جملات زیبای کتاب خروس زری پیرهن پری | طاقچه
تصویر جلد کتاب خروس زری پیرهن پریsubscriptionAvailable

کتاب خروس زری پیرهن پری

کودکانه‌های بامداد

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۳۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
احمد شاملو
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Rtr
۱
«قوقولی قوقو، سحر شد سیاهی دربه‌در شد فرشته‌ها دویدن ستاره‌ها رو چیدن خورشیدخانوم دراومد با یک طبق زر اومد... تا شب نکرده حاشا بچه‌ها، بیاین تماشا!»
AMin
۱
نقطه رو رحمتم شدین اسباب زحمتم شدین... حالا ببینین: (خط‌ونشون!) با همهٔ دنگ‌وفنگتون اگه نخورم خروسو من، اسممو روبا نمی‌گن! اونو اگه من درنبرم از همه‌تون پخمه‌ترم!
AMin
۱
روباهه دمش درازه حیله‌چی و حقه‌بازه: تا چش به هم بذاری می‌بینی که سر نداری کله‌پا شدی تو زندون نه دل داری نه سنگدون
AMin
۱
«ای خروس سحری چِش نخود سینه‌زری! پیرهن زر به برت بود پیش از این؟ تاج یاقوت به سرت بود پیش از این؟ شنیدم رنگ پرت رفته. ببینم پَرِتو! یاقوت تاج سرت ریخته. ببینم سَرِتو!»
دان جان
۰
«روباهه رو چزوندیم تا کوه قاف دووندیم دماغشو سوزوندیم. طمع، از راه دَرِش کرد بیچاره و منتَرش کرد. خام‌طمعی بلاش شد کتک خورد، آش‌ولاش شد. هر که دلَه‌س، ذلیله مُخلصش عزرائیله. هر که اسیرِ آز تر دساش از پاهاش درازتر!»...
soraya
۰
«قوقولی قوقو، سحر شد سیاهی دربه‌در شد فرشته‌ها دویدن ستاره‌ها رو چیدن خورشیدخانوم دراومد با یک طبق زر اومد... تا شب نکرده حاشا بچه‌ها، بیاین تماشا!»
AMin
۰
«قوقولی قوقو، سحر شد سیاهی دربه‌در شد فرشته‌ها دویدن ستاره‌ها رو چیدن خورشیدخانوم دراومد با یک طبق زر اومد... تا شب نکرده حاشا بچه‌ها، بیاین تماشا!»
AMin
۰
«روباهه رو چزوندیم تا کوه قاف دووندیم دماغشو سوزوندیم. طمع، از راه دَرِش کرد بیچاره و منتَرش کرد. خام‌طمعی بلاش شد کتک خورد، آش‌ولاش شد. هر که دلَه‌س، ذلیله مُخلصش عزرائیله. هر که اسیرِ آز تر دساش از پاهاش درازتر!»...