جملات زیبای کتاب از قیطریه تا اورنج کانتی | طاقچه
تصویر جلد کتاب از قیطریه تا اورنج کانتی

بریده‌هایی از کتاب از قیطریه تا اورنج کانتی

نویسنده:حمیدرضا صدر
انتشارات:نشر چشمه
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۱از ۱۸۷ رأی
۴٫۱
(۱۸۷)
«هر چه داری به پای زندگی بریز تا مرگ چیزی برای بردن نیابد.»
niloufar.dh
هیچ‌چیز واقعی‌تر از مرگ نیست، هیچ‌چیز.
elham mohammadpoor
عادی بودن و روزمرگی چه شیرین است. بوق بی‌دلیل اتومبیل چه طنین دلپذیری دارد.
احسان فتاحی
زیبایی از عشق می‌آید و عشق از توجه. توجه به چیزهای ساده و فروتنانه‌ای مثل گرفتن انگشتان یخ‌زدهٔ کسی که دوستش داری.
محمدحسین
خداحافظی کردن کمی مانند مُردن می‌ماند… و تو امشب خداحافظی کرده‌ای، تو امشب کمی مُرده‌ای.
محمدحسین
خیلی چیزها دستوری نیستند، خصوصاً برق زدن چشم‌ها. نمی‌توان زورکی در چشم‌ها برق زندگی جاری ساخت.
کاربر ۱۰۰۴۰۲۰۵
اگر در گذشته زندگی کنید در همان گذشته هم می‌میرید
محمدحسین
مردان جهان را در اختیار دارند و زنان ابدیت را.
sarina
آن‌ها نوشته‌اند: «هر اتفاقی که می‌افتد، یک درس زندگی است…» اما آیا رویارویی با سرطان، درس زندگی است؟
عباس
«هر چه داری به پای زندگی بریز تا مرگ چیزی برای بردن نیابد.»
محمدحسین
دوست داشتن سرزمین مادری برای خوشبختی کافی است.
اَمیر وَفا
«هر چه داری به پای زندگی بریز تا مرگ چیزی برای بردن نیابد.»
sh.tavakoli
خداحافظی نکبت است. خداحافظی کردن کمی مانند مُردن می‌ماند… و تو امشب خداحافظی کرده‌ای، تو امشب کمی مُرده‌ای.
Moon
برایت جملهٔ معروف کریستین بوبن را می‌خواند: «دوستت داشتم، دوستت دارم، دوستت خواهم داشت. برای متولد شدن داشتن جسم کافی نیست و باید این جمله‌ها را زمزمه کنی.»
کاربر ۴۶۴۲۶۹۴
«تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد…»
Fa Ne
از خودت می‌پرسی، چرا مرگ باید با شکنجه همراه باشد؟ چرا مرگ ساده برگزار نمی‌شود؟ مگر تولد بی‌درد هم وجود دارد؟ هم مادر درد می‌کشد و هم کودک با گریه زندگی را آغاز می‌کند.
محمدحسین
هر چه زندگی را ساده دنبال کنی باز هم نمی‌توانی جلوِ سختی‌اش را بگیری
Moon
مادرها پیر نمی‌شوند، زیباتر می‌شوند. بیش‌تر و بیش‌تر.
DHYANA
بیماران و همراهان‌شان نشسته و منتظرند. زُل زده‌اند به دیوارها. بیمار خوب می‌داند «زُل زدن» یعنی چه. چشمان ثابت و بی‌حرکت‌شان، که برق زندگی از آن‌ها رخت بربسته، نمایشگر انتظاری تمام‌نشدنی‌اند. اصلاً می‌توان بیمارها را با طرز زُل زدن‌شان تقسیم‌بندی کرد. زُل روبه‌پایین. زُل روبه‌بالا. زُل با حرکت و بی‌حرکت مژه. زُلی که با کوچک‌ترین صدایی از بین می‌رود و زُلی که توپ و تانک هم خللی در آن ایجاد نمی‌کند. برخی زُل‌ها خبر از گم شدن دارند و برخی نشان از تمرکز بسیار بالا. قصه‌ای است برای خودش.
محمدحسین
«مُردن» از «مرگ» وحشتناک‌تر بوده، همیشه،
احسان فتاحی
آه، مادر… مادر… مادر… چرا نباید سرم را روی دامنت بگذارم و زارزار گریه کنم؟ برای چه باید ادای آدم‌های قوی و خوددار را دربیاورم؟ دلم می‌خواهد گریه کنم و تو دل‌داری‌ام بدهی. دلم می‌خواهد بپرم بغلت و سرم را نوازش کنی. به سن‌وسالم نگاه نکن، راستش خیلی چیزهای بچگی در من باقی مانده است. من هنوز کودکم.
عباس
آه که چه‌قدر عادی بودن طعم شیرینی داشت.
Fa Ne
مُردگان از زندگان عزیزترند.
محمدحسین
خنده گاهی پرده‌ای می‌شود بر مصیبت‌های عمیق.
محمدحسین
مبتلایان به بیماری‌های مهلک، معمولاً با شنیدن واژه‌های «فردا» و «فرداها» مات می‌شوند، حرف نمی‌زنند و گوش می‌دهند، فقط گوش.
کاربر ۳۵۰۶۶۶۱
خداحافظی نکبت است. خداحافظی کردن کمی مانند مُردن می‌ماند… و تو امشب خداحافظی کرده‌ای، تو امشب کمی مُرده‌ای.
کاربر ۱۰۰۴۰۲۰۵
درمی‌یابی دیدار دوباره‌ای در کار نخواهد بود. در آغوشش می‌کشی و «بدرود» می‌گویی، نمی‌گویی «به امید دیدار». او هم در آغوشت می‌کشد و نمی‌گوید «به امید دیدار»، فقط می‌گوید «خداحافظ».
Moon
به‌راستی که چه‌قدر ما از حال هم بی‌خبریم.
Moon
تنها حسن بیماری‌های مرگ‌بار این است که همه تحمل‌تان می‌کنند، تا حد لوس کردن‌تان.
محمدحسین
مبتلایان به بیماری‌های مهلک، معمولاً با شنیدن واژه‌های «فردا» و «فرداها» مات می‌شوند، حرف نمی‌زنند و گوش می‌دهند، فقط گوش. «فردا» برای‌شان نامأنوس است. زندگی‌شان ناگهان شده «دیروز» و «امروز». همین حالا. حرفی ندارند برای گفتن دربارهٔ هر آن‌چه با آینده گره می‌خورد. از «بی‌آیندگی» زجر می‌کشند.
کاربر ۳۵۰۶۶۶۱

حجم

۳۳۵٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۳۳۳ صفحه

حجم

۳۳۵٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۳۳۳ صفحه

قیمت:
۲۵۸,۰۰۰
تومان