
٪۴۰
کتاب یک شب پاییزی: داستانهای کوتاه از نویسندگان بزرگ روس
انتشارات:
کتاب کوله پشتی٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Arezuwishi
۹
دوست دارم بدانم که اصلاً معنی این عبارت چیست و این طبقات پایین چه کسانی هستند؟ اول از همه این که آنها انسانهایی هستند مثل ما با همان استخوان و گوشت و رگ و ریشه اند.
کیمیا
۸
«این تقدیر و شانس نیست که در زندگی به سراغمان میآید بلکه آدمهای دیگر هستند که بر سرمان نازل میشوند. هیچ موجودی بیرحمتر از انسان روی کره زمین وجود ندارد. گرگها همدیگر را نمیدرند اما آدمها با کمال میل همدیگر را میبلعند. »
کیمیا
۶
چه اشخاص پستی پیدا میشوند و چه اخلاق و عادات وحشیانه ای دارند! چه شبهای بیمعنی و چه روزهای بیحاصل و کسالتباری را میگذرانیم! قماربازی دیوانهوار و پرخوری و مستی و وراجی دایمی و مکرر، کارهای بیهوده و صحبتهای هرزه بهترین زمان و بهترین نیروی آدم را تلف میکنند و دست آخر زندگی بیسر و ته و دست و بال شکسته و مزخرفی را باید گذراند و فرار از آن هم دیگر ممکن نیست و درست مثل این است که باید در تیمارستان و یا زندان به سر برد.
melik
۴
در دنیا اتفاقات عجیبی میافتد، ممکن است سالها با افرادی دوست باشید و یا زندگی کنید اما هیچ وقت آزادانه و از ته دل با آنها صحبت و درد دل نکنید؛ از طرفی با افرادی دیگر به سختی فرصت آشنایی و مراوده داشته باشید ولی به یکباره تمام رازهای خود را برایشان تعریف کنید، گویی که دارید همه چیز را برایشان اعتراف میکنید.
melik
۴
به هر حال میدانی که وظیفه قبل از هر چیز حکم میکرد!
melik
۳
که انسان تا چه حد میتواند بیعاطفه باشد و چه پلیدیها و خشونتهایی در پس ظاهر رفتارهای محترمانه و متمدن افراد ـ حتی افرادی که به آبرومندی و رفتار نیک شهره هستند ـ نهفته است.
Dot
۲
اگر هر موضوع غم انگیزی را به حساب تقدیر خدا بگذاریم و بنشینیم و زجر بکشیم معنایش این است که حیوانیم نه انسان
Dot
۱
این تقدیر و شانس نیست که در زندگی به سراغمان میآید بلکه آدمهای دیگر هستند که بر سرمان نازل میشوند. هیچ موجودی بیرحمتر از انسان روی کره زمین وجود ندارد. گرگها همدیگر را نمیدرند اما آدمها با کمال میل همدیگر را میبلعند
Houshyaran
۱
امیدوارم هیچ گاه آگاهی از زوال مادی به روحش رخنه نکند... چراکه این برای کسی که قرار است زنده باشد و زندگی کند، زجری غیرضروری و بیفایده خواهد بود
Tamim Nazari
۰
در ادارهای به نامِ....، نه! بهتر است به نام اداره اشارهای نکنیم؛ چرا که حساسترین و بحث برانگیزترین مسائل جهان، همین موضوعات مربوط به اداره، هنگ، دادگاه عدالت، و در یک کلام، تمام شاخههای خدمات عمومی است. امروزه هر شخصی فکر میکند که در جامعه به شخصیت او توهین شده است. برای مثال نقل کردهاند که اخیراً، شکایتی از رئیس پلیس منطقه دریافت شده که در آن، به این موضوع که تمام نهادهای امپریالیستی به دست افراد نالایق افتاده و به نام مقدس تزار و هم چنین خود او اهانت شده، صریحاً اعتراض کرده است، و حتی برای اثبات حرفش رمانی عشقی ضمیمهی شکایتش کرده که تقریباً در هر ده صفحه از آن، به رئیس پلیس منطقه که گاهی هم، در مستی مطلق به سر میبرد، اشاره شده است. بنابراین به منظور اجتناب از هر گونه سوء تفاهمی، بهتر است ادارهی فوقالذکر را "ادارهی معین" بنامیم.
Tamim Nazari
۰
همیشه افرادی وجود دارند که برای مسائلی ارزش قائلند که برای دیگران بیاهمیت است.
Tamim Nazari
۰
و سنت پترزبورگ بدون آکاکی آکاکیویچ به حال خود رها شد، گویی که اصلاً چنین شخصی در آن نمیزیسته است. و بدین شکل انسانی از صفحهی روزگار محو شد که هیچ مراقبی نداشت، عزیزِ هیچ کس نبود، برای هیچ کس جالب توجه نبود، و حتی توجه دانشجویان رشتهی طبیعی را که از یک مگس برای تشریح کردن زیر میکروسکوپ نمیگذشتند نیز به خود جلب نکرده بود. موجودی که با صبر و حوصله تمسخرهای همکارانش را تحمل کرد و بی هیچ هیاهویی زندگی کرد و به خاک سپرده شد. با این وجود در روزهای پایانی عمرش نور امیدی درقالب یک شنل پیدا کرد که زندگی بی روحش را رنگ شادی بخشید اما چه فایده که چنان بدبیاری اسف باری بر او نازل شد که تنها بر افراد بزرگ تاریخ نازل شده بود.
مریم
۰
«نمی دانم که کدامیک از ما سهم بهتر را برداشته است! »
این جملهی سقراط که آخرین سخنانش خطاب به قضات و مردم گرد هم آمده در دادگاه بود، را به یاد آوردند. اکنون او در زندان آرام و بیحرکت زیر شنلش آرمیده بود در حالی که سطح شهر را عزای، ترس و خجالت فرا گرفته بود.
