
٪۳۰
ف_حسنپوردکان
۵۱۵
ما، وقتی احتياج وادارمان کند با آدمهای منفور نيز ناچاريم روابطی برقرار کنيم.
ف_حسنپوردکان
۳۰۵
کسی که از گرگ میترسد نبايد بهجنگل قدم بگذارد
.
۲۹۷
میپرسيد چرا بهپول احتياج دارم؟ چه سؤالی! برای اين که پول همه چيز است!
اکرم ملایی
۲۱۹
حالا چه هستم؟ يک صفر. فردا چه میتوانم باشم؟ فردا چه میتوانم باشم؟ فردا میتوانم از ميان مردگان برخيزم و زندگانی نوينی را آغاز کنم! میتوانم در خودم همان انسانی را بجويم که تاکنون وجود داشته است!
Mr.Carton
۱۳۵
من نه تنها از هرگونه ظاهرسازی بهدورم، بلکه از هرگونه شايستگی و لياقت نيز عاریام.
Mohammad
۱۳۵
کوشش میکردم هرچه بيشتر که ممکن است خودم را بهنفهمی بزنم
ف_حسنپوردکان
۱۲۳
آقای ژنرال، يک فرد را برای افتضاحی که هنوز بهبار نياورده است نمیشود بازداشت کرد.
hani
۱۰۳
سرشت انسان، جابر و مستبد است، و دوست میدارد که برنجاند؛ و شما اين يکی را بيش از اندازه دوست میداريد.
ــسیّدحجّتـــ
۱۰۲
تمام زندگی و حياتم را بهقمار گذاشته بودم!
Mohammad
۷۹
من نه تنها از هرگونه ظاهرسازی بهدورم، بلکه از هرگونه شايستگی و لياقت نيز عاریام
mr_qanbari
۵۲
امروز يک بار ديگر از خود پرسيدم: «آيا او را دوست دارم؟» و باز يک بار ديگر نمیدانستم چه جوابی بدهم
Rghaf
۴۹
چه ناتوان است دل انسان.
1127
۴۰
ـ آه! خارجه خارجه برای من هيچ چيز خوبی نداشت. آيا میتوانيم خانممان را زود بهمسکوی خودمان برسانيم؟ در آن جا چه نداريم؟ گلهايی که عطر میپراکنند، و اينجاها مثل آنها پيدا نمیشود. آنجا، حالا وقتی است که سيبها دارند میرسند، آنجا هوا هست، فضا هست... ولی نه، میبايست همهی اينها را برای خارجه ترک میکرديم! آه...
نیلوفر🍀
۳۹
میگويند که نبايد دو بار سر يک ميز بهدنبال بخت و اقبال رفت و گذشته از اين، هامبورگ پايتخت قمار است.
اکرم ملایی
۳۳
راستی هم، انسان دوست دارد که بهترين دوستان خودش را در مقابل خود، خوار ببيند. دوستی بيشتر اوقات برروی تحقير و شرمساری بنا نهاده میشود. اين حقيقتی است قديمی که همهی مردان بافکر از آن اطلاع داشتهاند.
ف_حسنپوردکان
۳۱
آيا اين يک ايدهآل نيست؟ اين که قربانی خوشحال است از اين که با پای خودش بهقربان گاه میرود؟
طاغی
۳۱
خيال میکردم مرا مانند مسيح انتظار میکشند، ولی اشتباه میکردم.
لیاخوف
۳۰
ما، وقتی احتياج وادارمان کند با آدمهای منفور نيز ناچاريم روابطی برقرار کنيم.
زیبای پاییز 🍁
۳۰
پس از دو هفته غيبت برگشتهام.
Firooz
۲۹
و اين نمونههای نجابت و درستکاری همهی دنيا را از ديدگاه خودشان قضاوت میکنند و همهی کسانی را که با خودشان شباهتی ندارند تکفير میکنند.
دانور🌱
۲۶
من پول را برای خودم احتياج دارم و مايل نيستم که فقط برای خدمت بهسرمايه زنده باشم.
وحید.ا
۲۳
آخرين باری که ما از کوه شلاگنبرگ بالا میرفتيم شما گفتيد که با يک اشارهی من حاضريد خودتان را با سر بهپايين پرت کنيد. يادتان هست که گودی پرتگاه هزار پا بود؟ عاقبت روزی خواهد رسيد که من اين اشاره را بکنم! آن هم فقط برای اينکه ببينم شما چطور بهقول خودتان وفا میکنيد، و مطمئن باشيد که از اين راه بهروحيات شما پی خواهم برد. من از شما درست برای اين نفرت دارم که مجازتان گذاشتهام و به شما خيلی اجازه دادهام و باز هم بيشتر خواهم داد. چون بهشما احتياج دارم،و چون بهشما احتياج دارم بايد فعلاً با شما مدارا کنم.
علی
۱۸
در طول اين بازی، اين اولين بار بود که وحشت و ترس سراپايم را گرفت. و درنتيجه دستهايم و پاهايم شروع بهلرزيدن کرد. من حتی اکنون نيز معنايی را که باختن در آن موقع برايم داشت با هول و هراس درک میکنم و در نظر میآورم. تمام زندگی و حياتم را بهقمار گذاشته بودم!
Saeid
۱۸
میگويند که نبايد دو بار سر يک ميز بهدنبال بخت و اقبال رفت
Saeid
۱۸
من خودم سبب بدبختی خودم بودهام
بهنام
۱۷
اگر يقين داشتم که در دم، قمار و هامبورگ را برای برگشتن بهوطنتان ترک خواهيد کرد، خودم را حاضر میديدم که هماکنون هزار ليره بهشما بدهم، تا با آن دورهی زندگی جديدی را شروع کنيد. ولی اگر بهجای هزار ليره فقط ده لويی بهشما میدهم برای اين است که اکنون برای شما فرقی ندارد. هم اين و هم آن را در قمار خواهيد باخت. بگيريد و خداحافظ.
Pariya
۱۷
همهی اينها اکنون مثل خواب و خيالی گذشته است ـ حتی عشق من، گرچه بسيار قوی و صميمی بود، ولی... آخر چه شد؟ راستی اکنون چيزی از آن باقی نمانده است.
it's me
۱۶
گاهی در نگاه بيمارِ آدمی عفيف و پاک دامن، چه چيزهای زيادی را میشود خواند! آدم عفيفی که حاضر است زمين دهان باز کند و او را فرو ببرد و در عوض کوچکترين نشانهای از احساسات او در نگاهش خودنمايی نکند و بهکسی روشن نشود.
علی
۱۶
بهاين پيرزن احمقی که من هستم سخت نگير. من حالا ديگر جوانها را بهخاطر سبکسریهاشان سرزنش نخواهم کرد.
Pariya
۱۶
و ما همانطور که با بیفکری بازی میکنيم، همانطور نيز میبازيم.