کتاب هر دو در نهایت می میرند اثر آدام سیلورا

کتاب هر دو در نهایت می میرند

نویسنده:آدام سیلورامترجم:میلاد بابانژادالهه مرادیانتشارات:نشر نونسال انتشار:۱۳۹۷تعداد صفحه‌ها:۳۳۶ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۴.۱از ۲۵۹ رأیخواندن نظرات
انتشاراتنشر نون

سال انتشار۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها۳۳۶ صفحه

دسته‌بندی
زندگی کردن نادرترین اتفاق جهان هستی است. بیشتر مردم فقط وجود دارند، همین.
shaghayegh
به نظرم، بیشترین چیزی که دلم برایش تنگ شود فرصت‌های ازدست‌رفته برای واقعاً زندگی کردنِ زندگی‌ام باشد
Sana Del
زندگی کردن نادرترین اتفاق جهان هستی است. بیشتر مردم فقط وجود دارند، همین. اسکار وایلد
Raya
آدم‌ها فکر می‌کنن برای کارهایی که دوست دارن، همیشه وقت دارن و لذت داشته‌هاشون رو نمی‌برن، حتی حرف‌هاشون رو هم به‌هم نمی‌گن و صبر می‌کنن. اما من فهمیدم که ما آدم‌ها واقعاً وقتی برای منتظر شدن و تلف کردن نداریم. اگر دنبال چیزهایی که دوست داریم نریم، چیزی جز حسرت برامون نمی‌مونه. تو داری می‌میری و ممکنه هیچ وقت نتونم به‌اندازهٔ کافی بهت بگم که چقدر ازت ممنونم. برای همین، تا وقت داریم، می‌خوام تا جایی که می‌تونم، بهت بگم ممنونم، ممنونم، ممنونم و ممنونم."
kosarnrb
بهتره زنده باشی و بگی کاش مُرده بودم تا اینکه در حال مردن باشی و آرزو کنی کاش تا ابد زنده بمونی.
Sana Del
"مامان، به نظرت، چون اینجا هیچ وقت فرصتش رو پیدا نکردم، می‌تونم اون بالا، معنای عشق رو تجربه کنم؟"
Raya
دوازده ساعت پیش، در تماسی، به من گفته شد امروز قرار است بمیرم و حالا، از هر زمان دیگری، زنده‌ترم.
Azin
زندگی را نباید تنها زندگی کرد، حتی در روز آخر.
Mínas
این مرگ نیست که انسان باید از آن بترسد، ترس واقعی از هرگز زندگی نکردن است. مارکوس اورلیوس، امپراتور رومی
Samira
زندگی کردن نادرترین اتفاق جهان هستی است. بیشتر مردم فقط وجود دارند، همین.
Adler