
٪۴۰
عرفان برقبانی
۱۴
«به حال خود رها شدن در جامعه و نادیده گرفته شدن از سوی اعضای آن, اگر در عمل چنین اتفاقی شدنی باشد، ظالمانهترین مجازات است. وقتی با ورودمان کسی سرش را به سویمان برنگرداند، وقتی حرف میزنیم پاسخمان را ندهد، یا برای کاری که میکنیم اهمیتی قایل نباشد، وقتی همه تظاهر به ندیدنمان کنند، و طوری برخورد کنند که انگار وجود نداریم، چندی نمیگذرد که نوعی خشم و درماندگی عاجزانه در ما انباشته میشود که بیرحمانهترین شکنجههای جسمی در مقابل آن تسکینبخش به نظر میرسند.»
Azade_sh
۸
تنها عامل افادهای بودن ترس است. کسانی که از جایگاه اجتماعی خود مطمئناند هرگز دیگران را تحقیر نمیکنند. پشت تکبر ترس نهفته است.
Azade_sh
۴
اضطرابْ ملازمِ آرزوهای دنیای معاصر است
Azade_sh
۴
«اذهان مردم برای شادیهای واقعی زندگی جایگاهی بس حقیر است.»
Azade_sh
۴
به نظر میرسد زندگی فرایندی است از جایگزینی اضطرابی با اضطراب دیگر و جانشینی خواستهای با خواسته دیگر
Solmaz&Sanaz Sadeghi
۴
فقط در صورتی میتوان وجود حکومتها را توجیه کرد که قادر به ایجاد فرصتهایی برای رفاه و سعادت مردمِ تحت حاکمیتشان باشند.
Solmaz&Sanaz Sadeghi
۳
اگر دست از حسرت خوردن برنداریم، به طور تأثرانگیزی زندگیمان را با حسرت خوردن برای مسائل نادرست هدر میدهیم.
Azade_sh
۲
هر قدر هم از نظر خودمان دارای ذهنی مستقل باشیم، به طرز خطرناکی در تشخیص نیازهایمان ضعیفیم. روحمان بهندرت آنچه را باید برای خوشبختی از آن برخوردار باشیم در گوشمان زمزمه میکند، و اگر فرمانی به ذهن میدهد آنقدر گنگ است که یا آن را اشتباه میفهمیم یا احساس میکنیم مغایر نیازهای ماست.
Solmaz&Sanaz Sadeghi
۲
حاکم موروثی به اندازه نویسنده موروثی ناکارآمد است
Solmaz&Sanaz Sadeghi
۲
«طبیعت به من نگفت فقیر نباش. و نیز نگفت ثروتمند باش، اما تمنا کرد مستقل باش.»
Faust
۲
ایجاد حس حقارت در دیگران در واقع به دلیل حس عذابآور حقارت در خودمان است.
Faust
۲
«اکثر مردم نه بسیار خوباند و نه بسیار عاقل. پس بیشتر بر جدیت تکیه کنید نه مهربانی.»
Faust
۲
به بیان شوپنهاور، «هر نکوهشی فقط وقتی آزاردهنده است که به هدف زده باشد. کسی که میداند سزاوار نکوهش نیست قاطعانه میتواند آن را نادیده بگیرد».
Azade_sh
۱
ثروت امری مطلق نیست. ثروت به خواستههای ما بستگی دارد. هر بار چیزی را جستجو کنیم که توان به دست آوردنش را نداریم، امکاناتمان هر قدر هم زیاد باشد، فقیرتر میشویم.
Azade_sh
۱
اسمیت نوشته است در جوامعی که فرصتهای کافی برای تجارت و توسعه صنعت در اختیار ثروتمندان قرار داده میشود، «چنان از هر چیزی بهوفور تولید میشود که هم موجبات رضایت ستمگران و کاهلان فراهم میشود و هم خواستههای صنعتگران و دهقانان اجابت میگردد».
Azade_sh
۱
وابستگی جایگاه اجتماعی به بخت و اقبال خودبهخود هراسانگیز است. ولی هولناکتر از آن زندگی در دنیایی چنان آکنده از اصول کنترل عقلانی است که اساساً «بداقبالی» به عنوان توجیهی معتبر برای شکست نادیده گرفته شود.
Azade_sh
۱
کار مهمترین تعیینکننده میزان احترام و توجهی است که از آن برخوردار میشویم. دیگران بر اساس پاسخمان به سؤال شغلمان چیست ــ که طبیعتاً اولین سؤالی است که در دیدارهای جدید با آن مواجه میشویم ــ در مورد کیفیت جایگاهمان تصمیمگیری میکنند.
Azade_sh
۱
تراژدی ما را به سمت حقیقتی تحملناپذیر سوق میدهد: اینکه میتوان ردپای هر کار احمقانهای را که انسانها در سراسر تاریخ انجام دادهاند در جنبههایی از طبیعت انسان یافت
Azade_sh
۱
طنزپردازان ماهر غالباً بر نقاط آسیبپذیری انگشت میگذارند که به طور مستقیم قادر به مطرح کردنشان نیستیم؛ آنها رابطه دور از ذهن ما با آزاردهندهترین ابعاد وجودمان را روشن میسازند. هرچه دغدغه خصوصیتر و شدیدتر، احتمال خنده بیشتر: خندهای که نشانه قدردانی از مهارتی است که به مسائلی که حتی قادر به اشاره کردن به آنها نبودیم سیخونک زده است.
samanehpolo
۱
ما فقط به کسانی حسادت میکنیم که احساس میکنیم شبیهشان هستیم، یا در واقع فقط به اعضای گروه مرجعمان حسادت میکنیم. هیچ موفقیتی تحملناپذیرتر از موفقیت دوستان نزدیکمان نیست.
Solmaz&Sanaz Sadeghi
۱
زندگی رعایا شاید با مشکلات بسیاری همراه بود (وضعیتی که قابل تغییر هم نبود)، ولی اعتقاد عموم بر این بود که دو طبقه دیگر بدون آنها از پا در خواهند آمد
Solmaz&Sanaz Sadeghi
۱
اگر فراموش کنید که میوههای زمین متعلق به همه است و زمین متعلق به هیچکس نیست، زندگیتان تباه خواهد شد
Solmaz&Sanaz Sadeghi
۱
اگر همه از امکان برابر برای تحصیل و دسترسی به مشاغل برخوردار شوند در این صورت تفاوتهای میان درآمد و منزلت اجتماعی را میتوان به نقاط قوت و ضعف فردی نسبت داد. از این رو دیگر نیازی به برابرسازی درآمدها وجود ندارد. امتیازات و نیز سختیهای زندگی بر اساس شایستهسالاری تقسیم میشوند.
Solmaz&Sanaz Sadeghi
۱
«تردیدی وجود ندارد که اشراف بلندمرتبه جامعه ما مدتهاست نظام اداری را به عنوان ابزاری برای تأمین زندگی خویشاوندان تهیدست و بیخانمان خود به کار گرفتهاند، و در واقع آن را بهنوعی به مرکز نگهداری از افراد ناتوان تبدیل کردهاند، افرادی که توان لازم برای ورود به مشاغل آزاد را ندارند از این طریق میتوانند به هزینه دولت، مقامی صوری برای گذران زندگی دستوپا کنند.»
Solmaz&Sanaz Sadeghi
۱
دلیل نظر نادرست عموم مردم، عدم تمایل آنها به بررسی افکارشان در پرتوِ موشکافیهای عقلانی از یک سو و اتکای آنها بر شمّ درونی، احساسات و سنتها از سوی دیگر است
Solmaz&Sanaz Sadeghi
۱
شاید سریعترین راه برای اینکه کسی را دیگر تحسین نکنیم ازدواج کردن با او باشد
Solmaz&Sanaz Sadeghi
۱
معنای ثروت تنها مقدار زیادی پول نیست، و حتی در طول تاریخ اولین معنای آن نیز نبوده است. این واژه به معنای وفور هر چیزی است، از پروانه گرفته تا کتاب تا لبخند. راسکین هم به ثروت علاقه داشت، و حتی فکر و ذهنش را به خود مشغول داشته بود. ولی ثروت مورد نظر او از نوع غیرمعمول آن بود: او آرزومند ثروتی از مهربانی، کنجکاوی، عاطفه، تواضع، ایمان و ذکاوت بود ــ مجموعهای از خصوصیات که آنها را «زندگی» مینامید.
Solmaz&Sanaz Sadeghi
۱
وقتی به مرحلهای میرسیم که محبتِ مشروط جذابیتش را برایمان از دست میدهد، بسیاری از کارهایی که برای حفظ آن انجام میدهیم نیز از چشممان میافتد. اگر ثروت، منزلت و قدرت باعث ایجاد توجه و لطف ناپایدار مردم به ما میشوند، و اگر همه ما چنان بیدفاع و درمانده در چنگال مرگ گرفتاریم که آرزو میکنیم همچون کودکی نوازشمان کنند و تسکینمان دهند، پس دلیلی فوقالعاده روشن در دست داریم تا نیرویمان را بر روابطی متمرکز کنیم که بیش از همه در مقابل زوال جایگاهمان تاب میآورند.
Faust
۱
آیا یک موسیقیدان اگر میدانست همه مخاطبانش جز یکی دو نفر ناشنوا هستند، از تشویقهای آنها به خود میبالید؟
Faust
۱
شاید سریعترین راه برای اینکه توجهمان را به چیزی از دست بدهیم خرید آن باشد ــ همانطور که شاید سریعترین راه برای اینکه کسی را دیگر تحسین نکنیم ازدواج کردن با او باشد.
