
محمدپوریا
۳۱۹
شاید مرگ هم نوشیدنیِ سنگینی است که کمک میکند شب کسالتآوری را، که همان زندگیمان باشد، از یاد ببریم.
ali fattahi
۲۴۲
ه گذشته که نگاه میکنم، متوجه میشوم سختترین بخش زندگی سروکله زدن با آدمهاست.
نسترن
۲۰۶
«اون چیزی که ترس به دل آدم میاندازه شیطان نیست، زمانه. هیچکس نمیتونه زمان رو شکست بده.»
haniyh mir
۱۹۳
«اگه کاری هست که دلت میخواد انجام بدی، دستدست نکن. فقط انجامش بده. کی از فردای خودش خبر داره؟»
art
۱۵۸
به گذشته که نگاه میکنم، متوجه میشوم سختترین بخش زندگی سروکله زدن با آدمهاست.
نسترن
۱۱۹
پس در فنا نه شکلی هست،
نه حسی، نه فکری، نه طریقی،
نه شعوری.
نه چشمی، نه گوشی، نه دماغی، نه زبانی، نه تَنی، نه ذهنی.
نه رنگی، نه صدایی، نه بویی، نه طعمی، نه لمسی.
نه ادراک ذهن،
نه ادراک حس.
نه جهلی، نه دانشی،
نه حاصلِ جهلی.
نه هلاکی، نه مرگی،
نه پایانی بر اینها.
نه دردی هست و نه دلیل دردی،
یا تسکین درد، نه صراط مستقیمی
که درد سرمنزل اوست.
نه حکمتی که حاصل آری!
که حاصلْ خودْ همه فناست.
م.ظ.دهدزی
۱۰۷
شعر خوبی توی کتابخانهام پیدا کردم. هیجانزده شدم، بارها و بارها خواندمش و سعی کردم به یادش بسپارم. بعد متوجه شدم خودم این شعر را گفتهام.
sara
۵۵
«اگه کاری هست که دلت میخواد انجام بدی، دستدست نکن. فقط انجامش بده. کی از فردای خودش خبر داره؟»
توکا
۴۵
شاید مرگ هم نوشیدنیِ سنگینی است که کمک میکند شب کسالتآوری را، که همان زندگیمان باشد، از یاد ببریم.
Mary gholami
۴۵
به گذشته که نگاه میکنم، متوجه میشوم سختترین بخش زندگی سروکله زدن با آدمهاست.
نسترن
۳۸
نمیشود به کسی که همهٔ خاطراتش را از دست داده گفت انسان. زمان حال فقط نقطهٔ اتصال گذشته به آینده است و بهتنهایی بیمعنی است. فرق آدمی با آلزایمر پیشرفته و یک حیوان چیست؟ هیچ. هر دو غذا میخورند، قضای حاجت میکنند، میخندند و گریه میکنند، سرانجام هم میمیرند.
•《زینب》•
۳۷
«اگه کاری هست که دلت میخواد انجام بدی، دستدست نکن. فقط انجامش بده. کی از فردای خودش خبر داره؟»
Farhadmarch
۳۴
«همه آخرسر خودشون میمونند با خودشون.»
شراره
۳۳
«خاطرات آینده» یعنی به یاد آوردن کاری که باید در آینده انجام دهید. اینها خاطراتی بودند که مبتلایان به زوال عقل اول از همه از دست میدادند
کاربر ۷۵۴۹۷۰۲
۳۳
میتوانید چهرهٔ نزدیکانتان را تشخیص دهید، اما دیگر باهاشان احساس آشنایی ندارید.
sara
۲۹
آدمیزاد زندانی زمان است
Mohadese
۲۸
«اگه کاری هست که دلت میخواد انجام بدی، دستدست نکن. فقط انجامش بده. کی از فردای خودش خبر داره؟»
کاربر ۳۹۴۴۹۵۴
۲۲
حس آدم ماقبل تاریخی را دارم که یک جورهایی در زمانهای هبوط کرده است که به آن تعلق ندارد
the bolter
۲۱
از بدیهای سالها آدمکُش بودن یکی اینکه هیچ دوست صمیمیای نداری تا باهاش حرف بزنی. ولی مگر باقیِ آدمها واقعاً چنین دوستانی دارند؟
م.ظ.دهدزی
۲۰
«اگه کاری هست که دلت میخواد انجام بدی، دستدست نکن. فقط انجامش بده. کی از فردای خودش خبر داره؟»
Farhadmarch
۱۹
«زانرو که ما در درد دیگری زاده میشویم، / و در درد خود جان میسپاریم.»
شراره
۱۸
زندگیِ صرف در زمان حال یعنی تنزل به زندگی حیوانی.
Farhadmarch
۱۷
احساس گناه اساساً احساس بیدوامی است. ترس، خشم و حسادت بهمراتب قویترند. ترس یا خشم، که خِرتان را بچسبد، خواب را از چشمهایتان میرباید.
سونیک
۱۶
خواندنم که تمام میشود، حس میکنم بیشتر از آنکه به یاد سپرده باشم از یاد بردهام.
Am
۱۶
«اون چیزی که ترس به دل آدم میاندازه شیطان نیست، زمانه. هیچکس نمیتونه زمان رو شکست بده.»
م.ظ.دهدزی
۱۶
آدمیزاد زندانی زمان است.
شراره
۱۴
من از جهانی آرام خوشم میآید. نمیتوانم توی شهر زندگی کنم چون یکعالم سروصدا بهام هجوم میآورد. یکعالم تابلو و تختهٔ اعلانات و آدمها و حالتهای چهرهشان. نمیتوانم معنای همهشان را با هم بفهمم. همین میترساندم.
Bahar
۱۳
شرم و احساس گناه: شرم برای وقتی است که آدم از خودش خجالت بکشد. گناه احساسی بیرون از وجود آدم و مربوط به دیگران است. بعضیها احتمالاً احساس گناه دارند، اما شرم نه. آنها میترسند دیگران مجازاتشان کنند. من احساس شرم میکنم، اما احساس گناه ندارم. هیچوقت نترسیدهام مردم چی فکر میکنند، و نگران مجازات شدن هم نیستم. بااینحال احساس شرمم شدید است. من حتی یکی را فقط به خاطر شرم کُشتم ــ آدمهای شبیه من موجودات خطرناکتریاند.
Farhadmarch
۱۳
برخوردهای تصادفی اغلب سرآغاز بدبختی است.
Shabboo Nasiri
۱۳
«اون چیزی که ترس به دل آدم میاندازه شیطان نیست، زمانه. هیچکس نمیتونه زمان رو شکست بده.»