کانتی مینویسد که او احساسِ خفقان پابرهنهها را زیباتر جلوه میدهد و با ابداع دشمنی مخوف و تهدیدی مضاعف از این احساس تغذیه میکند: «دشمن پشت دیوارها» (در خارج)، «دشمنِ توی زیرزمینها» (مخالفان و خائنان و منفعتطلبها و همهٔ عاملان فساد که علیه کشور دسیسهچینی میکنند). او به اسم اجتماع عظیم جنگ راه میاندازد و از این پس مرده و زنده, و گذشته و حال و آینده در جبههای مشترک قرار میگیرند. او با توسل به اساطیر بنیانگذاران ــ رومیها، جنبش بازپسگیری آندلس، نخستین ژرمنها، جنگ دهقانان، ساموراییها... ــ اسطورهها و به گفتهٔ روژه کایوا با «وعدهها و وحدتها» آنها را متحد میکند. هرگز به صورت شرطی حرف نمیزند, بلکه همواره به صورت امری سخن میگوید.