مرغ فکر ماست.»
nightingale
۲
مباد آن دم که عود تاروپودت نسوزد در هوای آشنایی دلی خواهم که از او درد خیزد بسوزد، عشق ورزد، اشک ریزد! به فریادی سکوت جانگزا را به‌هم زن، در دلِ شب، های و هو کن
sammy
۱
دانی چرا نوای عزا سر نمی‌کنم؟ تو صحبت محبت من باورت نبود من ترک دوستی ز تو باور نمی‌کنم!
Niyaz.h
۱
باشد که من دوباره بگیرم سراغ شعر زان پیشتر که مرگ بگیرد سراغ من.
Niyaz.h
۱
مکتب عشق سیه‌چشمی به کار عشق استاد، به من درس محبت یاد می‌داد. مرا از یاد برد آخر ولی من بجز او عالمی را بردم از یاد.
s;
۱
جز به‌افسوس نمی‌خندد مهر جز به‌اندوه نمی‌تابد ماه!
فریما
۱
صفای خاطر دل‌ها ز درد است دل بی‌درد همچون گور سرد است!
کتاب خوان خسته
۱
زندگی ـ دشمن دیرینه من ـ ‫چنگ انداخته در سینه من ‫روز و شب با من دارد سرِ جنگ ‫هر نفس از صدفِ سینه تنگ ‫دامن‌افشان گهر آورده به چنگ ‫وان گهرها... همه کوبیده به سنگ!
MEHRNOOSH CH
۱
جان‌سختی‌ام نگر، که فریبم نداده است ‫این بندگی، که زندگی‌اش نام کرده است
MEHRNOOSH CH
۱
بنال ای دل که رنجت شادمانی‌ست بمیر ای دل که مرگت زندگانی‌ست مباد آن دم که چنگ نغمه‌سازت ز دردی بر نیانگیزد نوایی مباد آن دم که عود تاروپودت نسوزد در هوای آشنایی دلی خواهم که از او درد خیزد بسوزد، عشق ورزد، اشک ریزد!
Niyaz.h
۰
آخر ای دوست، نخواهی پرسید که دل از دوری رویت چه کشید؟ سوخت در آتش و خاکستر شد وعده‌های تو به دادش نرسید.
s;
۰