«قوقولی قوقو، سحر شد
سیاهی دربهدر شد
فرشتهها دویدن
ستارهها رو چیدن
خورشیدخانوم دراومد
با یک طبق زر اومد...
تا شب نکرده حاشا
بچهها، بیاین تماشا!»
YreyR
«روباهه رو چزوندیم
تا کوه قاف دووندیم
دماغشو سوزوندیم.
طمع، از راه دَرِش کرد
بیچاره و منتَرش کرد.
خامطمعی بلاش شد
کتک خورد، آشولاش شد.
هر که دلَهس، ذلیله
مُخلصش عزرائیله.
هر که اسیرِ آز تر
دساش از پاهاش درازتر!»...
دان جان
«روباهه رو چزوندیم
تا کوه قاف دووندیم
دماغشو سوزوندیم.
طمع، از راه دَرِش کرد
بیچاره و منتَرش کرد.
خامطمعی بلاش شد
کتک خورد، آشولاش شد.
هر که دلَهس، ذلیله
مُخلصش عزرائیله.
هر که اسیرِ آز تر
دساش از پاهاش درازتر!»...
دان جان