
بریدههایی از کتاب گناه دریا
۴٫۳
(۱۷)
بیمی به دل ز مرگ ندارم که زندگی
جز زهر غم نریخت شرابی به جام من
گر من به تنگنای ملالآورِ حیات
آسوده یک نفس زده باشم حرام من!
mehran rajabi
هنوزم به جان آتش عشق اوست
شعبدهباز واژگان
همه زندگی نغمه ماتم است
شعبدهباز واژگان
دلم از نام خزان میلرزد
زان که من زاده تابستانم
فائزه کایدی
وفادار تو بودم تا نفس بود.
دریغا همنشینت خار و خس بود.
I.F
ما را غم خزان و نشاط بهار نیست
شعبدهباز واژگان
کز عالمی بریده و تنها نشستهایم
شعبدهباز واژگان
با او بگو که مهر تو از دل نمیرود
شعبدهباز واژگان
شهر، آرام. خانهها خاموش
جلوهگاه سکوت و زیبایی
نیمهشب زیر این سپهر کبود
من و آغوشِ بازِ تنهایی
amirkarimifar
او گلی را به سینه من کاشت
که بهارش خزان نخواهد داشت!
Niyaz.h
دلم از نام خزان میلرزد
زان که من زاده تابستانم
شعر من آتش پنهان من است
روز و شب شعله کشد در جانم
میرسد سردی پاییزِ حیات
تاب این باد بلاخیزم نیست
غنچهام غنچه نشکفته بهکام
طاقت سیلی پاییزم نیست!
Niyaz.h
آخر اگر پرستش او شد گناه من؛
عذر گناه من، همه، چشمان مست اوست
تنها نه عشق و زندگی و آرزوی من؛
او هستی من است که آینده دست اوست.
atena
دورتر از چشمه خورشیدها؛
برتر از این عالم بیانتها؛
باز هم بالاتر از عرش خدا
عرصه پرواز مرغ فکر ماست.»
nightingale
ربودی دفتر دل را و افسوس
که سطری هم از این دفتر نخواندی
sepideh
من روزی اگر به مرگ رو کردم
«از کرده خویشتن پشیمانم.»
من تشنه این هوای جانبخشم
دیوانه این بهار و پاییزم
تا مرگ نیامدهست برخیزم
در دامن زندگی بیاویزم!
atena
مباد آن دم که عود تاروپودت
نسوزد در هوای آشنایی
دلی خواهم که از او درد خیزد
بسوزد، عشق ورزد، اشک ریزد!
به فریادی سکوت جانگزا را
بههم زن، در دلِ شب، های و هو کن
کاربر ۳۴۶۶۹۸۵
دانی چرا نوای عزا سر نمیکنم؟
تو صحبت محبت من باورت نبود
من ترک دوستی ز تو باور نمیکنم!
Niyaz.h
باشد که من دوباره بگیرم سراغ شعر
زان پیشتر که مرگ بگیرد سراغ من.
Niyaz.h
بنال ای دل که رنجت شادمانیست
بمیر ای دل که مرگت زندگانیست
مباد آن دم که چنگ نغمهسازت
ز دردی بر نیانگیزد نوایی
مباد آن دم که عود تاروپودت
نسوزد در هوای آشنایی
دلی خواهم که از او درد خیزد
بسوزد، عشق ورزد، اشک ریزد!
Niyaz.h
آخر ای دوست، نخواهی پرسید
که دل از دوری رویت چه کشید؟
سوخت در آتش و خاکستر شد
وعدههای تو به دادش نرسید.
s;
مکتب عشق
سیهچشمی به کار عشق استاد،
به من درس محبت یاد میداد.
مرا از یاد برد آخر ولی من
بجز او عالمی را بردم از یاد.
s;
حجم
۳۵٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۸۶ صفحه
حجم
۳۵٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۸۶ صفحه
قیمت:
۵۸,۰۰۰
تومان