جملات زیبای کتاب فلسفه ای برای زندگی | طاقچه
تصویر جلد کتاب فلسفه ای برای زندگی

بریده‌هایی از کتاب فلسفه ای برای زندگی

امتیاز
۳.۷از ۱۹ رأی
۳٫۷
(۱۹)
مارکوس معتقد است که با شکل دادن مناسبِ عقایدمان ــ با تعیین ارزش درستِ چیزها ــ می‌توانیم از رنج بردن، غصه و اضطراب برهیم و بدین وسیله به آرامشی که رواقیان در جستجوی آن‌اند، نایل شویم.
vahidk
-رواقیان برای چیرگی بر سیری‌ناپذیری و حرص توصیه می‌کنند که به تمرین تجسم منفی بپردازیم. باید درباره ناپایداری همه‌چیز تأمل کنیم. باید نبودِ ارزشمندترین چیزهایمان را تجسم کنیم، چه دارایی‌ها و چه کسانی که به آن‌ها عشق می‌ورزیم. از دست رفتن زندگی خودمان را هم باید تجسم کنیم. اگر چنین کنیم، قدردان چیزهایی که هم‌اینک داریم خواهیم بود، و چون قدردانشان می‌شویم، بعید است خواسته‌های جدیدی در درونمان شکل بگیرد.
vahidk
-برای مهار رغبتمان به دلواپسی و نگرانی درباره مسائلی که خارج از کنترل ما هستند، توصیه رواقیان این است که بیاییم امور زندگی خود را به سه دسته تقسیم کنیم: اموری که بر آن‌ها کنترل کامل داریم، اموری که هیچ کنترلی بر آن‌ها نداریم و اموری که تا اندازه‌ای روی آن‌ها کنترل داریم. بعد از این تقسیم‌بندی، نباید درباره اموری که هیچ کنترلی بر آن‌ها نداریم، نگران یا اندیشناک شویم.
vahidk
پیشنهادِ آنان این بود که زمانی را صرف تصور این امر کنیم که چیزهایی را که در نظرمان ارزشمندند، از دست داده‌ایم ــ همسرمان ترکمان کرده، اتومبیلمان را دزدیده‌اند، یا شغلمان را از دست داده‌ایم. رواقیان بر این باور بودند که این عمل ما را بر آن می‌دارد که برای همسر، اتومبیل و شغلمان ارزشی بیشتر از پیش قائل شویم. این راهکار ــ اجازه دهید آن را تجسم منفی بنامیم ــ شگردی بود که از زمان خروسیپوس به کار بسته می‌شد. (۵) به باور من این راهکار ارزشمندترین راهکاری است که در جعبه‌ابزارِ روان‌شناختی رواقیان یافت می‌شود.
vahidk
آرمان مکتب رواقی نیل به آرامش است.
vahidk
گویی سقراط با مرگ خود به دو نیم تقسیم شده بود: افلاطون و آنتیستنس؛ افلاطونی که اشتیاق سقراط به نظریه را به ارث برده بود و آنتیستنسی که میراث‌خوار اشتیاق سقراط به زندگی نیک شده بود
mt
همه آنچه در اختیار داریم، «امانتِ» سرنوشت است، که هر لحظه ممکن است بی‌اذن ما ــ در واقع حتی بی‌آن‌که خبردار شویم ــ بازپس گرفته شود. از این رو «باید همه عزیزانمان را دوست بداریم ...،
کاربر ۴۱۷۵۶۴۲
-اگر علی‌رغم پیگیری نکردن ثروت، خود را ثروتمند یافتیم، باید از دارندگی خود بهره ببریم؛ مکتبی که از ریاضت حمایت می‌کند، مکتب کلبی است، نه رواقی. اما هرچند باید از ثروت و دارندگی بهره برد، نباید پایبندش شد. در واقع باید در حین لذت بردن از آن، درباره فقدان آن نیز تأمل کرد.
vahidk
در این کتاب می‌آموزیم که ارزشمندترین چیز در زندگی ــ دست‌کم از دیدگاه رواقیان ــ حصول و حفظ آرامش است. از نظر رواقیان حفظ آرامش آن چیزی است که می‌توان برای آن از همه چیز، ثروت باشد یا شهرت، درگذشت.
mt
احتمالاً از میان کسانی که مجذوب سقراط شدند، برخی متأثر از نظریه‌پردازی‌های او بودند و برخی دیگر متأثر از شیوه زندگی او. افلاطون به گروه نخست تعلق داشت؛ او در آکادمی‌اش بیشتر دلمشغول نظریه‌های فلسفی بود تا اشاعه پند و اندرزهایی در باب شیوه زندگی. در مقابل، آنتیستنس به‌شدت تحت تأثیر شیوه زندگی سقراط قرار داشت؛ مکتب کلبی‌ای که او بنیان نهاد، نظریه‌پردازی فلسفی را کنار گذاشت و در عوض بر پند و اندرزهایی متمرکز شد که باید آن‌ها را برای حصول زندگی نیک به کار بست.
mt
در حکومت‌های خودکامه جهان باستان توانایی خواندن و نوشتن و انجام دادن محاسبات ریاضی (حساب) برای صاحب‌منصبان حکومت از اهمیت زیادی برخوردار بود، حال آن‌که توانایی در متقاعد کردن دیگران تا این حد مهم نبود. صاحب‌منصبان فقط فرمان می‌دادند و زیردستان بی‌درنگ اطاعت می‌کردند.
vahidk
همه آنچه در اختیار داریم، «امانتِ» سرنوشت است، که هر لحظه ممکن است بی‌اذن ما ــ در واقع حتی بی‌آن‌که خبردار شویم ــ بازپس گرفته شود. از این رو «باید همه عزیزانمان را دوست بداریم
کاربر ۴۱۷۵۶۴۲
«هرگز ممکن نیست خوشبختی با تمنای داشتنِ چیزهایی که هم‌اینک در اختیارمان نیست جمع شود»
زیر آسمان شب
ای کاش به مدت کوتاهی هم که شده، خودمان باشیم، زندگی خودمان را، صرف‌نظر از این‌که چگونه می‌توانست باشد، زندگی کنیم.
کاربر ۴۸۴۲۵۹۰
یک راه بی‌نظیر برای فرو نشاندن حرص و افزون‌طلبی دائمی‌مان این است که خود را متقاعد سازیم باید خواهانِ همان چیزهایی شویم که هم‌اینک به‌نقد در اختیار داریم.
Sajad Hosseinvand
‫-رواقیان به دو منشأ اصلی شوربختی در آدمی اشاره می‌کردند ــ یکی سیری‌ناپذیری‌مان و دیگری رغبتمان به دلواپسی درباره چیزهایی که در ورای کنترلمان هستند
کاربر ۶۵۳۶۲۱۷
‫-رواقیان برای چیرگی بر سیری‌ناپذیری و حرص توصیه می‌کنند که به تمرین تجسم منفی بپردازیم. باید درباره ناپایداری همه‌چیز تأمل کنیم. باید نبودِ ارزشمندترین چیزهایمان را تجسم کنیم، چه دارایی‌ها و چه کسانی که به آن‌ها عشق می‌ورزیم. از دست رفتن زندگی خودمان را هم باید تجسم کنیم. اگر چنین کنیم، قدردان چیزهایی که هم‌اینک داریم خواهیم بود، و چون قدردانشان می‌شویم، بعید است خواسته‌های جدیدی در درونمان شکل بگیرد. و علاوه بر تجسم صرفِ این موضوع که اوضاع امکان داشت بدتر باشد، باید به طور داوطلبانه گاهی خود را در چنان اوضاع بدتری قرار دهیم؛ سنکا «تمرین فقر» را توصیه می‌کند، و موسونیوس پیشنهاد می‌دهد که فرصت‌های لذت و آسایش را داوطلبانه رها کنیم.
کاربر ۶۵۳۶۲۱۷
ما باید در مورد جهان بیرون تقدیرگرا باشیم: باید بدانیم که آنچه در گذشته برایمان اتفاق افتاده، و آنچه درست همین الآن در حال وقوع است، بیرون از کنترل ما هستند و از این رو نگرانی درباره چنین اموری ابلهانه است.
کاربر ۶۵۳۶۲۱۷
‫رواقیان برای اثبات درستی مکتب رواقی می‌گفتند زئوس در خلقت ما تفاوتی با دیگر جانوران ایجاد کرده است و آن بهره‌مندی ما از عقل است. چون زئوس به ما اهمیت می‌داد و توجه خاصی داشت، می‌خواست ما را چنان طراحی کند که همیشه خوشبخت باشیم، اما او فاقد چنین توانی بود. برای همین هرآنچه می‌توانست برای ما کرد: چیزی به ما داد که زندگی را نه‌فقط قابل تحمل که لذتبخش هم بکند. دقیق‌تر این‌که او الگویی از زندگی برایمان طراحی کرد که اگر از آن پیروی شود، به ما امکان شکوفایی و بالندگی می‌دهد. رواقیان توانایی عقلانی خود را برای کشف این الگو به کار بستند. بدین‌سان فلسفه زندگی‌ای طراحی کردند که در صورت پیروی از آن، الگویی خواهیم داشت ــ چنان‌که خود می‌گویند، الگویی بر وفق طبیعت
کاربر ۶۵۳۶۲۱۷
آن دسته از نیاکان تکاملی ما که از زخم درد می‌کشیدند، بیشتر خودشان را از زخمی شدن دور نگه می‌داشتند ــ و از این رو بیشتر بقا می‌یافتند و زادوولد می‌کردند ــ تا نیاکانی که قادر به ادراک درد نبودند. بنابراین کسانی که می‌توانستند درد را حس کنند، در انتقال ژن‌های خود موفق‌تر از کسانی بودند که این توانایی را نداشتند، نتیجه آن‌که ما انسان‌های کنونی میراث‌دار توانایی ادراک دردیم.
کاربر ۶۵۳۶۲۱۷
استعداد ما در تجربه اضطراب و سیری‌ناپذیری نتیجه گذشته تکاملی ماست. نیاکان تکاملی ما که درباره مُکفی بودن خوراک مضطرب می‌شدند، کمتر گرسنه می‌شدند تا آن دسته که نگران وعده غذایی بعدی خود نمی‌شدند. همین‌طور آن دسته از نیاکان تکاملی ما که هرگز به آنچه داشتند راضی نبودند، کسانی که همیشه غذای بیشتر و پناهگاه بهتری می‌جستند، بیشتر عمر و زادوولد می‌کردند تا کسانی که به‌سادگی راضی می‌شدند.
کاربر ۶۵۳۶۲۱۷
کاتو متفاوت می‌پوشید: این کار را می‌کرد تا به خود بیاموزد که «از چیزی شرمنده شو که واقعاً مایه شرمندگی است».
کاربر ۶۵۳۶۲۱۷
سخن مارکوس را بازگو می‌کردم: «بله، می‌گویند زندگی به کشتی گرفتن بیشتر شبیه است تا به رقصیدن.»
کاربر ۶۵۳۶۲۱۷
پروردگارا، آرامشی ده تا چیزهایی را که نمی‌توانم تغییر دهم بپذیرم، شهامتی ده تا آنچه رامی‌توانم، تغییر دهم، و خردی به من عطا کن تا این دو را از هم بازشناسم. م.
کاربر ۶۵۳۶۲۱۷

حجم

۲۷۵٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۳۳۶ صفحه

حجم

۲۷۵٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۳۳۶ صفحه

قیمت:
۱۵۰,۰۰۰
تومان