جملات زیبای کتاب خروس زری پیرهن پری | طاقچه
تصویر جلد کتاب خروس زری پیرهن پری

بریده‌هایی از کتاب خروس زری پیرهن پری

نویسنده:احمد شاملو
انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۴.۱از ۲۹ رأی
۴٫۱
(۲۹)
«قوقولی قوقو، سحر شد سیاهی دربه‌در شد فرشته‌ها دویدن ستاره‌ها رو چیدن خورشیدخانوم دراومد با یک طبق زر اومد... تا شب نکرده حاشا بچه‌ها، بیاین تماشا!»
Rtr
نقطه رو رحمتم شدین اسباب زحمتم شدین... حالا ببینین: (خط‌ونشون!) با همهٔ دنگ‌وفنگتون اگه نخورم خروسو من، اسممو روبا نمی‌گن! اونو اگه من درنبرم از همه‌تون پخمه‌ترم!
AMin
روباهه دمش درازه حیله‌چی و حقه‌بازه: تا چش به هم بذاری می‌بینی که سر نداری کله‌پا شدی تو زندون نه دل داری نه سنگدون
AMin
«ای خروس سحری چِش نخود سینه‌زری! پیرهن زر به برت بود پیش از این؟ تاج یاقوت به سرت بود پیش از این؟ شنیدم رنگ پرت رفته. ببینم پَرِتو! یاقوت تاج سرت ریخته. ببینم سَرِتو!»
AMin
«روباهه رو چزوندیم تا کوه قاف دووندیم دماغشو سوزوندیم. طمع، از راه دَرِش کرد بیچاره و منتَرش کرد. خام‌طمعی بلاش شد کتک خورد، آش‌ولاش شد. هر که دلَه‌س، ذلیله مُخلصش عزرائیله. هر که اسیرِ آز تر دساش از پاهاش درازتر!»...
دان جان
«قوقولی قوقو، سحر شد سیاهی دربه‌در شد فرشته‌ها دویدن ستاره‌ها رو چیدن خورشیدخانوم دراومد با یک طبق زر اومد... تا شب نکرده حاشا بچه‌ها، بیاین تماشا!»
soraya
«قوقولی قوقو، سحر شد سیاهی دربه‌در شد فرشته‌ها دویدن ستاره‌ها رو چیدن خورشیدخانوم دراومد با یک طبق زر اومد... تا شب نکرده حاشا بچه‌ها، بیاین تماشا!»
AMin
«روباهه رو چزوندیم تا کوه قاف دووندیم دماغشو سوزوندیم. طمع، از راه دَرِش کرد بیچاره و منتَرش کرد. خام‌طمعی بلاش شد کتک خورد، آش‌ولاش شد. هر که دلَه‌س، ذلیله مُخلصش عزرائیله. هر که اسیرِ آز تر دساش از پاهاش درازتر!»...
AMin

حجم

۵۷۹٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۸

تعداد صفحه‌ها

۳۲ صفحه

حجم

۵۷۹٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۸

تعداد صفحه‌ها

۳۲ صفحه

قیمت:
۸۰,۰۰۰
تومان