از روزگار باستان همیشه در هر بندری زنهایی از طبقات مختلف وجود داشتهاند که به دریانوردان حرفهایی میزدهاند. حرفهایی حاکی از پذیرش قدرت مطلق افق بر سرنوشتشان و بیعت با مرزهای این زمرد اسرارآمیز. کلماتی سرشار از غم و امیدهای واهی که حتی مغرورترین زنان را همچون فاحشهای به پایین میکشید. «تو فردا صبح از اینجا میری، درسته؟»