متأسفانه من هیچوقت اشتباه نکردهام؛ زندگیام خواب زمستانی بود، چون از سرما میترسیدم.
Setare2606
گریه همیشه کمی با امید همراه است، امید به برآمدن از رنج.
یك رهگذر
وقتی دیگر حق انتخاب نداری تحمل جوانی سختتر از تحمل پیری است. بدتر از همه اما تحمل آنجور پیری است که با توهّم جوانی همراه باشد.
Setare2606
گفت وقتی چراغ روشن نیست برایم بهتر است. پرسیدم چرا بهتر است. گفت برای اینکه خودم را نمیبینم. گفتم تو که پشتت به آینه است. گفت آدم فقط توی آینه نیست که خودش را میبیند. گفتم چرا نمیخواهد خودش را ببیند. گفت نمیداند، اما اینطور بهتر است.
فریبا
باور کن، وقتی دیگر حق انتخاب نداری تحمل جوانی سختتر از تحمل پیری است. بدتر از همه اما تحمل آنجور پیری است که با توهّم جوانی همراه باشد.
یك رهگذر
«هستند چیزهایی که بهخودیخود درستاند، اما پیامدشان دیگر درست نیست.»
یك رهگذر
همیشه دلم از دست یکی پُر بود. اما اگر تو آنجا بودی و میگفتی «دردونه چرا تو همی؟» فوری غصهام کمتر میشد، چون تو فقط با همان حضورت دلتنگیهای کوچک مرا با مقیاسهای بزرگ میسنجیدی.
یك رهگذر
آدم همیشه به شکل شرایطی درمیآید که در آن واقع است. کسی را که به هیچ بگیرند، هیچ هم میشود.
یك رهگذر
چاه فقط از بالا نور میگیرد، پیری فقط از گذشته. پیرها عین کودکان فقیری که فقط یک کتاب مصور دارند، همیشه همان صفحات را دوره میکنند. اما کسانی هم هستند که یک زندگی برایشان کم است.
یك رهگذر
عشق تنها یک توهم است، توهم دو آدم در رابطه با یکدیگر، بنابراین شاهدان بیرونی نمیتوانند هیچچیز قطعی از آن بدانند.
یك رهگذر