
بریدههایی از کتاب قصه دخترای ننه دریا
۴٫۰
(۲۱)
دیگه دل مثل قدیم عاشق و شیدا نمیشه
تو کتابم دیگه اون جور چیزا پیدا نمیشه
دنیا زندون شده، نه عشق و نه امید و نه شور،
برهوتی شده دنیا که تا چش کار میکنه مُردهس و گور
نه امیدی ــ چه امیدی؟ ــ بهخدا حیف امید! ـ
نه چراغی ــ چه چراغی؟ چیز خوبی میشه دید؟ ـ
نه سلامی ــ چه سلامی؟ ــ همه خونتشنهٔ هم! ـ
نه نشاطی ــ چه نشاطی؟ ــ مگه راهش میده غم؟
masoome
شبا شب نیس دیگه، یخدون غمه
عنکبوتای سیا شب تو هوا تار میتنه.
دیگه شب مرواریدوزون نمیشه
آسمون مثل قدیم شبها چراغون نمیشه.
غصهٔ کوچک سردی، مث اشک،
جای هر ستاره سوسو میزنه؛
سر هر شاخهٔ خشک
از سحر تا دل شب جغده که هوهو میزنه.
دلا از غصه سیاس
آخه پس خونهٔ خورشید کجاس؟
قفله ــ وازش میکنیم
قهره ــ نازش میکنیم
میکشیم منتشو
میخریم همتشو...
مگه زوره؟ بهخدا هیچکی به تاریکی شب تن نمیده
موش کورم که میگن دشمن نوره،
به تیغ تاریکی گردن نمیده
Zynb
دنیا زندون شده، نه عشق و نه امید و نه شور،
برهوتی شده دنیا که تا چش کار میکنه مُردهس و گور
نه امیدی ــ چه امیدی؟ ــ بهخدا حیف امید! ـ
نه چراغی ــ چه چراغی؟ چیز خوبی میشه دید؟ ـ
نه سلامی ــ چه سلامی؟ ــ همه خونتشنهٔ هم! ـ
نه نشاطی ــ چه نشاطی؟ ــ مگه راهش میده غم؟
mahii
دلا از غصه سیاس
آخه پس خونهٔ خورشید کجاس؟
قفله ــ وازش میکنیم
قهره ــ نازش میکنیم
میکشیم منتشو
میخریم همتشو...
مگه زوره؟ بهخدا هیچکی به تاریکی شب تن نمیده
mahii
پای دار، قاتل بیچاره همون جور تو هوا چش میدوزه:
«چی میجوره تو هوا؟
«رفته تو فکر خدا...
«نه برادر! تو نخ ابره که بارون بزنه
شالی از خشکی درآد، پوک نشادون بزنه
اگه بارون بزنه!
آخ! اگه بارون بزنه!»
mahii
کورهها سرد شدن
سبزهها زرد شدن
خندهها درد شدن.
ماهک
آخه پس خونهٔ خورشید کجاس؟
ماهک
حالا رعیت سر آب خون میکنه
واسه چار چیکهٔ آب، چل تا رو بیجون میکنه.
نعشا میگندن و میپوسن و شالی میسوزه
پای دار، قاتل بیچاره همون جور تو هوا چش میدوزه:
«چی میجوره تو هوا؟
«رفته تو فکر خدا...
«نه برادر! تو نخ ابره که بارون بزنه
شالی از خشکی درآد، پوک نشادون بزنه
اگه بارون بزنه!
آخ! اگه بارون بزنه!»
FaM
نه امیدی ــ چه امیدی؟ ــ بهخدا حیف امید! ـ
نه چراغی ــ چه چراغی؟ چیز خوبی میشه دید؟ ـ
نه سلامی ــ چه سلامی؟ ــ همه خونتشنهٔ هم! ـ
نه نشاطی ــ چه نشاطی؟ ــ مگه راهش میده غم؟ ـ:
کاربر ۳۹۸۳۹۱۶
دلا از غصه سیاس
آخه پس خونهٔ خورشید کجاس؟
قفله ــ وازش میکنیم
قهره ــ نازش میکنیم
میکشیم منتشو
میخریم همتشو...
مگه زوره؟ بهخدا هیچکی به تاریکی شب تن نمیده
موش کورم که میگن دشمن نوره،
به تیغ تاریکی گردن نمیده
ROMINA
دیگه شب مرواریدوزون نمیشه
آسمون مثل قدیم شبها چراغون نمیشه.
غصهٔ کوچک سردی، مث اشک،
جای هر ستاره سوسو میزنه؛
سر هر شاخهٔ خشک
از سحر تا دل شب جغده که هوهو میزنه.
ماهک
دخترای ننهدریا! رو زمین عشق نموند
خیلی وخ پیش باروبندیلشو بست خونه تکوند
دیگه دل مثل قدیم عاشق و شیدا نمیشه
تو کتابم دیگه اون جور چیزا پیدا نمیشه
دنیا زندون شده، نه عشق و نه امید و نه شور،
برهوتی شده دنیا که تا چش کار میکنه مُردهس و گور
نه امیدی ــ چه امیدی؟ ــ بهخدا حیف امید! ـ
نه چراغی ــ چه چراغی؟ چیز خوبی میشه دید؟ ـ
نه سلامی ــ چه سلامی؟ ــ همه خونتشنهٔ هم! ـ
نه نشاطی ــ چه نشاطی؟ ــ مگه راهش میده غم؟ ـ:
FaM
مگه زوره؟ بهخدا هیچکی به تاریکی شب تن نمیده
موش کورم که میگن دشمن نوره،
به تیغ تاریکی گردن نمیده
جان کتاب
دخترای ننهدریا! رو زمین عشق نموند
خیلی وخ پیش باروبندیلشو بست خونه تکوند
دیگه دل مثل قدیم عاشق و شیدا نمیشه
تو کتابم دیگه اون جور چیزا پیدا نمیشه
ماهک
دلا از غصه سیاس
آخه پس خونهٔ خورشید کجاس؟
جان کتاب
حجم
۱۰۰۶٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۸
تعداد صفحهها
۳۲ صفحه
حجم
۱۰۰۶٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۸
تعداد صفحهها
۳۲ صفحه
قیمت:
۶۴,۰۰۰
تومان