جملات زیبای کتاب نزدیکی | طاقچه
تصویر جلد کتاب نزدیکی

بریده‌هایی از کتاب نزدیکی

نویسنده:حنیف قریشی
انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۴.۱از ۱۵ رأی
۴٫۱
(۱۵)
در سفر پیشِ رویم قلم و کاغذ حتماً احتیاجم می‌شود. نمی‌خواهم هیچ احساس هیجان‌انگیزی را از دست بدهم. می‌خواهم مثل کارآگاهی که سرنخ‌ها را دنبال می‌کند تا به جرم برسد، احساساتم را تعقیب کنم، بنویسم و خودم را در این بین پیدا کنم.
dianaz
این‌که آدم بتواند از پس ذهن خود بربیاید، یا توفان درونیِ افکار غیرقابل‌تحملش را تاب بیاورد، سبب می‌شود به آواری که از آن به جا مانده خیره شود و به نوعی درک برسد: این وضعیت رشک‌برانگیز ذهن است.
dianaz
اگر تلویزیون را به امید تماشای برنامهٔ درست‌وحسابی روشن کنید، حال‌تان گرفته می‌شود و در واقع عصبانی می‌شوید؛ پُر از زورگویی و خشونت و عامیانه کردن فکر و اندیشه. تلویزیون را خاموش می‌کنم. شوریدن علیه شورش.
mohi
انتخابِ یک فردْ یعنی عریان کردن تمام زندگی‌ات برای او و دعوت از او به عریان کردن تو!
mohi
از چیزهایی که از دست داده بودم به خودم می‌پیچم.
Niyaz.h
حالا به‌سختی می‌توانم احساساتم را تحمل کنم. بعضی شب‌ها نزدیک است سرم را بکوبم به دیوار
محمد
از خودم متنفرم که نمی‌تواتم آن‌طور که می‌خواهم زندگی کنم
محمد
. آدم‌ها چه معصومیت عجیبی دارند وقتی نمی‌دانند چه بلایی قرار است سرشان بیاید. اذیت می‌کنیم و اذیت می‌شویم.
بهار
می‌توانید انتخاب کنید که به دیگران خوبی کنید یا بدی. آزارشان دهید یا باهاشان مهربان باشید.
بهار
او هم مثل من زندگی خانوادگیِ درست‌وحسابی نداشته و به خاطر همین است که حالا کلی به خودش زحمت می‌دهد تا خوب خرید کند و غذاهای خوشمزه بپزد
بهار
حرف با عمل فرقی ندارد و باید پای حرفت بایستی. اگر کلمه‌ای از دهانت بیرون بیاید دیگر نمی‌توانی پسش بگیری.
Niyaz.h
سکوت هم مثل تاریکی می‌تواند مهربان باشد؛ این هم برای خودش نوعی زبان است.
Niyaz.h
مهربانی از همهٔ فضیلت‌های دیگر شیرین‌تر است. به‌خصوص اگر آن را نه ویژگی اخلاقی که موهبت بدانی.
Niyaz.h
بیش‌تر به خود مفهوم وفاداری وفادار بود و ترس از این‌که بدون آن دنیا خالی از رحم و شفقت می‌شد و آدم بی‌پناه.
Niyaz.h
می‌خواهم مثل کارآگاهی که سرنخ‌ها را دنبال می‌کند تا به جرم برسد، احساساتم را تعقیب کنم، بنویسم و خودم را در این بین پیدا کنم.
Niyaz.h
گاهی افراط به همان بدیِ تفریط است.
Niyaz.h
وسوسهٔ این‌که بتوانیم روی پا خود بایستیم و هر آن چیزی را که نیاز داریم بتوانیم با آن تأمین کنیم، به اندازهٔ نوازش دیگران دل‌نشین است.
Niyaz.h
می‌شود کسی را مجبور کرد ولی در نهایت به سرکشی و طغیان ختم می‌شود. می‌توانید آدم‌ها را به انجام کارهای خوب تشویق کنید، ولی نمی‌توانید آن را به‌زور از کسی بخواهید. چیزهای زیباتری هم برای خواستن هست، مثل عشق، احساسات، خلاقیت، خواستن و الهام گرفتن. نمی‌توانید به‌زور عاشق شوید فقط می‌توانید از خودتان بپرسید چرا آن را کنار گذاشته‌اید.
Niyaz.h
ولی احساسات هولناک بعد از مدتی از بین می‌روند که این هم خودش احساس وحشتناکی است.
mohi
«اما ازدواج یه نبرده. یه سفر غریب و هولناک، یه طبقه تو جهنم و درعین‌حال دلیلی برای زندگی. باید آمادهٔ هر چیزی باشی، نه‌فقط رابطه.»
mohi
پسرهایم شیرجه می‌زنند توی صندوق اسباب‌بازی‌هایی که مرتب کنار هم چیده شده‌اند و آن وسیله‌ای را می‌کشند بیرون که دوستش دارند و سرگرم‌شان می‌کند. من هم همین کار را با کتاب‌ها، سی‌دی‌ها، عکس‌ها و روزنامه‌ها می‌کنم، اما همین کار را با آدم‌ها هم می‌توانیم بکنیم؟ کار چندان جالبی نیست. باید با آدم‌ها طوری رفتار کنیم که انگار واقعی‌اند؛ اما آیا واقعاً هستند؟
mohi
ما عشق می‌خواهیم ولی درعین‌حال نمی‌خواهیم خودمان را گم کنیم.
mohi
بچه‌ها را بغل می‌کند و می‌بوسد. این مهر و علاقهٔ مادرفرزندی را دوست دارم. این روزها اگر حرفِ به‌دردبخوری هم بزنیم دربارهٔ بچه‌هاست، دربارهٔ کاری که کرده‌اند یا حرفی که زده‌اند. احساسی که هیچ‌کس دیگری جز ما به آن راه ندارد و نمی‌فهمدش.
کاربر ۳۷۱۳۹۱۹
اگر زندگی کردن را هنر بدانیم، واقعاً هنر عجیبی است؛
dream thoughts
در نیمه‌راه زندگی گم شده‌ام و راهی برای بازگشت نیست. دیگر چه کاری مانده که نکرده‌ام؟
محمد
متوجه شده‌ام که این حالات و احساساتم نیست که ناامید و مستأصلم کرده، بلکه مدت‌زمان آن است و تا کمی ناراحت می‌شوم می‌ترسم یک سال تمام افسرده شوم.
محمد
انتخابِ یک فردْ یعنی عریان کردن تمام زندگی‌ات برای او و دعوت از او به عریان کردن تو!
محمد
دنیا با تصورات ما ساخته می‌شود، چشمان‌مان به آن زندگی می‌بخشد، دستان‌مان به آن شکل می‌دهد و خواسته‌های‌مان آن را شکوفا می‌کند. ما به زندگی معنا می‌بخشیم نه این‌که آن را از زندگی برداشت کنیم. فقط همان چیزی را می‌بینید که می‌خواهید، همین و بس. باید دنیای جدیدی خلق کنیم.
محمد
ولی درک نمی‌کنم آدم‌هایی که اوضاع خانوادگی‌شان روبه‌راه است چرا این‌قدر ازخودراضی‌اند و فکر می‌کنند انگار تنها راه زندگی کردن همین است و بقیه یک مشت آدم‌های بی‌لیاقت‌اند.
محمد
«اما ازدواج یه نبرده. یه سفر غریب و هولناک، یه طبقه تو جهنم و درعین‌حال دلیلی برای زندگی. باید آمادهٔ هر چیزی باشی، نه‌فقط رابطه.»
محمد

حجم

۱۷۷٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۱۵۶ صفحه

حجم

۱۷۷٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۱۵۶ صفحه

قیمت:
۹۹,۰۰۰
۴۹,۵۰۰
۵۰%
تومان