جملات زیبای کتاب از قیطریه تا اورنج کانتی | طاقچه
تصویر جلد کتاب از قیطریه تا اورنج کانتی

بریده‌هایی از کتاب از قیطریه تا اورنج کانتی

نویسنده:حمیدرضا صدر
انتشارات:نشر چشمه
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۰از ۱۸۰ رأی
۴٫۰
(۱۸۰)
«هر چه داری به پای زندگی بریز تا مرگ چیزی برای بردن نیابد.»
niloufar.dh
هیچ‌چیز واقعی‌تر از مرگ نیست، هیچ‌چیز.
elham mohammadpoor
عادی بودن و روزمرگی چه شیرین است. بوق بی‌دلیل اتومبیل چه طنین دلپذیری دارد.
احسان فتاحی
زیبایی از عشق می‌آید و عشق از توجه. توجه به چیزهای ساده و فروتنانه‌ای مثل گرفتن انگشتان یخ‌زدهٔ کسی که دوستش داری.
محمدحسین
خداحافظی کردن کمی مانند مُردن می‌ماند… و تو امشب خداحافظی کرده‌ای، تو امشب کمی مُرده‌ای.
محمدحسین
خیلی چیزها دستوری نیستند، خصوصاً برق زدن چشم‌ها. نمی‌توان زورکی در چشم‌ها برق زندگی جاری ساخت.
کاربر ۱۰۰۴۰۲۰۵
اگر در گذشته زندگی کنید در همان گذشته هم می‌میرید
محمدحسین
مردان جهان را در اختیار دارند و زنان ابدیت را.
sarina
آن‌ها نوشته‌اند: «هر اتفاقی که می‌افتد، یک درس زندگی است…» اما آیا رویارویی با سرطان، درس زندگی است؟
عباس
«هر چه داری به پای زندگی بریز تا مرگ چیزی برای بردن نیابد.»
محمدحسین محیا
«هر چه داری به پای زندگی بریز تا مرگ چیزی برای بردن نیابد.»
sh.tavakoli
دوست داشتن سرزمین مادری برای خوشبختی کافی است.
اَمیر وَفا
برایت جملهٔ معروف کریستین بوبن را می‌خواند: «دوستت داشتم، دوستت دارم، دوستت خواهم داشت. برای متولد شدن داشتن جسم کافی نیست و باید این جمله‌ها را زمزمه کنی.»
کاربر ۴۶۴۲۶۹۴
خداحافظی نکبت است. خداحافظی کردن کمی مانند مُردن می‌ماند… و تو امشب خداحافظی کرده‌ای، تو امشب کمی مُرده‌ای.
Moon
«تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد…»
Fa Ne
هر چه زندگی را ساده دنبال کنی باز هم نمی‌توانی جلوِ سختی‌اش را بگیری
Moon
بیماران و همراهان‌شان نشسته و منتظرند. زُل زده‌اند به دیوارها. بیمار خوب می‌داند «زُل زدن» یعنی چه. چشمان ثابت و بی‌حرکت‌شان، که برق زندگی از آن‌ها رخت بربسته، نمایشگر انتظاری تمام‌نشدنی‌اند. اصلاً می‌توان بیمارها را با طرز زُل زدن‌شان تقسیم‌بندی کرد. زُل روبه‌پایین. زُل روبه‌بالا. زُل با حرکت و بی‌حرکت مژه. زُلی که با کوچک‌ترین صدایی از بین می‌رود و زُلی که توپ و تانک هم خللی در آن ایجاد نمی‌کند. برخی زُل‌ها خبر از گم شدن دارند و برخی نشان از تمرکز بسیار بالا. قصه‌ای است برای خودش.
محمدحسین
از خودت می‌پرسی، چرا مرگ باید با شکنجه همراه باشد؟ چرا مرگ ساده برگزار نمی‌شود؟ مگر تولد بی‌درد هم وجود دارد؟ هم مادر درد می‌کشد و هم کودک با گریه زندگی را آغاز می‌کند.
محمدحسین
«مُردن» از «مرگ» وحشتناک‌تر بوده، همیشه،
احسان فتاحی
مُردگان از زندگان عزیزترند.
محمدحسین
مبتلایان به بیماری‌های مهلک، معمولاً با شنیدن واژه‌های «فردا» و «فرداها» مات می‌شوند، حرف نمی‌زنند و گوش می‌دهند، فقط گوش.
کاربر ۳۵۰۶۶۶۱
آه که چه‌قدر عادی بودن طعم شیرینی داشت.
Fa Ne
خداحافظی نکبت است. خداحافظی کردن کمی مانند مُردن می‌ماند… و تو امشب خداحافظی کرده‌ای، تو امشب کمی مُرده‌ای.
کاربر ۱۰۰۴۰۲۰۵
خنده گاهی پرده‌ای می‌شود بر مصیبت‌های عمیق.
محمدحسین
مادرها پیر نمی‌شوند، زیباتر می‌شوند. بیش‌تر و بیش‌تر.
DHYANA
مبتلایان به بیماری‌های مهلک، معمولاً با شنیدن واژه‌های «فردا» و «فرداها» مات می‌شوند، حرف نمی‌زنند و گوش می‌دهند، فقط گوش. «فردا» برای‌شان نامأنوس است. زندگی‌شان ناگهان شده «دیروز» و «امروز». همین حالا. حرفی ندارند برای گفتن دربارهٔ هر آن‌چه با آینده گره می‌خورد. از «بی‌آیندگی» زجر می‌کشند.
کاربر ۳۵۰۶۶۶۱
تنها حسن بیماری‌های مرگ‌بار این است که همه تحمل‌تان می‌کنند، تا حد لوس کردن‌تان.
محمدحسین
هیچ‌چیز واقعی‌تر از مرگ نیست،
حسین ایمانی
هیچ‌چیز واقعی‌تر از مرگ نیست، هیچ‌چیز.
Moon
درمی‌یابی دیدار دوباره‌ای در کار نخواهد بود. در آغوشش می‌کشی و «بدرود» می‌گویی، نمی‌گویی «به امید دیدار». او هم در آغوشت می‌کشد و نمی‌گوید «به امید دیدار»، فقط می‌گوید «خداحافظ».
Moon

حجم

۳۳۵٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۳۳۳ صفحه

حجم

۳۳۵٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۳۳۳ صفحه

قیمت:
۲۵۸,۰۰۰
تومان