جملات زیبای کتاب عبور از آخرین خاکریز (خاطرات اسیر عراقی دکتر احمد عبدالرحمن) | طاقچه
تصویر جلد کتاب عبور از آخرین خاکریز  (خاطرات اسیر عراقی دکتر احمد عبدالرحمن)

بریده‌هایی از کتاب عبور از آخرین خاکریز (خاطرات اسیر عراقی دکتر احمد عبدالرحمن)

دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۰از ۱۳ رأی
۴٫۰
(۱۳)
«شما که این‌قدر نگران خاک مقدس میهن هستید، چرا فکر نمی‌کنید که وطن دیگران نیز برای خودشان عزیز و با ارزش است.»
hoda.amer
رویارویی نظامی در آینده احساس نگرانی کند، این تصور منطقی است که یکی از مهم‌ترین اهداف جنگ با ایران تضعیف و نابودی دو کشور قدرتمندی است که یهودی‌ها و موجودیت دولت یهودی عبری را مورد تهدید قرار می‌دهند. این جنگ در واقع حاصل طرح شیطانی صلیبی‌ها و صهیونیست‌هاست.
حامد
ماهیت اصلی انسان‌ها در گرفتاری‌ها، به خصوص در جنگ‌ها بهتر ظاهر می‌شود.
Bookly
همان ‌طور که خدای تعالی در توصیف گروه کثیری از مردم، آن‌ها را چهارپایان، بلکه پست‌تر از آن‌ها به حساب آورده است.
حمید
کمیته‌های ویژه‌ای برای فهرست‌برداری از مواد و کالاها در شهر خرمشهر بعد از اشغال آن تشکیل دادند. با این همه سرقت و چپاول همچنان ادامه یافت، حرص و طمع نظامیان به حدی بود که هیچ‌کس نمی‌توانست آن را کنترل کند. حتی صهیونیست‌ها در شهرهایی که به اشغال خود درآوردند، به چنین اعمالی دست نزدند. در طول تاریخ جز اقوام مغول و تاتار هیچ‌کس به چنین کارهایی دست نزد
کاربر ۱۱۵۸۹۵۷
تمامی این پدیده‌ها نشانگر بروز بیماری جدیدی بود که با ادامۀ جنگ شدت می‌یافت، تا جایی که ادارۀ امور درمانی وزارت دفاع نام گوشه‌نشینان جنگ را به آن‌ها اطلاق کرد. این نتیجۀ منطقی تضادی درونی است. عقل حکم می‌کند که ایرانی‌ها ملتی مسلمان هستند و ریختن خون آن‌ها جایز نیست، زیرا پروندۀ اعمال مرتکبین را در روز قیامت سنگین‌تر کند. همچنین این بیماری ناشی از عدم‌ اعتقاد کامل به حقانیت این جنگ علیه ایران بود که بی‌شک مجازاتی الهی در حق کسانی است که دستشان به خون مسلمانان آغشته می‌گردد
کاربر ۱۱۵۸۹۵۷
همان‌طور که ما ملیت و وطنی داریم و از آن دفاع می‌کنیم دیگران نیز به ملیت و وطن خود احترام می‌گذارند. قومی از قومی بالاتر و وطنی از وطنی عزیزتر نیست. این منطق به من حکم می‌کند که با قومیت‌گرایی مخالفت کنم
Sobhan Naghizadeh
همان‌طور که ما ملیت و وطنی داریم و از آن دفاع می‌کنیم دیگران نیز به ملیت و وطن خود احترام می‌گذارند. قومی از قومی بالاتر و وطنی از وطنی عزیزتر نیست. این منطق به من حکم می‌کند که با قومیت‌گرایی مخالفت کنم اگرچه در جامعۀ عراق روابط نه براساس حق و باطل بلکه براساس تعصب و قوم‌گرایی پی‌ریزی می‌شود.
hoda.amer
ماهیت اصلی انسان‌ها در گرفتاری‌ها، به خصوص در جنگ‌ها بهتر ظاهر می‌شود. به‌طور معمول انسان‌ها به خاطر ترس از مجازات، از ارتکاب جرایم خودداری می‌کنند. اما در زمان جنگ جز مأمور درونی، خمیره و وجدان آدمی کسی حضور ندارد
hoda.amer
در برخی از این نبردها صدام در ستاد فرماندهی پشت جبهه حضور می‌یافت تا شاهد شکست نیروها و عدم ‌تحقق اهداف و رؤیاهایش باشد. یک روز فرمانده یکی از یگان‌های جیش‌الشعبی از استان العماره وارد مقر فرماندهی شد تا به نمایندگی از طرف صدام نظاره‌گر روند درگیری‌ها باشد. یگان‌های جیش‌الشعبی در برابرحملات کوبندۀ ایران فرار را بر قرار ترجیح می‌دادند و این تازگی نداشت. افراد جیش‌الشعبی اولین کسانی بودند که از صحنۀ نبرد فرار می‌کردند، ولی در مقابل دوربین تلویزیون بیشتر از دیگر نظامیان باد به غبغب می‌انداختند. صدام فرماندۀ جیش‌الشعبی را مورد اهانت شدید قرار داد و او را به خیانت و ترس متهم کرد، او در پاسخ گفت: «اگر شما و گاردهای محافظتان که همیشه در میان آن‌ها مخفی می‌شوید شجاع بودید، پاسخ حملات ایرانی‌ها را می‌دادید.» صدام که از شنیدن این سخن سخت برآشفته بود، او را به دست خویش اعدام کرد.
حکمت نوری
رویارویی نظامی در آینده احساس نگرانی کند، این تصور منطقی است که یکی از مهم‌ترین اهداف جنگ با ایران تضعیف و نابودی دو کشور قدرتمندی است که یهودی‌ها و موجودیت دولت یهودی عبری را مورد تهدید قرار می‌دهند. این جنگ در واقع حاصل طرح شیطانی صلیبی‌ها و صهیونیست‌هاست.
حامد
اگر این تصور را داشته باشیم که اسرائیل از نقش احتمالی عراق در هر گونه
حامد
نظامیان، اکثریت شهروندان عراقی و حتی بعثی‌ها از خدا می‌خواستند که این وضعیت به نحو مسالمت‌آمیز خاتمه یابد. هیچ ‌کس به جنگ با ایران که در نظر اکثر مردم عراق، کشور مسلمانی است تمایل نشان نمی‌داد. جنگ با ایران برای نظامیان مسئله عجیبی به نظر می‌رسید، زیرا نظامیان عراقی از سال ۱۹۴۸ با این عقیده تربیت یافته بودند که دشمن اصلی عراق و امت عرب، رژیم صهیونیستی است. ولی صدام در سال ۱۹۷۹ این تصور را از ذهن آن‌ها زدوده و اعلام کرد که دشمن حقیقی امت عرب، ایران است و نه اسرائیل.
کاربر ۱۱۵۸۹۵۷
بسیاری از نظامیان عراقی اشیایی را که در مناطق اشغالی بود، سرقت کردند. برای اهالی عراق که خود شاهد کالاها و اجناس به‌یغمارفته در بصره و دیگر شهرها بودند تعجبی نداشت، اما اینکه نیروهای عراقی حتی شهرهای مرزی عراق از جمله منذریه، بندر فاو و غیره را نیز به یغما بردند، جای تعجب داشت. اهالی به جهت حملات هوایی و توپخانه مجبور به ترک منازلشان در شهرهای مرزی شده و هرگز موفق به انتقال اموال و دارایی‌هایشان نشدند. با این اطمینان که دولت و ارتش از این دارایی‌ها محافظت خواهند کرد ولی برخلاف تصور آن‌ها نظامیان به اماکن مسکونی هجوم برده و اشیای نفیس را سرقت می‌کردند. هفته اول جنگ به یکی از متخصصین بیهوشی که در اتاق عمل با ما همکاری می‌کرد، اطلاع دادند که اثاثیۀ منزلش در منذریه به سرقت رفته است. بسیاری از سربازانی که در فاو خدمت می‌کردند، داستان‌های شرم‌آوری از هجوم نظامیان به منازل، شکستن درها و پنجره‌ها و قطع چوب‌های گران‌قیمت صاج که برای پوشاندن دیوارهای داخلی منازل به کار می‌رود تعریف کردند.
کاربر ۱۱۵۸۹۵۷
هر زمان که یکی از دست‌نشاندگان غربی حاکم بر آن کشورها درصدد شکستن طوق اطاعت و خروج از چارچوب تعیین‌شدۀ آن‌ها برآید، غرب برای به اطاعت درآوردن آن دست‌نشانده، مشکل مرزی را احیا می‌کند و هر زمان اوضاع به حال طبیعی درآید، مشکل مزبور را مسکوت می‌گذارند تا بتوانند در زمان مناسب از آن استفاده کنند.
Hakime Zare
طرفی دفاع از حق در برابر باطل تنها از عهدۀ افراد با وجدانی برمی‌آید که ارزش‌های اخلاقی و انسانی را محترم می‌شمارند، در حالی که، در بین سلاطین عرب فردی با این ویژگی دیده نمی‌شود.
hoda.amer
گاهی نگران‌کننده‌ترین چیزها در جبهۀ نبرد برقراری آرامش است، آرامشی که به انسان فرصت اندیشیدن و پرداختن به تصوراتش را می‌دهد و گاهی نیز از بروز اتفاقات خطرناک در آینده خبر می‌دهد.
hoda.amer
مردم برای شنیدن اخبار صحیح به رادیوهای بیگانه گوش می‌دادند.
hoda.amer
رسانه‌های بین‌المللی صادقانه اوضاع جبهه را تشریح می‌کردند.
hoda.amer
حرف‌های او نظر افسری را در ذهنم تداعی کرد که در سال ۱۹۸۲وارد مواضع ما در موخوره شد. او در جنگ ۱۹۷۳ با اسرائیل شرکت کرده بود، وقتی در مورد حال و هوای جنگ با اسرائیل از او سؤال کردم در پاسخ گفت: «ما اگر مانند ایرانی‌ها با سرسختی تمام می‌جنگیدیم، اسرائیل مدت‌ها پیش از صحنۀ گیتی محو شده بود.»
hoda.amer
قدری از نگرانی‌هایم کاسته شد، حس کردم خداوند رحمان هرطور که بخواهد سرنوشت مرا رقم می‌زند.
hoda.amer
در ماه رمضان، به‌خصوص هنگام افطار حدود نیم‌ساعت آرامش برقرار می‌شد. گویی که طرفین وقت افطار به یکدیگر احترام می‌گذاشتند و از آتشبازی دست برمی‌داشتند. یک‌بار آتشبارهای عراقی اقدام به تیراندازی کردند که یکی از افسران که در کنار ما بر سر سفرۀ افطار نشسته بود با ناراحتی گفت: «بگذارید مردم با آرامش افطار کنند.»
حکمت نوری
فرماندۀ گروه شناسایی با خود کلنجار می‌رفت، گویی که جرئت پیدا نکرده بود با نیروهای تحت فرمانش تا نزدیکی محل استقرار نیروهای ایرانی پیشروی کند. از طرف دیگر قادر نبود گزارش مشخصی در این موضوع ارائه کند. به این ترتیب، مأموریت گشتی‌ها ناموفق تلقی شد. بعد از آن‌ها نیز هیچ نیروی گشتی شناسایی جرئت پیشروی به سمت آن هدف را پیدا نکرد. به ناچار فرماندهان پرچمی رنگی در اختیار فرماندۀ نیروهای گشتی گذاشتند تا با نصب آن بر روی هدف، معلوم شود به آنجا رسیده است.
حکمت نوری
بسیاری از افسران و سربازان که در این نبردهای وحشتناک شرکت داشتند، می‌گفتند که اضطراب موجود بین واحدها باعث می‌شد تا هرکس سعی کند فقط خود را از مهلکه نجات دهد. ستاد فرماندهی به نیروهای تحت محاصره دستور مقاومت داده بود. آنگاه همۀ آن‌ها را زیر آتش قرار داده بود. بی‌شک این اقدام عملی عمدی بود، زیرا صدام از به اسارت درآمدن نیروهایش نفرت داشت و حتی بارها گفته بود که ترجیح می‌دهد نیروهایش همگی کشته شوند تا اینکه به اسارت درآیند.
حکمت نوری
ستوان‌یار صبر، مرد سفیدمویی که از دیرباز در ارتش عراق خدمت می‌کرد، از فرزندان عشایری بود که پیرو آداب و رسوم جاهلی بوده، عشق به انتقامجویی آن‌ها را وادار می‌سازد تا خود را در هر مهلکه‌ای گرفتار سازند. وی برای مقابله با ایرانی‌ها به همراه ده سرباز در شکافی از کوه که نقطۀ مقابل خاکریز بود موضع گرفت تا آن‌ها را از نفوذ و پیشروی باز دارد، امّا مورد اصابت گلولۀ خمپاره‌ای قرار گرفت. جسد او طبق معمول به همراه هدیه‌ای از جانب ادارۀ توجیه سیاسی گردان به خانواده‌اش تحویل داده شد و آن شکاف کوهستانی حصار صبر نامگذاری شد تا موجب تقویت روحیۀ نظامیان شود. متأسفانه، ده‌ها هزار نفر از این افراد در ارتش عراق وجود داشتند که در راه دفاع از قاتلشان از بین رفتند.
حکمت نوری
بعد از خاتمۀ نبردها، عدنان خیرالله، وزیر دفاع عراق، از منطقه بازدید کرد تا ضمن اعطای درجه به افسرانی که نبرد را فرماندهی کرده بودند، آن‌ها را مورد تفقد قرار دهد. در این حال دوازده اسیر ایرانی از اهالی خوزستان را به نزد او آوردند، و وزیر قهرمان بلافاصله حکم اعدام آن‌ها را به علت خیانت به قومیتشان صادر کرد. درحالی که، آن‌ها مبارزین ایرانی بودند، لباس نظامی بر تن داشتند و تحت بیرق کشورشان مبارزه می‌کردند. این اقدام عراق یکی دیگر از بی‌حرمتی‌های بی‌حد آن رژیم نسبت به قوانین و معاهدات بین‌المللی بود و البته سازمان ملل هم با آن تشکیلات عریض و طویلش در مقابلاین بی‌حرمتی عراق هیچ واکنشی نشان نداد.
حکمت نوری
آن روز، ستاد فرماندهی کل عراق به منظور پر کردن شکاف عظیمی که در منطقۀ العماره به وجود آمده بود، واحدهای بی‌شماری را از مناطق دیگر جبهه به حرکت درآورد. برای مثال لشکر نُه زرهی به‌طور کامل از جبهۀ شمالی انتقال یافت. چند روز بعد از پایان نبردها که از مرخصی برمی‌گشتم جبهۀ شمالی خالی از واحدهای زرهی بود. مسلم اگر آن روز نیروهای ایرانی آن منطقه را مورد هجوم قرار می‌دادند، عراق را حداقل به پشت مرزهای بین‌المللی عقب می‌راندند.
حکمت نوری
برداشت نظامیان، برداشتی منطقی بود، زیرا افراد جیش‌الشعبی اولین کسانی بودند که از صحنۀ نبرد می‌گریختند. جیش‌الشعبی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وظیفۀ مشابهی دارند، با این تفاوت که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طلایه‌داران حملات اصلی هستند و در خطوط دفاعی عراق به راحتی نفوذ می‌کنند، در حالی که، جیش‌الشعبی بعد از پایان نبردها جهت حراست از مواضعی که به تصرف ارتش درآمده وارد میدان می‌شوند و به‌طور معمول در برابر حملات ایران قادر به حفظ این مواضع نیستند. از زمانی که یگان جیش‌الشعبی به منطقه قدم گذاشت، تعداد مراجعه‌کنندگان به واحد سیار پزشکی افزایش یافت. بسیاری از آن‌ها با ارائۀ گواهی پزشکی وانمود می‌کردند که از ناراحتی‌های قلبی، فشارخون و درد کلیه رنج می‌برند. آن‌ها به جیش‌الشعبی وارد می‌شدند تا در کارنامه‌هایشان امتیازی را به ثبت برسانند و در آینده از آن استفاده کنند، از آن گذشته جلوی هرگونه عذر و بهانه را نیز سد کنند. از این طریق ضمن جلب رضایت فرماندهان حزب، خود را از خطر مرگ در جبهه مصون نگه می‌داشتند.
حکمت نوری
تلویزیون دولتی عراق فیلمی از اسرای ایرانی را در حالی‌ که از دست سربازان عراقی خوراکی دریافت می‌کردند، نشان داد. در این روزها صدام وارد جبهه شده و حساس‌بودن موقعیت را از نزدیک مشاهده کرد. شایع شد که در این بازدید فرماندهان به او اطلاع داده‌اند که ادامۀ حضور در خرمشهر ثمری نخواهد داشت، ولی او اجازۀ عقب‌نشینی نداد. وی به بغداد بازگشت تا عملیات احداث تالار کنفرانس را که قرار بود برای تشکیل اجلاس کشورهای عضو جنبش عدم‌تعهّد آماده شود، مورد بازدید قرار دهد.
حکمت نوری
آنگاه یک افسر وظیفه به نام ابوکفاح که مسئول ارشد حزبی و مسئول تمامی تیپ‌ها بود و همه حتی فرماندۀ تیپ از او حساب می‌بردند به جمع ما ملحق شد. او با انتخاب سه نفر از هر گردان در زمینۀ تشکیل جوخه‌های آتش دستوراتی داد و بر عدم پیوند عاطفی، دوستی و همکاری بین افراد جوخۀ اعدام و سربازان گردان تأکید کرد. طبیعی است این گروه‌ها و جوخه‌ها براساس یک دستور نظامی تشکیل می‌گردید و ابوکفاح همانند مقامات بلندپایه بعثی وقیحانه تهدید می‌کرد که سربازان در صورت عدم مقاومت در برابر نیروهای ایرانی اعدام خواهند شد.
حکمت نوری

حجم

۱۵۱٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۶

تعداد صفحه‌ها

۲۳۹ صفحه

حجم

۱۵۱٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۶

تعداد صفحه‌ها

۲۳۹ صفحه

قیمت:
۲۵۰,۰۰۰
۱۵۰,۰۰۰
۴۰%
تومان